آمار سایت

مندرجات : 721
تعداد نمایش مندرجات : 6225351
بازديدکنندگان : 4771414

قسمتهای سایت

مقالات شما
خواندنیها

عضویت در خبرنامه

مقاله های ارسالی

فقر
اعلاميه حقوق بشر و ...
تأثير گذاري بر انديشه و كنش فردي از طريق گروههاي كوچك
آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم
نگاهي ساده به مسائل ايران
قانون و قانونمندي
عامل نظام گسيختگي ياعامل پيشرفت و تكامل؟
محله فقير نشين
به توسعه چگونه مي نگريم ؟
گنه کرددربلخ آهنگری
عشاق خياباني
درجستجوي هويت
به جرم جواني
وسائل ارتباط جمعي
تاریخ عزیز، ما رابه کجا می بری؟
اتاق گفتگو
نگاهی کوتاه به وضعیت کنونی قشر جوان ایرانی در روزگار ما
رقص نور در آئينه ء وجود
فقروتنگدستي
فقر و پيامدهاي آن
مهريه هنگفت وخانه تهي
مرگ بار تر از بم
در حاشیه انتخابات
یلدا و والنتاين
آيا نجابت قالب خاصي دارد يا اينكه من وتو براي آن قالبي ايجاد كرده ايم؟
نگاهي به انتخابات
رستم واسفندیارقرن بیست ویکم
پول سرنوشت ساز است !
فقراامانت منند
سرگشتگي
اچ آی وی مثبت هاسلام
بی عشق جهان مرده است
احیای ایران عزیزم
احیای ايران
ازتنبیه تاتغییر
سرگذشت دودانه
ثروتمندبودن
ايجادروابط اجتماعي مناسب
روسپيگري
دانه ي خردل
حرف دهنتو بفهم
همجنسگرايي ازنظرگاه تعاليم بهائي
دردي جانكاه
شايعه وتئوري توطئه
گردن بي طمع
من به عنوان يك جوان چه كاري براي اطرافيانم كردم؟
ياشانس ويااقبال(قسمت دوم)
ظهور و سقوط امپراتوري هاي ميليارد دلاري
يك سبد گل
گوش كن وتفكرنماكه چه سان بايدزيست

مطالب خواندنی از منابع دیگر

آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط جوان   
جمعه, 07 مرداد 1384 09:03
تعداد بازدید :4046

اين مقاله سخن كوتاهي است درباره جوانان و جامعه جوان و نوجوان در كشور ايران.

انسان زميني موجودي است كه به طور كلي از دو بعد تشكيل شده است . يكي بعد مادي و جسماني و ديگر معنوي و روحاني و مفهوم حيات فردي انساني در اين كره خاكي ، ارتباط و تعلقي است كه بين اين دو جنبه وجود او برقرار مي شود و تكامل مي يابد . بنابر اين شادابي و طراوت و سرور و نشاط و ترقي و پيشرفت يك انسان در اين جهان مستلزم بروز اين خصائص در ابعاد مادي و روحاني او است . جسم انسان مانند بلور است و روح انسان مانند نور . همانقدر كه بلور بدون نور ارزش دارد ، به همچنين جسم بي روح و يا داراي آن ولي پژمرده و ناتوان ،اهميت دارد و اين حالت اخير، به حقيقت ،  مصداق حال اكثريت جوانان كشور مبارك ايران است . نسل جوان ايران شايد از لحاظ مادي غنا و آسايش اندكي داشته باشد ولي به يقين از لحاظ روحاني و معنوي اين ميزان به مراتب كمتر و پائين تر است و در مقايسه با كثرت جمعيت جوان ايران ،نزديك به صفرو اين، غم انگيز است و درد آور . سخنان مسؤلان و يا هر گونه كلام ديني كه گفته مي شود ، روح ندارد و براي جوان امروزي مثل الفاظي است بي معني . آن كلامي كه مي بايست مائده روحش باشد و سبب اهتزاز و سرور آن ، امروز همچون صوت نوار پوسيده اي است كه مكرر الفاظي تكراري و تهي از مفهوم را به گوش مي رساند و جوان هم يا بي اعتنا از كنارش مي گذرد و يا از فرط خشم و انزجار صدا را خفه مي كند و يا همچون افرادي اندك ولي دون و فرومايه براي جلب منافع شخصي خود ، مصلحت مآبانه به آن گوش مي دهد و يا همچون عده اي اقل از قليل ، نااميدانه هنوز در آن به جستجوي روح حيات مي گردد . آيا اين سزاوار نسل جوان ايران است ؟ مگر نه اينكه اين قوم ايراني در گذشته ايام به خصلت حقيقت جويي و آئين يكتا پرستي مشاربالبنان و زبانزد خاص و عام بوده اند و نفحه خوش راستي و حقيقت پرستي شان كه از گذشته هاي دور بر جاي مانده است هنوز هم مشام جان هر پاك دل منصفي را نوازش مي دهد و روحش را به اهتزاز آورده و سبب افتخار او مي گردد ؟ پس چرا حال اينگونه شده است ؟ به راستي دواي درد اين رخوت و خمودت  و اين ضيق و تنگي و تيرگي كه بر روحيات قشر عظيمي از جوانان اين سرزمين مستولي شده است ، چيست ؟ آيا تجديد خاطرات ديرين و ياد آوري عظمت خرم روزگاران خوش پيشين و بازگشت به آن است و يا  پيروي از تمدن غربي و تمسك به آئين خودپرستي و ظواهر آن ؟ و يا اينكه درك حقيقت عظيم ديگري است كه مصداق اين بيت زيباي شاعر والامقام شيرازي است ؟ :

       سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد          وآنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد  

در ادامه سخن چند نكته از آموزه هايي كه شايد داروي دردهاي اين نسل نااميد است ذكر مي گردد ، باشد كه خوانندگان عزيز به چشم انصاف در آن بنگرند تا اگر مقبول افتاد ، به كمك آن بتوانيم همه با هم، با اتحاد و اتفاق در دميدن روح مجدد حيات به ايران عزيز و احياي نسل جوان آن قدم مثبت و مؤثري برداريم . به نظر من چنين مي آيد كه نخستين دارو براي مداواي اين رخوت و پژمردگي ، تحري حقيقت است يعني جستجوي حقيقت كه از لوازم ذاتي روح انساني است و فقدان آن علت ايجاد رخوت و خمودت و پژمردگي است  .  جوان امروز شديدأ نيازمند وتشنه آن است كه بتواند آزادانه به جستجوي حقيقت پردازد و آن را با فكر و انديشه خويش بيابد و بشناسد نه آنكه ديگران برايش بگويند و تفسيركنند .

ولي متأسفانه شرايط حاكم بر ايران به گونه اي است كه هر ندا و آوايي كه مخالف و مغاير اعتقادات عده اي از رهبران ديني و يا صاحبان قدرت سياسي باشد سركوب مي شود وخاموش مي گردد . في المثل آيا اگر به راستي كسي حقيقت جديدي  را در جايي غير از دين مقدس اسلام هم بيابد اجازه بيان آن را دارد ؟  و يا آيا شرايطي فراهم مي شود كه در آن حقيقت جويي را  بيش از  حقيقت ترويج كند ؟ مگر نه اين است كه خداوند متعال به هر انساني عقل و دانش و هوش عطا فرموده است تا همواره تحري حقيقت كند و به ديگران نيز در اين سبيل ياري دهد  و خدمت نمايد ؟ پس مي توان گفت كه اين خصيصه روحانيه يعني تحري حقيقت يكي از ضروري ترين نيازهاي نسل جوان امروزايران است اما متأسفانه و با كمال حيرت و حسرت و افسوس بايد گفت كه به دليل آنكه رهبران و مسؤلان در توجيهي كه از دين دارند و خرافاتي كه به آن اضافه كرده اند و در ظن و گمان ناشي از آن ،ابوابي براي آب و نان يافته اند كه البته با ظهور حقيقت و گسترش آن همه را از دست خواهند داد؛ لذا نه مي فهمند و نه تمايلي دارند كه خصيصه مباركه تحري و جستجوي حقيقت را تشويق نمايند و علاقه اي هم ندارند ميداني بگسترانند كه آدميان و علي الخصوص جوانان در آن جولان دهند ،  بلكه شديدأ از چنين اقدامي در هراسند و به هر نحو و قيمت كه باشد با آن مخالفت مي كنند و پيشرفتش را سد مي نمايند . آري اوراق تاريخ گواه است كه اينان همواره هر عقيده جديد و بديعي را كه در ايران ظاهر شده ،  به هر نحو ممكن سركوب نموده و با آن شديدأ مخالفت ورزيده و در انظار مردم عزيز ايران آن را بد و زشت و دروغ و انحرافي و گمراه كننده جلوه داده اند تا مردم بترسند و نزديك نشوند و نشناسند ولو آنكه حقيقت محض بوده باشد .

دومين دارو اينكه دين بايد مطابق با علم و عقل باشد . مگر منشأ علم و دين ، هر دو از خداوند نيست ؟ پس چرا در بسياري از مواقع ، مراسم و مناسك دين رايج امروز با نيازهاي انسان فعلي و بويژه جوان امروزي و پيشرفتهاي علمي مطابقت نمي كند ؟ مگر دين و علم دو نظام مستقل اما مكمل يكديگر نيستند ؟ مگر مثل دو بال يك پرنده نيستند ؟ پس اين شكاف فاحش كه در ذهن جوان امروز ميان علم و دين وجود دارد به چه علت است ؟ چرا دين نمي تواند نياز اين نسل را بر آورده نمايد و او را شاداب و پر نشاط و مسرور بسازد و از تعصبات كور كورانه و تقاليد جاهلانه كه حاصلش جز جنگ و ويراني و دماري كه امروزه بسيار به چشم مي خورد نيست ، او را محفوظ نگاه دارد و از دروغ گفتن و غيبت كردن و فساد و فحشاء و رشوه دادن و كلاه برداري و دزدي كردن و ... كه فراوان وجوددارد، او را صيانت كند ؟ اگر چنين رذائل شيطاني ناباورانه و بي حد و حساب ازدياد يافته است معلوم مي شود كه از طرف ديگر، فضائل انساني همچون صداقت ، عفت وعصمت ، عدالت و امانت و ... تأثيرش در ميان مردم كم شده است و از زندگي روزمره به تدريج محو گشته است و اين خود نشانه ضعف دين در اين زمان و سستي اركان آن مي باشد و اين كه روح و نفوذ خود را از دست داده است و مسؤلان به ظاهر آراسته و به باطن كاسته هم به پوسته آن چسبيده اند و از آن نفع مي برند و نمي خواهند بپذيرند كه دين هم مثل هر پديده ديگر در اين عالم ، تغير و تحول مي يابد  و فصل بهار و تابستان و پاييز و زمستاني دارد و بعد از هر زمستان آن ، بهاري جديد مي شكفد و آفتابي تازه مي دمد وليكن آنان كه در خواب زمستاني خود به سر  مي برند و جاي خود را گرم و راحت يافته اند و ميلي به بيداري ندارند بهار جديد را انكار مي كنند و آن را دروغ مي پندارند . آري دين بايد مطابق با علم و عقل باشد و دين بايد سبب الفت و محبت باشد و اين دو اصل ، اساسي و ضروري مي باشند و جوان امروزي شديدأ به چنبن ديانتي نياز دارد تا حيات بخش روحش باشد كه در فقدان آن آرام آرام خواهد مرد ولي اكر آن را بيابد و بشناسد حياتي دوباره خواهد يافت و نيازهاي روحاني و ذهني اش برآورده خواهد شد زيرا چنين ديانتي ناگزير نظام اجتماعي و اقتصادي اش را متناسب با شرايط جهان امروز كه با سرعتي خيره كننده به سوي وحدت و يگانگي پيش مي رود شكل مي دهد و عالم انساني را به سوي آنچه كه پروردگار مهربانش براي سعادت و خوشبختي ان خواسته است هدايت مي نمايد . اما از شروط اساسي تحقق اين امور همان است كه در فوق ذكر شد يعني آنكه جوان بتواند تحري حقيقت كند و از خداوند كمك بخواهد تا آنكه بيابد و بشناسد و بر پايه هاي محكم عشق و ايمان، حيات جديد خود را بنا نمايد و به سوي آينده اي روشن و معلوم و پر سرور قدم بر دارد و با اطمينان به پيش رود و از زندگاني اش لذت برد ولي هم اكنون و در حال حاضر اين گفته حقيقت و مصداق حال نسل نوين ايراني است :

                            آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم .

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

اعلانات

1-آدرس سایت: http://www.javanim.org 

 

همچنين خود جوانان عزيز بايد در پرورش و اصلاح مفاهيمي كه به نظرشان ناقص يا نادرست است اقدام كنند؛ البته با رعايت ادب و احترام نسبت به نويسنده يا هر فرد يا گروه ديگري؛ تا انشاء الله مطالبي كه مطرح مي شود آموزنده و مفيد باشد

2-ارسال عكس: دوستان عزيز مي توانندعكس هاي مناسب اين سايت را ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

lover.loyal@gmail.com

3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييد.درج يك خواندني از منبعي ديگر در اين سايت به معناي تأييد صحت آن مطلب يا تأييد منبع آن نيست؛ بلكه هدف، صرفاً توجه به مواردي است كه ممكن است وجود داشته باشد و استمداد از افكار و ايده هاي جوانان در جهت رفع مشكلات احتمالي و استفاده از امكانات و موقعيت هاي مثبت اجتماعي

 

4- لطفاً مقالات و مطالب خواندنی خود را که مناسب این سایت می دانید از طریق گزینه ی ارسال مطالب فوق برای ما ارسال دارید تا در سایت منتشر گردد و مورد استفاده ی همه ی کاربران قرار گیرد. 

5-مطالب جوانیم و نظرات و دیدگاه های دوستان را از طریق صفحه ی فیس بوک جوانیم با آدرس زیر دنبال نمایید:

facebook.com/javanim 

oruspu numarasi canli sohbet numaralari sohbet hatlari telefonda sohbet telefonda sex sohbet numaralari arac muayene dava sorgulama trafik ceza sorgulama isimden numara sorgulama bilinmeyen numaralar