آمار سایت

مندرجات : 733
تعداد نمایش مندرجات : 4826897
بازديدکنندگان : 3671192

عضویت در خبرنامه

خشونت در خانواده چه عواملی دارد؟ چاپ پست الكترونيكي
سه شنبه, 09 آذر 1378 00:00
تعداد بازدید :6138
سازمان عفو بين الملل روز جمعه پنجم مارس را روز جهانی مبارزه با خشونت های خانوادگی اعلام کرده است؛ خشونتی که بيشتر زنان و کودکان قربانی آن هستند.
اين که هنوز در قرن بيست و يکم پشت ديوار خانه ها خشونتی جريان دارد که تنها بخش کوچکی از آن از پرده بيرون می افتد، موضوعی است که می تواند از ديدگاه های گوناگون مورد بررسی قرار گيرد.

خشونت خانوادگی در سراسر جهان و حتی در پيشرفته ترين جوامع غربی رواج دارد. در کشورهای توسعه يافته نهادها و مجامع بسياری به مبارزه با اين امر ناگوار مشغول هستند و قانون اين نوع بزهکاری را به شدت منع می کند.

در جوامع سنتی، که زنان و کودکان در برابر آزارهای جسمی و روانی بی پناه هستند، بيشتر با اين نوع خشونت روبرو هستند.

در ايران در سال های اخير اين موضوع توجه افکار عمومی را جلب نموده و گزارش ها و پژوهش های قابل توجهی در اين باره منتشر شده است.

بسياری از کارشناسان نابسامانی تربيتی و عقب افتادگی های فرهنگی را مهم ترين عامل در گسترش خشونت در خانواده می دانند.

برخی از پژوهشگران بر عامل اقتصادی، يعنی فقر و محروميت خانواده ها انگشت می گذارند.

ما از خوانندگان خود پرسيده ايم که نقش کدام عامل را برجسته تر می دانند؟

خواستيم بدانيم که ريشه خشونت خانوادگی را در کجا بايد جست؟ در سنت های اجتماعی، نظام سياسی و اقتصادی، نظام حقوقی، آموزش و پرورش، يا رسانه های همگانی؟

آيا شما تجربه ای از نزديک ديده ايد؟

چه راهی برای مقابله با آن می شناسيد؟

ديدگاه خود را با استفاده از کادر نظرخواهی همين صفحه برای ما بفرستيد تا به نام خودتان درج کنيم.

لطفا به خط و زبان فارسی و فشرده بنويسيد.

پيام هايی که تا کنون دريافت کرده ايم

خشونت زائيده فرهنگ مردسالار است. هيچ قانونی از زن در برابر خشونت خانگی حمايت نمی کند، به خصوص اگر اعمال خشونت از جانب "همسر" باشد. زهرا - تبريز

ماهيت خشونت به فقدان منطق و اصول اخلاقی برمی گردد. اگر در هر جامعه ای حد و حدودها شناخته شده باشد و فرهنگ آن نيز وجود داشته باشد، خشونت به هر نوع و در مورد هر کسی از بين خواهد رفت. سهراب عاشورلو - تهران

برای بيرون رفتن از بن بستی که امروزه زن ايرانی در خانواده با آن مواجه است و رنج و مشقت ناشی از زندگی با مرد ايرانی، قبل از آنکه نيازمند بالا رفتن آگاهی زنان نسبت به حقوق خود باشد نياز به متحول ساختن مردان ايرانی دارد. با توجه به شناختی که من ازمردان ايرانی دارم تحول آنها نيارمند تغيير قوانين حمايتی خانواده به نفع زنهاست. اگر زنان بدانند که در فشارها و مجادلات زندگی قانون از آنها حمايت می کند و درصورت محق بودن حق را به آنها می دهد، آنها خشونت را تحمل نمی کنند و اين همه بی عدالتی و اجحاف را بی پاسخ نمی گذارند. مينا - تهران

آنچه باب خشونت را باز می کند ضعف است. ضعف شخصيتی يک انسان که در وهله اول به زندگی او در دوران کودکی و در خانواده برمی گردد. و خشونت به زمانی بر می گردد که زبان از گفتن و عقل از منطقی بودن باز می ماند. محسن - تهران

علت اصلی خشونت خانوادگی فقر است، چه فقر اقتصادی و چه فقر فرهنگی و البته اين مسأله محدود به اقشار فرودست جامعه نمی شود. بسياری از آن ها که ادعای روشنفکری دارند نيز در مسائل خانوادگی کاملا عقب مانده و بر اساس آنچه جامعه طبق سنت های غلط به آن ها آموخته عمل می کنند. تنها راه کار فرهنگی است تا آرام آرام ذهنيت ها را عوض کند، زيرا جامعه ما ظرفيت يکباره متحول شدن را ندارد. هر چند با وضعيت رسانه های ما خصوصا تلويزيون که صريحا خشونت را ترويج می دهد اين آرزو دور از دسترس می نمايد. لازم به ياد آوری است که خشونت لزوما کتک زدن و شکنجه و تجاوز جنسی نيست. ازدواج اجباری، الزام به ترک تحصيل، عدم امکان انتخاب شغل دلخواه، رشته تحصيلی دلخواه و... از سوی خانواده و جامعه خود اعمال خشونت است. ثمين - تهران

به عقيده من خشونت خانوادگی ريشه در طرز فکر و جايگاه زن در تفکر مردانه دارد و در آن تحصيلات نيز نقش چندانی ندارد. اگر تحصيلات نتواند در ديد و افکار فرد تأثير بگذارد هيچ ارزشی ندارد. من همسر يک دبير بودم خودم هم ليسانس دارم ولی در سال بيش از ده بار کتک می خوردم. پس از پنج سال تحمل تصميم به طلاق گرفتم. از تمام حقوق خود گذشتم و در مقابل حق طلاق هم ششصدهزار تومان پرداختم، اما در عين حال که از لحاظ خانوادگی پشتيبانی می شوم و از لحاظ مادی هم خود کارمند رسمی هستم، با اين حال از ديد جامعه برای رهايی قيمت گزافی پرداختم. زن مطلقه در جامعه ما موقعيتی ندارد. به نظر من قبل از اينکه به تغيير قوانين فکر کنيم بايد جايگاه زن را به عنوان يک انسان روشن کنيم. معصومه - قم

صحبتم با تمام زنان در هرکجای دنيا اين است که اين ما هستيم که پسرانمان را تربيت ميکنيم و ريشه خشونت نسبت به خواهر و در آينده همسر را در او می گذاريم. وقتی اجازه دخالت در امور دخترمان را به او می دهيم به او آموزش می دهيم که زن جنس ضعيف است و نياز به مراقبت و مداخله و... دارد. آيا ما در مقام مادرشوهر هم همينگونه از حق زن دفاع می کنيم؟ وقتی که توانستيم پسرانمان و دخترانمان را خوب تربيت کنيم و بدون توجه به نوع رابطه از حقوق تمامی افراد اعم از زن و مرد و کودک دفاع کنيم، به تربيت صحيح رسيده ايم. به نظر من اگر ما زنان در رفتارهای تربيتی خود تجديد نظر کنيم، می توانيم موفق باشيم. فريبا - تهران

فقر اقتصادی و تعصبات بی جا که به هيچوجه مورد تائيد اسلام نيز نمی باشد وعدم ارائه نظرات مشورتی درست از سوی افراد ناصالح در امر ازدواج باعث انتخاب نادرست می شود. از سوی ديگر با توجه به مشکلات فراوانی که ممکن است بعد از جداشدن برای فردايجاد گردد زمينه برای ايجاد خشونت در خانواده ها فراهم می گردد. علی - تهران

شما اگر يک بار قران و احاديث پيامبر و امامانمان را بخوانيد واقعا متوجه خواهيد شد که عمل نکردن ما به دستورات خدا و پيامبر و امامان منشأ چنين اعمال وحشيانه ای هستند. وقتی که من به عنوان يک مسلمان اجازه غيبت و دروغ و فحش و ناسزا و ... را ندارم و بايد خودم را کنترل کنم ديگر چنين مسايلی پيش نمی آيد. ميترا - تهران

به عقيده من اسلام کاملترين دين و آيين زندکی در عالم است. کسی که قوانين آن را به درستی بشناسد و به آن عمل کند نمی تواند حق موجودی را در عالم آن هم کسانی را که خداوند لطيفترين و زيباترين احساسات بشری را به آنان داده است ناديده بگيرد. اين اشکال از قانون گذاران و مجريان قوانين است که درست اسلام را نمی فهمند. مينا بهرامی - ايران

در حال حاضر يکی از شايع ترين انواع خشونت عليه زنان در ايران، همسر آزاری می باشد. همسر آزاری می تواند به اشکال گوناگون بدنی، کلامی، عاطفی، روانی، جسمی و اقتصادی باشد. اگرچه زنان هدف عمده سوء رفتار هستند اما خشونت همچنين می تواند عليه کودکان (خصوصا" دختران) و ديگر اعضای خانواده (زنان سالمند) نيزبه کار برده شود. در ايران خشونت نسبت به زنان غالبا" از سال های نخست ازدواج آغاز می شود. در سال ۱۳۷۵ از هر ۱۰۰۰ زن آزار ديده که به پزشکی قانونی مراجعه کرده اند، ۸۱ مورد پيش از پايان اولين سال ازدواج مورد آزار واذيت همسرانشان قرار گرفته بودند. در مطالعه ای که پيرامون بررسی «ميزان رواج همسر آزاری و عوامل موثر برآن» در شهر تهران صورت گرفته و در آن زنان متأهل ۱۸ تا ۴۰ سال به عنوان گروه هدف انتخاب شدند اين نتايج به دست آمد: ۱- بين همسرآزاری و سن زن رابطه معناداری وجود دارد، يعنی با افزايش سن زنان بيشتر مورد آزار قرار می گيرند. ۲- بين همسر آزاری و سن شوهر رابطه وجود دارد به اين معنا که با افزايش سن مرد، همسرآزاری در وی افزايش می يابد. ۳- با افزايش تحصيلات زن و شوهر از همسرآزاری کاسته می شود. نتايج اين تحقيق نشان می دهد که ميزان همسرآزاری در مردانی که زنان آنها دارای تحصيلات کارشناسی ارشد و بالاتر هستند کمتر از گروه های تحصيلی پايين تر است. ۴- بين شغل شوهر و همسر آزاری رابطه وجود دارد، يعنی همسر آزاری در شوهرانی که کارگر يا دارای مشاغل آزاد هستند به طور معنی داری بيش از گروه های ديگر است ۵- ميانگين همسرآزاری درشوهرانی که از الکل يا مواد مخدر استفاده می کنند بيشتر از شوهرانی است که مصرف مواد ندارند. ۶- با افزايش مدت زمان ازدواج ميزان همسرآزاری افزايش می يابد. ۷- ميزان همسرآزاری در زنانی که شوهرانشان در کودکی در خانواده مورد سوء رفتار قرارگرفته اند بيشتر است. با توجه به موارد فوق ونظر به اينکه ميزان شيوع همسرآزاری در ايران بسيار بيشتر از کشورهايی مثل امريکا (۳۰تا۳۵درصد) و کنيا (۴۲درصد) است. اقدام به منظور کاهش خشونت عليه زنان يکی از مهمترين وظايف نهادهای مسئول و غيردولتی است. سعيد مدنی - پژوهشگر مسائل اجتماعی

دليل اصلی که زنان خشونت را تحمل می کنند اول نداشتن استقلال اقتصادی است و دوم قبح طلاق در فرهنگ ايرانی. البته دولت و قوانين ما هم هيچ گونه حمايتی از زنان نمی کنند. فريبا - تهران

خشونت خانوادگی در گذشته در کشورهای غربی نيز بوده ولی دولتها به کمک نخبگان و روشنفکران، با بالا بردن آگاهی های افراد جامعه فرهنگ خشونت را از بين برده اند يا لااقل اکنون در غرب خشونت خانوادگی امری منفور به حساب می آيد. فرهنگ خانوادگی هميشه تابعی از فرهنگ جامعه است و فرهنگ جامعه تابعی از نظرات روشنفکران، زمامداران و البته سنت های قديمی است. در کشورهايی که روشنفکران آن آزاد بوده اند توانسته اند فرهنگ جامعه و زمامداران را روز به روز اصلاح کنند و جوامعی آزاد و دموکراتيک بوجود آورند ولی در کشورهايی که قدرت هميشه در دست افراد مستبد و خودرأی بوده روشنفکران و فرهيختگان جامعه هميشه مورد سرکوب قرر گرفته اند. چنين جوامعی به خاطر استبداد حاکمان هميشه با فقر فرهنگی و اقتصادی مواجه بوده اند. يعنی از يک طرف قدرتمداران با زورگويی، قلدری و پدر سالاری را در جامعه اشاعه داده اند و از طرف ديگر با اشتباهات تصميم گيری خود جامعه را از پيشرفت بازداشته اند. فرهيختگان جامعه را نيز همانطور که گفته شد قلع و قمع کرده اند... با روی کار آمدن مصدق که می توانست جريان جامعه را به دست نخبگان بيندازد، دولت های خارجی برای بازگرداندن استبداد به ايران دست به کار شدند. خلاصه اينکه در جامعه ای که حکومت به جای اصلاح فرهنگ مردم خود به مردم زور می گويد و در جامعه ای که فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سياسی مردم را از تعادل روانی خارج کرده، شنيدن خبرهای هولناک در مورد خشونت های خانوادگی امری غريب نيست. در شرايط کنونی هرجند سطح آگاهی مردم ايران بالا رفته ولی هنوز هم بعضی سنت ها مثلا ترس زنان از طلاق گرفتن و بی سرپرست شدن و عدم استقلال مالی و حتی روحی زنان و اينکه طلاق گرفتن يا شکايت کردن را نوعی آبروريزی می دانند ونيز عدم حمايت واقعی قانون از قربانيان خشونت باعث شده که مردان ايرانی به يکه تازی خود ادامه دهند. متاسفانه آموزش و پرورش ايران که بايد اصلاح کننده اين ناهنجاری اجتماعی باشد خود يکی از عوامل گسترش خشونت در کشور است. معلمی که حقوق کافی نمی گيرد يا صلاحيت لازم را برای کار آموزگاری ندارد و برای دست يافتن به اين شغل فقط از فيلترهای سياسی - مذهبی عبور کرده و مثلا در کلاس مديريت ندارد يا روش تدريس خوبی ندارد باعث می شود دانش آموزان از دستش خسته شوند و کلاس را شلوغ کنند و او هم برای اينکه از طرف مدير مدرسه متهم به بی عرضگی نشود با هر روش ممکن با بچه ها برخورد می کند. البته نسل فعلی جامعه به خاطر اينکه از دست دعواهای خانوادگی پدر و مادرشان خسته شده اند کمتر علاقمند به زورگويی و خشونت در خانواده دارند. ولی نسلی که الان در ايران پا به سن گذاشته اند واقعا مستبد بودند. عليرضا کاظمی - يزد

بزرگترين اشکال در قوانين قرون وسطايی اسلامی است. بابک - لندن

هرچه بدی است به حساب سنت نگذاريد! بسياری از خانواده های سنتی ايرانی فرزندانی برومند و سالم به بار می اورند و هستند خانواده هايی که به سنن بی توجه هستند و از کودک آزاری تا تجاوز به محارم در آنها صورت می گيرد! معمولاً چنين حوادثی بيشتر در خانواده هايی صورت می گيرد که نه به سنت پايبندند و نه به اصول مدرن! و در اين بين دست و پا می زنند. به اعتقاد من آنچه امروزه باعث افزايش اين قبيل خشونتها شده در درجه اول مشکلات اقتصادی است و گرنه سنن اجتماعی علی الخصوص نزد ايرانيان در اکرام پدر و مادر و حمايت از زن و فرزند تکيه دارد. عامل دوم گسترش رسانه ها است که به چنين وقايعی می پردازند و البته برايند چنين اطلاع رسانی مثبت خواهد بود. عامل سوم به نظر من نه در نظام سياسی يا اجتماعی که در نظام درمان و سلامت است که به سلامت روان کمتر از سلامت جسمی بها می دهد. چک کردن سلامت روانی خانواده ها و کودکان به صورت مرتب می تواند در اجتناب از بروز چنين حوادثی تا حد زيادی موثر باشد! البته فقر فرهنگی وقتی با مشکلات اقتصادی عجين گردد در بوجود آمدن اين حوادث نقش بزرگتری ايفا می کند ولی باز تأکيد ميکنم که اصولاً مردم سنتگرا در ايران زن و فرزند را محترم شمرده و معمولاً فرزندانی مودب و اهل کار و تلاش تربيت می نمايند. مجيد - تهران

متأسفانه خشونت خانوادگی با جامعه ايران و ايرانی عجين شده. تازه ترين خبر تلخ اين گونه خشونت ها خبر کشته شدن زنی بی پناه توسط شوهرش در اول اسفندماه در شهرستان تفت (استان يزد) است. اين زن که زمانی دانشجوی خود من بود توسط پدر شوهرش به زور حامله شده و پس از ۴ ماه که شوهر اين زن از تعرض پدرش آگاه می شود، ديواری کوتاه تر از ديوار اين زن پيدا نکرده و به شکلی ناهنجار زن بيچاره را به قتل می رساند. تا کی بايد شاهد اين وقايع تلخ باشيم؟ در اينجا فقر نقشی در اين خشونت نداشته بلکه فرهنگ بسيار پايين خانواده شوهر زن مقتول و عدم پايبندی به حرمت خانواده مسبب اين حادثه شده است. زن بيچاره هنگامی که از رفتارهای غيراخلاقی پدر شوهرش به مادرش شکايت برده، مادر وی او را ترغيب به بازگشت به خانه و ادامه زندگی داده زيرا در صورت افشای اين عمل امکان سرافکندگی خانواده دختر در جامعه بيشتر می شد. چرا؟! اين طرز تلقی اشتباه و اينگونه پوشش دادن به رفتارهای توهين آميز مردان تا کی بايد ادامه يابد؟ وحيد - ايران

در قرآن کريم و سنت پيامبر اسلام و اهل بيت ايشان همواره بر جايگاه ارزشمند زن نه به عنوان يک ابزار انتفاعی تبليغی بلکه به عنوان بسترساز رشد و ارتقای انسانها از قبل و بعد از تولد آن نامبرده است.... اين بی انصافی است که عملکرد غلط پيروان اديان مختلف را به حساب آن دين بگذاريم و اذهان را عمدا" يا سهوا" از واقعيت دور کنيم. به نظر من اهميت موضوع نياز به مشورت با کارشناسان دينی را در چنين مواردی ضروری می نمايد. آزما - اهواز

خشونت خانوادگی انواع و اقسام دارد و همه نوع آن بد نيست و جنبه غريزی دارد. مثلا کاملا ثابت شده است که بر خلاف تصورات گذشته مردی که تمايلی به کتک زدن همسرش ندارد غيرعادی است. من فوق ليسانس الکترونيک و ابزار دقيق هستم يعنی تحصيلکرده محسوب می شوم. سالهاست که حتی يک فحش هم نداده ام و دعوا نکرده ام ولی انتظار دارم همسری نصيبم شود که در مقابل خشونتم تسليم باشد. آريا - تهران

در بينش گروه هايی از مردم ايران خشونت نه تنها نابه هنجاری به حساب نمی آيد بلکه ضرورت تدبير و مديريت نيز می باشد و بر اين اساس توجيه وجودی خشونت را تعليم و تربيت تشکيل می دهد و اين ريشه تاريخی دارد و به شکلی آشکار در ادبيات مکتوب ما نيز بازتاب يافته است... يادمان باشد که در دهه های تسلط تفکر چپ چه نوع مذهبی يا مارکسيستی آن در ايران ايده "خشم و خشونت وکينه مقدس انقلابی" به نهادهای سياسی چنان سرايت کرده بود که متاسفانه عده ای خواسته و يا ناخواسته آن را مجاز می دانند. شايد بشود خشونت را اين گونه تعريف کرد: کاربرد روش های فيزيکی و روانی آزاردهنده برای تحصيل منافع يا تحميل اراده... بعضی از تلاش های آگاهی بخش و تمهيدات قانونی و توجه به روش های تشويقی به جای روش های تنبيهی به خصوص در خانواده و مدرسه می تواند پديده کودک آزاری، همسر آزاری و کتک درمانی را کمتر کند. س . ن (دبير) - يزد

در هر جامعه ای انسانها تحت تأثير دو نهاد حکومت و خانواده هستند. در جوامع دموکراتيک وجود وفعا ليت نهادهای مدنی در بسياری از موارد فشارهای احتمالی رابر افراد کنترل می کنند اما در ايران چنين نهادهايی به معنای واقعی وجود ندارد. از طرفی طبق بررسی ها از بين چهارده گونه اختلال شخصيت، دو گونه در ايران شايع تر است: اختلال شخصيت «نمايشی» و «خود شيفته». علاوه بر اين مهم ترين رسانه همگانی درايران يعنی «صدا و سيما» دولتی است و به نفع حکومت فرهنگ سازی می کند. نهايت، غيردموکراتيک بودن حکومت که قوانين غيردموکراتيک و نبودن نهادهای حمايت از ضعفا، از نتايج آن است. رسانه های همگانی و سيستم سنتی خانواده که در آن دو نقش وجود دارد: «توسری خور» و «کتک زن» می توانند از جمله عوامل گسترش خشونت خانوادگی در ايران باشند. مژگان - تهران

خويشاوندی دارم که با زن آلمانيش در آلمان زندگی می کند و هر چندگاه يک بار کتک جانانه ای از زنش می خورد. اين را گفتم تا بدانيد که جستار خشونت در خانواده ريشه در ناتوانی ذاتی انسان دارد و تنها مشکل جامعه ايران يا نتيجه پس افتادگی فرهنگ ايرانی نيست. امير شالچی - هامبورگ

به طور کلی خشونت ابعاد بسيار زيادی دارد اما به نظر من در ابتدا معلول فرهنگ منحط جامعه است چرا که در بسياری از خانواده ها اين فرهنگ حکمفرماست و بعد از آن عواملی چون حکومت، مدرسه، قوانين و مجريان قانون همه و همه به نوبه خود مقصر هستند. من خودم هم در خانه و هم در خارج از آن مورد خشونت واقع شده ام... يک نکته هست و آن اينکه چرا مادر يا پدری که خود مورد خشونت واقع می شود به پسر يا دخترش ياد نمی دهد که چه در خانواده و چه در خارج از آن هيچ کسی را مورد آزار وخشونت قرار ندهد و يا اينکه مردی که به خود اجازه می دهد زنان ودختران را مورد تجاوز و آزار و اذيت قرار دهد... علت ديگر خشونت را بی سوادی می دانم زيرا بيشتر افرادی که ديگران را مورد خشونت قرار می دهند يا درصد بيشترشان افراد بی سواد يا کم سواد هستند. ميترا (۱۷ ساله) - مشهد

بيش از هر چيز محيط خانوادگی در رواج خشونت مؤثر است. بچه ای که از والدين خود خشونت ديده حتما در بزرگی بر ديگران و فرزندان خودش خشونت اعمال می کند. علی - تورنتو

خشونت در خانواده در وحله اول به فرهنگ تربيتی خانواده وجامعه ای که در آن زندگی می کنند ارتباط دارد. همچنين عقايد مذهبی و فرهنگی نيز تأثيرگذار خواهد بود. به نظر می رسد اين آمار در ايران از بسياری از کشورهای پيشرفته کمتر است. عباس - جيرفت

به نظر من تمام خشونت ها به علت بی فرهنگ بودن و نداشتن آموزش های درست است. مريم بهتاش - تبريز

خشونت در خانواده، متاسفانه يک رسم افغانی است که در بيشتر خانواده ها رواج دارد. در افغانستان عواملی مانند فقر و بی سوادی و حکومت های اغلب مردسالار و عادات روستايی و نبودن عشق و محبت در زندگی، عقب ماندگی فکری، بالاترين ميزان تعصب و کمترين ميزان اصول زندگی بر اساس درک طرفين و عروسی های تجارتی و... فرزندان در تمام امور ازرفتار پدر و مادر سرمشق می گيرند و پيام من برای همه جوانان افغانستانی (پسرو دختر) اين است که با قاطعيت تمام در مقابل اين طاعون خطرناک عروسی های اجباری، تجارتی، دخترفروشی شجاعانه و عاقلانه مبارزه کنند. عبدالله دهزاد جاغوری - کابل

در تمام کشورهای دنيا خشونت خانگی وجود دارد، اما از طرف قانون و عرف جامعه سخت مورد نکوهش و تعقيب قرار می گيرد. اما در ايران، قانون و نظام حقوقی نه تنها جلوی خشونت را نمی گيرد، بلکه باعث ترويج آن است. سعيد آرمان - لندن

يک چيز حقيقته اگه عشق باشه، اگه مقصد زن و مرد تو زندگی يک چيز باشه اين چيزا پيش نمياد. اما دريغ! حداقل تو ايران کمتر پسر و دختری ديدم که موقع ازدواج به اين مسئله دقت کنن! حتی تحصيل کرده هاش. حتی اونايی که سطح فرهنگی نسبتا بالايی دارن! مشکل از اونجايی آغاز ميشه که دختر و پسر تو فضاهای جدا پروش پيدا می کنند. مدرسه جدا. خيابون جدا. حتی تو خانواده ها جدا. يه پسر ايرونی و يه دختر ايرونی قبل از اينکه فکر کنه طرفش يک انسانه فکر ميکنه اون دختره يا پسره! وای از فقر جنسی! يک آدم تشنه تو بيابون وقتی به آب می رسه ديگه کار نداره اين آب ممکنه مريضش کنه يا حتی باعث مرگش بشه! من روانشناس نيستم! کارشناس اجتماعی هم نيستم! اما انسانم و درک ميکنم! فضای ناجور جامعه ايرانی رو حس می کنم! دارم توش زندگی ميکنم! با هر کسی که حرف ميزنم همينا رو ميگه! علی - تهران

ريشه خشونت در خانواده را بايد در دشواری های مالی جست. فساد دولتمردان و نارسايی نظام حقوقی نيز باعث ترويج خشونت است. علی پرويزيان - تهران

اين برای اولين بار نيست که اينگونه بی پروا و جاهلانه به حقوق زنان جامعه دست اندازی ميشود. آن هم در قرن بيست و يکم و توسط کسانی که مدعی حکومت اسلامی و اجرای اسلام ناب محمدی هستند. هر چند جامعه زنان و دختران، اينقدر بی دست و پا نيستند که لازم باشد آقايان از حقوق هميشه تضييع شده آنها دفاع کنند... در چنين جامعه ای آقايان ميگويند مردم سالاری دينی جريان دارد. ولی اگر زنی به واسطه ی قتل عمد يا غيرعمد کشته شود ديه ای معادل نصف ديه مرد دريافت خواهد کرد در حالی که هر دو به يک اندازه ملزم به پرداخت حق بيمه هستند. در جامعه ای که زنان به جرم زن بودن هميشه در موضع تحقير هستند... وای بر موقعی که يک زن برای فقط چند لحظه از کنار خيابان عبور کند... اگر مرد در جامعه ی ما از صبح تا شب هوسرانی کند، اگر چشم چرانی کند، اگر هيزی کند، خيلی به او ايرادی نيست. ولی وای به روزی که از زن خطايی سر بزند. اگر پدری دخترش را به عمد بکشد به مدد قوانين ما هيچ جرمی بر او مترتب نيست. چون پدر صاحب فرزندش است... مهدی - تهران

از اول انقلاب تا کنون که ربع قرن ازآن گذشته جز دروغ و تهمت و افترا و خشونت چيزی نديديم. برنامه های تلويزيون و سينما هم همه اش بدآموزی دارد حتی خانوادگيش، البته جنبه سکس ندارد، ولی بدترازآن دارد، همش خانواده ها را به جان هم می اندازند و برای تبليغ به اصطلاح می خواهند بگويند برای خانم ها آزادی آورده ايم.... مشکلات اقتصادی هم که مزيد برعلت شده. آيا اين بود تربيت و عدالت و قسط اسلامی که ميگفتند؟ کوروش مصدق نژاد - شيراز

با بالابردن سطح فرهنگ مردم بايد به فکر از بين بردن اين نارسايی ها باشيم. در ضمن به نظر من اعدام کردن متهم تنها راه حل نيست. بايد به انگيزه های اجتماعی هر خلافی توجه کرد. محمد - تهران

خشونت در ايران از خود رژيم شروع می شود. حکومتی که شهروندان را در ملأ عام تنبيه می کند، شلاق می زند، سنگسار می کند، خود باعث ترويج خشونت است. مردم به طور روزمره با جنبه های فراوان قهر و خشونت روبرو هستند و حساسيت خود را از دست می دهند. رئوف افسايی - لندن

به نظر بنده خشونت در خانه يا بيرون از خانه، اعتياد، رشوه خواری، فساد و ظلم پذيری همه ريشه در بی تربيتی مردم يک جامعه دارد که با تقويت نهادهای فرهنگی می توان اين مشکلات را تا حد زيادی حل کرد. متأسفانه در ايران در اين زمينه نه تنها کار مفيدی انجام نمی شود بلکه گاه در جهت عکس قدم های بزرگی برداشته می شود. زيرا افرادی در ايران هستند که منافع خود را مديون همين کاستی می‌بينند و برای نگه داشتن وضع موجود تلاش زيادی می کنند. البته ازاين رهگذر بيشترين استفاده را شما و ديگر کشورهای محتاج انرژی و مواد اوليه ارزان می‌بريد... از شما می خواهم که برنامه‌ای را به بررسی وضعيت آموزش و پرورش در ايران و مقايسه آن با آموزش و پرورش کشور خودتان و بقيه کشورهای پيشرفته اختصاص دهيد شايد تعداد بيشتری از مردم ايران به اين باور برسند که تنها مشکل ايران بی فرهنگی عامه مردم ايران است. مهرداد - اصفهان

دلايل خشونت خانوادگی بسيار متنوع است: نوع حکومت، قانون، مدرسه، خانواده يا مجريان قانون و رسانه های همگانی همه مقصرند... علی - خرم آباد

به نظر من اين عوامل درخشونت خانوادگی مهم هستند: ۱- الکل و بدمستی (درمردان) ۲- فشار ناشی از نيازهای جنسی ارضانشده. ۳- درجوامع عقب مانده اين اعتقاد مسخره وجود دارد که مرد موقعی مرد است که خشن باشد و زن را کتک بزند. متأسفانه برخی زنان نيز اين را باور دارند.هم چنين برخی مردان فکر می کنند که زن فقط با کتک آدم می شود! ۴-فشار طاقت فرسا از طرف خانواده شوهر بر عروس جوان که درنهايت منجر به عکس العمل افراطی از طرف زن جوان می شود. ۵- متأسفانه بعضی خانم ها موقعی که مرد خسته و بی حوصله است آن چنان اورا بی طاقت می کنند که مرد را کلافه می کنند و او را به واکنش های جنون آميز می کشانند. فاطمه - تهران

منشأ خشونت اين است که ما همه چيز را برای خود خوب و برای ديگران بد می بينيم. مثلأ همان پدر و مادری که ديروز با شعاراستقلال و آزادی انقلاب کردند امروز به جرم آزادی خواهی و استقلال طلبی فرزند خود را تنبيه می کنند. شميلا - تهران

به عقيده من منشأ خشونت در خانواده فقر مالی و عقب ماندگی فرهنکی است که اين هم از سياست های خشن حکومت ناشی می شود. سعيد - اردبيل

زن ايرانی با دو مشکل مواجه است. يا قانون به او اجازه طلاق نمی دهد و يا وقتی قانون چنين اجازه ای می دهد از هيچ گونه حمايت مادی دولتی و تضمين شده برخوردار نيست. بنابراين مجبور است به زندگی فلاکت بار ادامه دهد. فرهاد - تهران

به نظر من خشونت های خانوادگی در ايران ريشه های عميق فرهنگی دارد چرا که حتی برخی از تحصيل کردگان جامعه مانند اساتيد دانشگاه ها نيز گاهی اين خشونت را اعمال می کنند. متأسفانه هنوز بسياری از مردان ايرانی به خود اجازه می دهند که همسر خود را تنبيه کنند و يا مورد آزار قرار دهند. امروزه بسياری از پسران جوان تحصيل کرده در جلسات بحث و گفتگو از حقوق زنان دفاع می کنند و قائل به اين مسئله هستند که بين زن و مرد تفاوتی وجود ندارد. اما همين افراد در زندگی خصوصی خود بدترين خشونت ها را بر عليه زنان اعمال می کنند (نظير توهين کردن و متلک گفتن به دختران، آزار رساندن به خواهران و تنبيه بدنی همسرانشان و...) اين مسئله ناشی از همان ته مانده های فرهنگی است که اثر آن به سادگی از بين نمی رود. محسن - شيراز

يک اشکال اساسی در کار ما اين است که روی مسئله "خشونت"، آن هم از نوع فيزيکی آن حساس هستيم! بايد به عواملی که مردها را به اين کار وا می دارد نيز توجه کنيم. بسيار خشونت های غير آشکار و ظريف در نهاد خانم های مزدوج هست که مخرب تر و کشنده است! مهرداد - تهران

خشونت خانوادگی بستگی مستقيم با نوع حکومت و فرهنگ دارد. حکومت کنونی ايران به طور کلی حقی برای انسان قائل نيست چه برسد به زنان که قربانی های ابدی اين کشورند. خانواده ای را می شناختم که پدر با وجود تحصيلات دانشگاهی، هميشه به محض کمترين نافرمانی از طرف فرزندانش آنها را کتک می زد و تهديد به اخراج از خانه می کرد. فرزندان اين خانواده همگی تحصيلات دانشگاهی دارند ولی همه درونگرا و تا حدودی افسرده و غمگين هستند و بی عاطفه و بی اعتنا به همه چيز و همه کس. مريم - تهران

ساده ترين دليلش شرايط خشن رشد افراد در جامعه است. مردم از کودکی ياد می گيرند يا کتک بزن يا توسری خور باش. من خودم انسان های ضعيف زيادی را ديده ام که تا کسی را ديده اند که زورشان به او می رسد از هيچ نوع زورگويی کوتاهی نمی کنند. کاوه - تهران

مشکلات اقتصادی ريشه اصلی خشونت های خانوادگی است. فرهنگ روبناست و با توجه به اينکه هر يک از اقشار و طبقات دارای مشکلات اقتصادی خاص خود هستند در هر طبقه ای پديده خشونت عينيت می يابد و آنگاه خود قالب فرهنگی می گيرد و لذا ممکن است بعضا فرهنگ خشونت جدا از مشکلات اقتصادی مورد بررسی قرار گيرد. خشونت خانوادگی در ميان اقشار و طبقات محروم بيشتر است. قوانين می توانند در اين موارد ياری رسان باشند. ملازاده - ايران

به نظر من خشونت در خانواده های ايرانی بستگی به دو عامل قانون و رسانه های همگانی دارد. اگر بشود به وسيله قانون به کسانی که خشونت عليه آنها انجام شده اين اطمينان را داد که قانون از آنها حمايت می کند احتمالا خشونت ها در خانواده کاهش می يابد و دوم اينکه با استفاده از رسانه های همگانی به ارتقای سطح فرهنگ جامعه کمک کنيم زيرا ميزان خشونت در قشر فرهنگی جامعه کم تر است. روژنا - تهران

ريشه مشکلات اجتماعی وجود ناهنجاری های روانی در فرد فرد جامعه است. اگر جامعه به خشونت به عنوان عاملی برای امنيت می انديشد، اگر خانواده دچار خشونت است و... همه در نتيجه وجود نگرش پدرسالارانه در جامعه است که اين به نوبه خود به بار آمدن افرادی با روحيات منفعل يا پدرسالار می انجامد و البته اين جامعه هم خود برايند طرز فکر افراد آن است. راه اصلاح آن هم رشد فکری افراد و آگاهی آنهاست. هومن - تهران

بارزترين عامل اين است که بچه ها در ايران در شرايط تحقيرآميز بار می آيند و از هيچ حقوقی برخوردار نيستند. کسی که با شرايط ناگوار بزرگ شد، نسبت به خود و ديگران خشم و نفرت دارد و در بزرگی خشم خود را متوجه افراد ضعيف می کند. و در ايران زنها ضعيف هستند، زيرا نه قانون از آنها حمايت می کند، نه عرف و اخلاق سنتی. شهرزاد - يوته بوری (سوئد)

به نظر من عيب اصلی در نظام حقوقی است، زيرا در ايران قانون خانواده بسيار نارساست. نازنين - تهران

معلم های ما در مدرسه ما را کتک می زدند. به خاطر نماز خواندن ما را زير فشار می گذاشتند. حالا من از همه تنفر دارم و حس می کنم يک آدم روانی هستم که به خاطر هر چيز کوچکی سر ديگران داد می زنم. زرتشت - تهران

مشکلات مالی نقش دارد. نظام تربيتی خراب است. نظام حقوقی از افراد ضعيف حمايت نمی کند. علی پرويزيان - تهران

گستردگی خشونت خانگی در ايران از نبودن حمايت از زنان خشونت ديده ناشی می شود. عدم وجود خانه های امن و عرف رايج که زن بايد تحمل کند و بسوزد و بسازد... به گمان من خشونت خانگی در ايران به همان گستردگی ساير نقاط است با اين تفاوت که پنهان می ماند و بيان نمی شود و البته در مناطق سنتی شيوع آن بيشتر است. مريم - تهران

من مواردی از خشونت را ديده ام و برای فاش نشدن اسم فرد خشن يا قربانی خشونت، به صورت غير مستقيم به مسئله اشاره می کنم. مردی زنش را به بهانه های مختلف و اکثرا غير منطقی شلاق می زد. با ترکه يا کمربند چرمی بدن زنش را سياه می کرد. در مواردی نيز بدن دختر يا پسرش را به بهانه های مختلف سياه می کرد. الآن آن مرد ديگر کتک نمی زند. و هنوز هم بعد از ۵۰ سال با زنش زندگی می کند. مرد دليل کتک زدن زن و بچه اش را در گذشته فشار اقتصادی زندگی می داند. ولی به نظر من بزرگ شدن بچه ها و مقاومت در برابر خشونت پدر از دلايل ديگر متوقف شدن خشونت پدر است. زن (قربانی) حتی صدايش را بلند نمی کرد و وقتی که شوهر در حال کتک زدن فحش می داد يا داد می کشيد، زن می گفت: آبروی ما را نبر، همسايه ها می فهمند! زن ديگر کينه ای از شوهرش در دل ندارد، اگر چه دلش شکسته است و از اول هم ازدواجش با شوهرش اجباری بوده است. ولی چون راه فراری نداشته تن به خشونت چند ده ساله داده است. فقدان مراکز حمايت از قربانيان خشونت، نبود سازمانهای تامين اجتماعی مؤثر، سيستم مردسالار، فقر اقتصادی از عوامل خشونت های خانوادگی هستند. بايد قانون صراحتا زنان و بچه ها را در برابر خشونت شوهران يا برادران محافظت کند. و سارمانهای غيردولتی هم بايد در شناسايی قربانيان و حمايت از آنها با حمايت دولت فعال باشند. تشويق قربانيان از طريق رسانه های گروهی به رجوع به قانون و نترسيدن از آبروريزی نقش مهمی در پيشگيری از خشونت دارد. چون هر افشاگری نه فقط چهره واقعی فرد خشن را فاش می کند بلکه قربانيان ديگر را نيز جرأت می دهد که شکايت کنند. دکتر اصغر عبدی - بيرمنگام

خشونت در خانواده در کشورهايی که با فقر فرهنگی و اقتصادی روبرو هستند مساله ای دامنه دار است و نمی توان بر بخشی از ساختار جامعه انگشت گذاشت و ان را عامل اصلی ناميد. کبری رحمانپور فقر را قاتل می داند اما آيا اگر مادر شوهر وی دارای سطح فرهنگی بالاتر بود و ساختار خانوادگی کبری نيز به سنت های کهن خانوادگی وابسته نبود، باز هم قاتل فقر بود؟ آيا در کشوری مثل ايران يک خانواده می تواند با داشتن فقر فرهنگی دارای رفتاری مطابق با فرهنگ امروزين باشد؟ به نظر من خشونت در خانواده از همان ابتدای زندگی با فرهنگ مردم کشورهای فقير آمیخته است زيرا فرزندان خانواده از همان ابتدا شاهد بدرفتاری مردان خانواده با مادر خود هستند... و زمانی که همسر اختيار کرد برايش خيلی عادی است که وی را مورد آزار قرار دهد و اين سلسله ادامه دارد.... عزيز فروتن - کابل

خشونت در جامعه امروزی به هر نوع آن شکل تکامل يافته ای از خشونت در سده های قبلی است که بسط شديدی يافته است. اگر پدر يا مادری اکنون با فرزند خود برخورد خشونت باری دارد به يقين او نيز در کودکی به نوعی با اين برخوردها آشنا بوده است. پس ريشه همه نوع خشونت را بايد در اجتماعات و خانواده های گذشته جست. حامد - کرمان

زمانی که پدر بواسطه فقر شرمنده شود و غرورش جريحه دار از اينکه نمی تواند نيازمندی های به جای فرزندش را پاسخ دهد و مادر چشم به زتدگی ديگران دوخته و پدر را مقصر نداری و مشکلات می داند و نسل گذشته (پدر و مادر بزرگ ) با تفکر قديمی خود مداخله کنند چنين می شود... سعيد پوردلير - شيراز

خشونت از ناملايمات اجتماعی و خانوادگی ريشه می گيرد. برای مثال کودکی که از آغاز زندگی شاهد خشونت های پدر ومادر با يکديگر می باشد و در شرايطی از آنها آزار می بيند و در سالهای بعد با انواع خشونت و تحقير در مدارس و جامعه روبرو می شود، حتما به خشونت گرايش پيدا می کند. پويان - شيراز

خشونت در خانواده يکی از انواع خشونت است که غالبا عليه زن اعمال می شود. پدر و مادر از همان اول ترجيح می دهند که فرزندشان پسر باشد. و اين رويکرد خشن نسبت به دختر تا کشته شدن وی در زندگی زناشويی ادامه پيدا می کند. و عواملی چون مذهب و قانون و عرف از اين خشونت به جد حمايت می کنند. مجيد ملکی - ايران

به نظر من ريشه مشکلات در هر جامعه و حتی خانواده ها مشکلات اقتصادی است و چون در ايران هيچ سازمانی برای دفاع از حقوق افراد نيست نابسامانی ادامه پيدا می کند. تنها راه مبارزه با خشونت در خانواده حل مشکلات اقتصادی و بالا بردن سطح زندگی مردم است. محسن - تهران

عدم اعتدال در رفتار روانی باعث خشونت در آدمی می گردد. عوامل زيادی باعث انحراف از حالت تعادل می گردند: احساس حقارت؛ رفتار های نامناسب و نامهربانی در دوران کودکی؛ فقر اقتصادی و فرهنگی و... متأسفانه در حال حاضر اکثر مردم ايران دچار فقر اقتصادی گرديده اند، برنامه های رسانه هايی نظير صدا و سيما اختصاص به قشرهای مرفه و قشرهای خاص ديگر دارند و اين مسائل باعث رشد حقارت و احساس بدبينی نسبت به زندگی و خشونت رفتاری در اکثريت مردم گرديده است. درد آورتر اين که اکثر فرهنگ سازان از هويتی معنا دار و شخصيتی بزرگوار و اثرگذار برخودار نمی باشند و به اين سبب اکثرا به فکر درمان بحران های اجتماعی مردم نمی باشند. متاسفانه فشار بيش از حد مالی باعث گرديده که قشرهای آسيب پذير به جای حمايت از يکديگر، با رفتاری عصبی و خشونت آميز با هم روبرو شوند. راه حل اين مسئله در رشد اقتصادی و زدودن خرافات و فرهنگ های غلط و همچنين فرهنگ سازی درست و هويت بخشی و معنا دادن به زندگی ايرانيان نهفته است. مهرداد رجبی کرمانشاهی - تهران

خشونت خانوادگی در همه جای دنيا هست. فقر و بدبختی همه جا هست. چه کارش می شود کرد حتما قسمت همين بوده. ولی هميشه پناه به خدا برديم. وای بر زمانی که دين را بهانه ای برای خشونت بکنند. مشکل فقط فقر نيست بلکه اعتياد و ديوانگی مردم هم باعث خشونت می شود. بايد به طبيعت پناه برد. علی اطلسی - دبی

معتقدم که ريشه خشونت های خانوادگی در ايران در دو موضوع عمده است. اول در ساختارهای اجتماعی و دوم در نحوه برخورد مراجع قضايی. در بحث ساختارهای اجتماعی بايد گفت نوع خشونتی که مردان عليه زنان در منازل خود اعمال می کنند متأثر از يک ساختار کلی اجتماعی است. ما در جامعه ای زندگی می کنيم که مردان برای رسيدن به اهداف خود از راه های خشونت آميز استفاده می کنند. به عبارتی خشونت در خانواده نتيجه خشونت در جامعه است. اما در بخش دوم بايد گفت مشکل اساسی ديگر در سيستم قضايی ايران است که در آن مرد هم قانونگذار است و هم مجری قانون. در سيستم قضايی ايران مردان هم قاضی هستند و هم پليس و اين موجب می شود تا در اين ميان نيازهای زنان در نگاه های مردسالارانه پوشيده بماند. به نظر می رسد که می بايست يک نوع بازنگری صورت گيرد و تعريف دقيق و روشنی از زنان در سيستم قضايی ايران ارائه گردد. ايمان مظفری - گرگان

من فکر می کنم بيشترين عامل ايجاد خشونت در خانواده، دخالت بيش از حد اطرافيان در زندگی مشترک زوجين است. ما ايرانيها بيش از اندازه در زندگی هم دخالت می کنيم و سرک ميکشيم و به جای کمک به رفع مشکلات هم، سنگ اندازی می کنيم و دلمان هم خوش است که مثلا در ايران بر خلاف کشورهای غربی بنيان خانواده مستحکم و پايدار است. درحاليکه نود درصد اين روابط به اصطلاح مستحکم چيزی جز دخالت و فضولی و فتنه انگيزی نيست. همين مسأله باعث می شود که بسياری از زنان از مطرح کردن مشکلات خانوادگی خود برای ديگران واهمه داشته باشند و صرف نظر کنند چون ميدانند که اين کار جز دردسر و بی آبرويی هيچ چيزی برايشان ندارد و ترجيح می دهند دندان روی جگر بگذارند و بسوزند و بسازند... از نظر قانونی هم چون زن از حقوق کمتری نسبت به مرد برخوردار است اين مسأله دست مرد را برای اعمال خشونت و سواستفاده از حقی که قانون به او داده، بيشتر باز می گذارد. همچنين نهاد مشخصی برای رسيدگی به خشونت های خانوادگی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد شناخته شده و فعال نيست و در شکلی بسيار ابتدايی و سنتی عمل می کند. قانون حمايت از خانواده در ايران بسيار ناقص است و فاقد ضمانت اجرايی لازم می باشد. سينا منصوری - تهران

متأسفانه خشونت خانوادگی با جامعه ايران و ايرانی عجين شده. تازه ترين خبر تلخ اين گونه خشونت ها خبر کشته شدن زنی بی پناه توسط شوهرش در اول اسفندماه در شهرستان تفت (استان يزد) است. اين زن که زمانی دانشجوی خود من بود توسط پدر شوهرش به زور حامله شده و پس از ۴ ماه که شوهر اين زن از تعرض پدرش آگاه می شود، ديواری کوتاه تر از ديوار اين زن پيدا نکرده و به شکلی ناهنجار زن بی چاره را به قتل می رساند. تا کی بايد شاهد اين وقايع تلخ باشيم؟ در اينجا فقر نقشی در اين خشونت نداشته بلکه فرهنگ بسيار پايين خانواده شوهر زن مقتول و عدم پايبندی به حرمت خانواده مسبب اين حادثه شده است. زن بيچاره هنگامی که از رفتارهای غير اخلاقی پدر شوهرش به مادرش شکايت برده است، مادر وی او را ترغيب به بازگشت به خانه و ادامه زندگی داده زيرا در صورت افشای اين عمل بسيار وقيحانه امکان سرافکندگی خانواده دختر در جامعه بيشتر می شد. چرا؟! اين طرز تلقی اشتباه و اينگونه پوشش دادن به رفتارهای توهين آميز مردان تا کی بايد ادامه يابد؟ لاله - يزد

منبع

 

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
8534  - منتمهع |1387-9-26 00:39:00
کمخخنواکمنومنئمملیتعتاذتذ
تاذلاغتنننندئددددددببعتنب
دنئبنتعذبتنبتذاابمنبنئدبع
تاددتبدبدبدتدباغبتدتبغاذب
تذبتبتبتببتذتبتبتذدبتبذتا
ذبابذبتابذتادذباتدببتذددد ددددددددد

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

اعلانات

1-آدرس سایت: http://www.javanim.org 

 

همچنين خود جوانان عزيز بايد در پرورش و اصلاح مفاهيمي كه به نظرشان ناقص يا نادرست است اقدام كنند؛ البته با رعايت ادب و احترام نسبت به نويسنده يا هر فرد يا گروه ديگري؛ تا انشاء الله مطالبي كه مطرح مي شود آموزنده و مفيد باشد

2-ارسال عكس: دوستان عزيز مي توانندعكس هاي مناسب اين سايت را ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

lover.loyal@gmail.com

3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييد.درج يك خواندني از منبعي ديگر در اين سايت به معناي تأييد صحت آن مطلب يا تأييد منبع آن نيست؛ بلكه هدف، صرفاً توجه به مواردي است كه ممكن است وجود داشته باشد و استمداد از افكار و ايده هاي جوانان در جهت رفع مشكلات احتمالي و استفاده از امكانات و موقعيت هاي مثبت اجتماعي

 

4- لطفاً مقالات و مطالب خواندنی خود را که مناسب این سایت می دانید از طریق گزینه ی ارسال مطالب فوق برای ما ارسال دارید تا در سایت منتشر گردد و مورد استفاده ی همه ی کتربران قرار گیرد. 

5-مطالب جوانیم و نظرات و دیدگاه های دوستان را از طریق صفحه ی فیس بوک جوانیم با آدرس زیر دنبال نمایید:

facebook.com/javanim 

oruspu numarasi canli sohbet numaralari sohbet hatlari telefonda sohbet telefonda sex sohbet numaralari arac muayene dava sorgulama trafik ceza sorgulama isimden numara sorgulama bilinmeyen numaralar