آمار سایت

مندرجات : 733
تعداد نمایش مندرجات : 4543040
بازديدکنندگان : 3432729

عضویت در خبرنامه

آيا از صحبت کردن به زبان مادری خود شرم داريد؟ چاپ پست الكترونيكي
جمعه, 19 آبان 1385 08:34
تعداد بازدید :4324
روز شنبه دوم اسفند (21 فوريه) مصادف بود با روز جهانی زبان مادری که از سوی سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (يونسکو) اعلام شده است. به همين مناسبت، صفحه رودررو را اين بار در اختيار دو جوان ايرانی گذاشتيم که زبان مادری شان همچون بسياری ديگر از ايرانيان، زبان فارسی نيست. رقيه در شهر کوچک بستان آباد در آذربايجان شرقی زندگی می کند و مهناز در سنندج، مرکز استان کردستان. اين دو برای ما از تجربيات خود به عنوان کسانی که زبان مادری شان فارسی نيست گفته اند.

شما هم در اين بحث شرکت کنيد و چه زبان مادری تان فارسی باشد و چه غيرفارسی، نظر خود را در مورد نوشته های اين هم ميهنان خود بگوييد و اگر تجربياتی شخصی هم در اين زمينه داريد بيان کنيد. ممکن است زبان مادری تان فارسی باشد اما به سبب زندگی در خارج از مرزهای کشورهای ايران، افغانستان و تاجيکستان که زبان رسمی شان فارسی است، خود را در زمره اقليتهای زبانی حس کنيد، برای ما در مورد اين حس در اقليت قرار گرفتن بگوييد:

مهناز از سنندج: روزی توی مدرسه سؤالی از دبيرمان داشتم که آن را به زبان کردی پرسيدم اما دبيرمان با اينکه خودش کرد بود متأسفانه جوابم را نداد و گفت بايد دوباره سؤالت را تکرار کنی و آن را به زبان فارسی بپرسی تا جوابت را بدهم.

پرسيدن اين سؤال به فارسی برايم خيلی مشکل بود اما هر طور بود آن را پرسيدم.

بعضی از دبيرهايمان هميشه همين طوری اند و می گويند بايد هميشه در مدرسه به زبان فارسی صحبت کرد.

زبان ملی ما زبان فارسی است اما بهتر بود که ما در مدرسه به زبان کردی هم درس می خوانديم که زبان مادريمان است يا اينکه لااقل در مدرسه با معلمانمان به کردی صحبت می کرديم تا بهتر بتوانيم منظورمان را به آنها بفهمانيم و با آنها ارتباط برقرار کنيم.

البته اين را هم بايد در نظر داشت که حتی در شهرهايی مثل سنندج که همگی مردم بومی آن کرد هستند، عده ای فارسی زبان هم سکونت دارند و من اين را درک می کنم که به خاطر آنها و با در نظر داشتن اينکه دروس به زبان فارسی هستند بقيه ما هم در مدرسه به زبان فارسی صحبت می کنيم.

متأسفانه بعضی از مردم کرد زبان دست از کردی صحبت کردن برداشته و حتی در خانه بين خود به فارسی صحبت می کنند، به نظر من اين کار اشتباه است چون هرکس بايد زبان مادری خود را بياموزد و خوب بداند.

يکی از دلايلی که عده ای از کرد زباننها ترجيح می دهند فارسی صحبت کنند اين است که بعضی از فارسی زبانها توی مدرسه ما کرد زبانها را مسخره می کنند و اين موضوع که دبيرها هم نمی گذارند ما در مدرسه به زبان کردی حرف بزنيم باعث می شود که بعضی از بچه ها هم از کردی حرف زدن خجالت بکشند.

من دانستن زبان ديگری غير از زبان فارسی و اينکه بر خلاف همکلاسيهای فارسی زبانم، زبان ديگری هم بلدم را امتيازی برای خودم می بينم و مواردی پيش آمده که در جمع فارسی زبانها اين امتياز را بخوبی حس می کنم، گاهی آنها از من می خواهند که کردی حرف بزنم و از آنها می خواهند که به آنها کردی ياد بدهم. خاطرات خوب زيادی از اين نوع دارم.

رقيه از بستان آباد (آذربايجان شرقی): وقتی به شهرهايی مثل تهران می رويم گاهی در صحبت کردن و رساندن منظورمان به زبان فارسی دچار مشکل می شويم اما مشکلی که بيش از همه آزار دهنده است اين است که به علت ترک بودن مورد تمسخر و توهين قرار می گيريم و من نمی دانم منشأ اين همه لطيفه و نکات تمسخرآميز که درباره ترکها درست کرده اند کجاست؟

با اين حال بر حفظ زبان مادری ام و سخن گفتن به آن پايبند و کوشا هستم، هر جا که می روم ترکی حرف می زنم و در مقابل تجربيات تلخ، خاطرات خوبی هم دارم و موارد زيادی بوده که فارسی زبانها به زبان من توجه نشان داده و حتی از من خواسته اند ترکی يادشان بدهم، يا معادل ترکی بعضی از کلمات فارسی را از من می پرسند.

در مورد پايبندی و تعصب به زبان ترکی در مناطق مختلف ترک زبان تفاوتهای زيادی وجود دارد مثلاً خيلی از تبريزيها آن قدر بر ترکی حرف زدن و پرهيز از فارسی صحبت کردن مصرند که حتی جواب مسافرهای فارسی زبانی را که سؤالی از آنها می پرسند و ترکی هم بلد نيستند به ترکی می دهند.

اما در زنجان اين طور نيست، نامزد من زنجانی است و همه خانواده اش ترک هستند اما بين خود فارسی حرف می زنند و فقط من هستم که وقتی بين آنها می روم ترکی حرف می زنم. در شهر زنجان می بينی که مردم با اينکه همه ترک هستند و حتی هنگام فارسی حرف زدن لهجه ترکی دارند اما باز هم توی خيابان می شنوی که به فارسی صحبت می کنند، بخصوص دخترها و پسرهای جوان.

در زنجان ترکی دارد رفته رفته از بين می رود و در اروميه هم کمابيش همين طور است.

پيامهايی که از شما دريافت کرده ايم

من آذری ام اما در زنجان زندگی می كنم. من و همسرم مانند بيشتر مردم ايران با كودكانمان فارسي صحبت می كنيم. فكر می كنم مسئله تفاوت لهجه ها و مشكلات زبانی و ارتباطی در آينده نزديك در ايران محو شود زيرا امروزه تقريباً در همه استانها همه كودكان دارند با تسلط بسيار خوب به زبان ملی مان فارسی بار می آيند و مشكلاتی از گونه مشكلات رقيه و مهناز بزودی در همه جا حل می شود. فرشاد تبريزی - زنجان

من مسلمان ایرانی گرجی ام و علیرغم اینکه همسرم اهل جهرم و فارسی زبان است خودم و فرزندانم به زبان گرجی تکلم می کنيم و این توانايی را امتیازی می دانم. ضمناً به کلیه کسانی که دارای زبان مادری غیر از زبان رسمی خود هستند توصیه می کنم از یاد دادن زبان خود به فرزندانشان که هیچ هزینه ای برای آنها ندارد دریغ نکنند. حسن مقدسی - فريدونشهر اصفهان

سيزده سال است به زبان کردی در کلاس تدریس می کنم، در حالی که در کلاسهایم دانش آموز فارس زبان هم وجود داشته است و آنها با رغبت فراوان تأکید داشته اند که من به زبان کردی تدریس کنم زیرا احساس می کردند که میان سایر همکلاسیهایشان تافته جدا بافته نيستند و از اینکه می توانند زبان دیگری را غیر از زبان مادری خود براحتی بفهمند به خود می بالیدند. در شهرهای مختلف مناطق کردنشین ایران حساسیت به زبان مادری تفاوتهای عمده ای با هم دارد به طوری که اکثر شهرهای کردنشین و بخصوص مناطق سنی نشین از اینکه به زبان کردی صحبت می کنند به خود می بالند تا حدی که خیليها این مسئله را نوعی افراطگرایی حس می کنند. در مورد شهر سنندج نیز باید بگویم با تمام احترامی که برای همزبانان سنندجی خود قائلم اما این خود سنندجيها هستند که صحبت کردن به زبانی غیر از زبان کردی را باکلاسی تلقی کرده و مایه فخر و مباهات می دانند. ما به ایرانی بودن خود افتخار می کنیم زیرا معتقدیم که پایه و اساس این مرز و بوم با دستان تلاشگر مردم غیور کرد آباد شده و آن را وطن اصلی تمام کردهای دنیا می دانیم. هريم - مريوان

روز شنبه بيست ويکم فوريه برابر با دوم اسفند به مناسبت روز جهانی زبان مادری مراسمی در تالار دكتر مبين تبريز برگزار شد که در آن بيش از پانصد شركت كننده حضور داشت. قرار بود ساعت چهار عصر برگزار شود ولی به علل نامعلوم با نيم ساعت تأخير برگزار شد و به مدت چهار ساعت با شور و حال فراوان ادامه يافت. لازم به ذكر است که مجوز اين مراسم در آخرين لحظات داده شد. استقبال از مراسم به حدی بود كه تمامی صندليهای سالن مملو از جمعيت بود علاوه بر آن تعداد زيادی صندلی نيز در راهروهای تالار قرار داده شده بود ولی به دليل حضور گسترده مردم بسياری از شركت كنندگان سرپا به سخنرانيها گوش دادند. درنا - تبريز

من زنجانی ام و متأسفانه حرفهای رقيه را تا حد زيادی تأييد می ‌كنم. ما فرهنگ غنی و زيبايی داريم كه گوشه‌ هايی از آن را می ‌توان در كتاب كمياب فرهنگنامه زنجان كه حدود چهل سال پيش چاپ شده پيدا كرد، از جمله اشعار محلی و مراسم ويژه برای عيد نوروز و عروسيها. خواندن اين كتاب را به همه زنجانيها و مخصوصاً آنهايی كه كوركورانه زبانها را مسخره می ‌كنند، توصيه می ‌كنم. مهدی - زنجان

اصولاً اجازه رشد دادن به خرده فرهنگها در هر کشور به معنای مقابله با فرهنگ رسمی آن کشور نیست. در واقع هم می توان متکثر بود و هم متحد. آنانی که به سرکوب فرهنگهای کوچک و غیررسمی به عنوان وسیله ای در جهت رسیدن به اتحاد ملی می نگرند با تحقیر اقلیتهای قومی جامعه خود و ایجاد تنفر در آنها نسبت به فرهنگ و زبان رسمی آن ملت، تیشه به ریشه پیوند و همبستگی ملی می زنند. نکته دیگر اینکه در هر فرهنگی مجموعه ای از کلمه ها و اصطلاحات وجود دارد که به ماهیت تاریخی و جغرافیایی آن منطقه بر می گردد. مثلاً در شمال ایران کلمه های بسیاری در مورد جنگل و مردمان جنگل نشین و آیین کشت و کار در شالیزارها و کوهستانها وجود دارد که معادلی پارسی برای آنها یافت نمی شود. با به رسمیت شناختن این خرده زبانها می توان به جای گرته برداری از زبانهای بیگانه نظیر انگلیسی و عربی از این زبانها بهره جست و به غنای زبان پارسی کمک کرد. من ایرانی مازندرانی ام و به زبان خودم افتخار می کنم و از اینکه در جمع مازنیها همه به فارسی و آنهم با لهجه تهرانی صحبت می کنند تأسف می خورم. سعی می کنم فارسی را بدون غلط صحبت کنم اما نه با لهجه تهرانی و اصولا اصراری به پنهان کردن لهجه ام ندارم چراکه فکر می کنم درست صحبت کردن به معنای داشتن لهجه مرکزنشینان نيست و تأمل در معنا و رعایت اصول و قواعد زبانی پارسی کافی است. آرش - تهران

می خواستم در جواب خانم رقيه از بستان آباد بگويم كه نه تنها زنجانيها به زبان مادری خود تعصب دارند بلكه تعداد كسانی كه در زنجان به زبان فارسی صحبت می كنند بمراتب كمتر از ساير نقاط ترکی زبان كشور است . برای اينكه خانم رقيه روشنتر شوند به اين خانم مي گويم كه متعصبترين تركها در زنجانند، مثلاً در مقايسه با تبريز تعداد نشرياتی كه تمام يا قسمتی از آنها به زبان تركی است خيلی بيشتر است. حتی برخی از نشريات در زنجان به همين خاطر لغو امتياز شده اند. مثالی ديگر منطقه من به نام طارم عليرغم همسايگی با گيلان و ارتباط ديرينه اجتماعی و فرهنگی هرگز تعصب زبان عزيز ترکی را از دست نداده است. حسين - آب بر طارم (زنجان)

بحث زبان مادری و گويش بدون توجه به لهجه ها ناقص است. من سالها در تهران و كرمانشاه زندگی كرده و ديده ام كه بسياری از فارسی زبانها هم اصطلاحات و بيانهای خاصی دارند و اينكه گويش تهرانی فعلی را كه حداكثر از زمان فتحعليشاه شروع شده معيار می گيريم جز قراردادی نيست که بايد قبول كرد هر ساكن ايران يا مرتبط با آن اگر آن را نداند عملاً در جريان آزاد ارتباطات دچار تأخير خواهد شد. محمدرضا - اصفهان

پيچيدگی سياست سرکوب فرهنگی برای اشاعه قدرت مرکزی که در قالب نفی موجوديت ديگر فرهنگها گذاشته شده در ايران حائز اهميت است. اجراکنندگان چنين سياستی اکثراً خود نيز زبانی غير از فارسی دارند. در واقع تا زمانی که دست اندرکاران ايران کليد حکومت خود را در چنين قالبی می بينند شهروند نوعی بايد به دنبال به کارگيری زبان و مشخصه های فرهنگی خود به عنوان سلاحی برای کسب هويت فردی يا ملی است، حال اگر کسانی از گيرودار اينچنين تکاپويی به خستگی روحی کشيده شوند و تسليم هر چه از خدا رسد نيکوست بشوند، در حيطه فرضيه دکتر آشوری قرار می گيرند و نه در شهر و نه در ده احترامی اجتماعی ندارند. شايد بشود گفت اين دايره بدشگونی است که برای کسی راه گريزی نيست، تا زمانی که اساس ايران بر نظام فدرالی و چندمليتی گذاشته نشود تا هر مليتی باغ خود را گلزار کند. در آن زمان می توان از آقای ايکس پرسيد به زبان کردی به هم ميهن چه می گويند؟ که ايشان نيز ادعای دانش کند و برازندگی ايران گربه نشان را از لوله دانش ببيند نه تفنگ. ديلان - لندن

آشنایی با زبان محلی در شهر بندرعباس یکی از علل موفقیت در شغل و محیط کار و پذیرا بودن شما به طور غیرمستقیم به شمار می آید. آرش - بندرعباس

خوشبختانه پيشرفتهای اخير در زمينه ارتباطات، ماهواره و اينترنت برخلاف تصور كسانی كه ميلياردها ريال هزينه صرف كردند تا آداب و رسوم و زبان كردی به فراموشی سپرده شود، موجب شده است روز به روز به تعداد كسانی كه می توانند کردی بخوانند و بنويسند افروده شود که اين نويدبخش آينده ای روشن برای ملت كرد است. حتی مردم كوچه و بازار نيز به جای تماشا كردن برنامه های ايران با استفاده از آنتن ماهواره ای برنامه های كردی كردستان عراق را تماشا می كنند. زانيار - سنندج

زبان مادری من لری است و خیلی خوشحالم که بجز فارسی زبانی دیگری را هم به طور کامل بلدم. همکارانم وقتی به موسیقی لری گوش می دهند ونمی توانند اشعار و کلمات آن را تشخیص دهند خیلی حسرت می خورند. آن وقت است که من به ارزش زبان لری بيشتر پی می برم و از اینکه افزون بر فارسی، لری هم بلدم احساس خرسندی می کنم. چند سال پیش برای مأموریتی اداری به کازرون رفتم وقتی میان عشایر ترک زبان آنجا نمی توانستم ترکی حرف بزنم یا ترکی بفهمم خیلی دلگیر شدم، بویژه وقتی شاعری محلی به نام آقای عزیزی به زبان ترکی قشقایی شعر می خواند وحاضران ترک زبان بشدت تحت تأثیر قرار گرفتند از اینکه نمی توانستم با آنها از شنیدن آن شعرها لذت ببرم احساس حقارت می کردم. ف. ر - اصفهان

خوشبختانه در جامعه ما يعنی جامعه تركمنهای ايران صحبت كردن به زبان مادری عموميت دارد و خودم بارها مشاهده كرده ام كه بقيه ايرانيها چطور از تركمنی صحبت كردن كودكان ما تعجب مي كنند اما با روند رشد و توسعه به كارگيری فارسی در مدارس، كتابها و رسانه ها، زبان مادری ما نيز قابليت معادلسازی و پويايی خود را از دست می دهد و روز به روز فارسی تر می شود. اين روند متوقف نمی شود مگر با تقويت زبانهای محلی در مدرسه ها و رسانه ها. شهرام - گنبدکاووس

در تهران زندگی می كنم و مادرم اهل تهران و پدرم اهل اروميه است. فارسی و تركی را از كودكی آموختم و هر دو زبان را زبان مادری خودم می دانم چراكه به هر دو زبان و فرهنگ تعلق خاطر دارم. ايران دارای قومهای گوناگونی است كه هر كدام شاخصهای فرهنگی خود را دارند. هيچيك بر ديگری برتري نداشته و ندارد و هركدام قطعات جورچين بزرگی به نام ايران زمين است. بايد به ايرانی بودن خود افتخار كنيم. شاهين - تهران

آرزودارم هرکس هر کجا که هست برایش زمینه داده شود تا با زبان مادری اش صبحت کند و زبان مادری اش به حیث زبان ملی شناخته شود و مانند افغانستان تعصب و کینه های کاشته ای که حاکمان جاهل و متعصب زرع کرده اند رشد نکند. عبدالله دهزاد جاغوری - کابل

فردینان دوسوسور زبانشناس مشهور ریشه هویت را در زبان آدمی می‌ داند و زبان را اساسی ‌ترین قسمت از هویت انسان می ‌شمارد. بسیاری از دوستانی كه نظریات خود را نوشته‌اند، این نكته اساسی را فراموش كرده‌اند ما ‌چرا باید از این حق مسلم محروم باشیم كه در كلاس درسی كه همه افراد آن كردند به زبان فارسی حرف بزنیم؟ زبان فارسی برای ما زبان دوم است و فرایند یادگیری ویژه‌ ای می‌طلبد. تعدادی از دوستان در قیاسی ناعادلانه به وضعیت مردمان كرد‌زبان تركیه اشاره كرده‌ اند غافل از اینكه این حق بدیهی ماست كه به زبان مادری صحبت كنیم و بنويسیم و بخوانیم، ولی محو زبانهای قومی ریشه در سیاستهای كلی نظام دارد. نمونه آن ایجاد شبكه‌های استانی است كه در مورد كردستان،بیش از هفتاد درصد برنامه‌ های آن به زبان فارسی است. وريا - سنندج

من مشهدی و در تهران ساکنم. باید بگویم علاوه بر از بین رفتن زبانها متأسفانه لهجه های مختلف فارسی هم در حال از بین رفتن است. مثلاً الان در مشهد همه خانواده ها با کودکانشان با لهجه تهرانی صحبت می کنند و در نتیجه، ظرف سالهای آینده لهجه مشهدی به همراه بسیاری از لهجه های دیگر فارسی فراموش خواهد شد. ح. عباسی - تهران

در پاسخ به هاتف از اردبيل که گفته است ترکی زبان حکومتی ايران بوده بايد بگويم اگر ايشان اندکی تاريخ را مطالعه کنند می بينند حتی مکاتبات ميان دربار ايران و عثمانی در زمان صفويه، در حالی که هم صفويه و هم عثمانيها هر دو ترک بوده اند به زبان فارسی بوده و همچنين تمام مکاتبات و فرمانهای اداری در زمان همگی حکومتهای ترک زبان به زبان فارسی بوده، زبان ترکی هيچگاه در تاريخ ايران، زبان حکومتی يا اداری يا رسمی نبوده، حتی حکومتهای ترک در خارج از ايران (همچون هند و حکومتهای ازبک) هم از زبان فارسی به عنوان زبان اداری و حکومتی استفاده کرده اند. حيدر افشار - ماکو

دولت در هر کشوری مسئول آموزش و پرورش تمام مردم آن کشور است. وقتی کودکان به سن مدرسه رفتن می رسند انتظار می رود با تعدادی لغت و مفاهیم فرهنگی و اجتماعی آشنا شده باشند. بچه هايی که در منزل فارسی را به عنوان زبان اول فرامی گیرند معمولاً آمادگی لازم را برای رفتن به مدرسه پیدا می کنند ولی بچه هايی که با زبانی غیر از زبان متداول یا رسمی کشور بزرگ می شوند آمادگی لازم را برای شروع مدرسه با زبانی غیر از زبان مادری شان پیدا نمی کنند. برای اینکه این عده از کودکان هم از نظر آمادگی به سطح سایر کودکان برسند لازم است که دولت با ایجاد برنامه های دو زبانه، حد اقل برای یکی دو سال اول دبستان به این کودکان کمک کند تا از نظر رشد و یادگیری دچار مشکلی نشوند. در حال حاضر کشورهای زیادی از چنین برنامه ای استفاده می کنند. داریوش

زبان تركی بيش از هزار سال زبان حكومت ايران بزرگ گذشته بوده است ولی هيچيك از حكومتهای مقتدر ترك زبان در صدد زدودن فارسی برنيامدند بلكه در جهت اعتلای آن برآمدند. ايران مال همه ايرانيان است و ايرانيان همه فارسی را زبان مشترك و رسمی (نه ملی) برگزيده اند. آيا نقش ترك زبانها در ادبيات فارسی قابل انكار است؟ ما فارسی را دوست داريم و تركی هم زبان مادری ماست كه متكلمان آن در سطح دنيا چندين برابر فارسی زبانهاست. آذر - تهران

تركها و مخصوصاً كردها از نژاده ترين ايرانيانند.در مورد ايرانيان ترك زبان، تركی قدمت چندانی ندارد و زبانی بيگانه محسوب می شود ولی در هر حال اكنون زبان بسياری از مردم ايران است و بايد به آنان احترام گذاشت. شايد دليل اين همه استهزا تلاشی بد صورت برای بازگرداندن فارسی به ميان اين هم ميهنان بوده يا مبارزه ای ضد تركان بيگانه حاكم بر قسمتی از ايران كه بمرور به هم ميهنان تسری يافته. زبان كردی زبان ريشه دار ايرانی و كهن است. كردها همان اقوام تمدنساز مادند.متأسفانه سياست مزورانه انگليس با تقسيم اين قوميت ايرانی در كشورهای مختلف انديشه جدايی و بريدن از مام ميهن و خلق ميهنی جعلی را بين آنها گسترش داد. به نظر من هم بايد قوميتهای ايرانی از حق تحصيل به زبان خويش بهره مند باشند ولی هراس از دخالت بيگانگان و تلاش بی وطنان و قلم به مزدان بيگانه برای رواج انديشه بريدن از ايران كهن و نفوذ در اين خاك همانند آنچه اكنون اين افراد در آذربايجان ايران و مناطق عربی و كرد می كنند مانع بزرگی در اجرای اين امر است. زرتشت آريانژاد

هموطنان گرامی، با وجود حکومت سرکوبگر، متانت و نجابت مردم ایران به تمامی ایرانیان با هر فرهنگ و زبان امکان داده که در شهرهای خودشان با آداب رسمی خودشان زندگی کنند و کسی هم آنها را مسخره نمی کند، این ذهنیت غلطی است که در شما به وجود آمده و در شما نفرت ایجاد کرده و به فارس و زبان فارسی می تازيد. عزیزان، مشکلات منطقه ای را خود به بار می آورید و نتایج ناگوار آن را گناه فارس زبانان می دانید، اندکی به کشورهای دوروبر نگاهی بیندازید تا فرق مردم ما با دیگران مشخص شود، حساب حکومت از مردم جداست، کما اینکه حاکمان کنونی ایران تنها بيست درصدشان فارس اند و بقیه ... ضمن اینکه جنایات متعدد تاریخ را در ایران فارسها به بار نیاورده اند بلکه آنها همیشه اولین قربانیان بوده اند. نوروز - تهران

گیلانی ام و رشتی. زبان مادری ما گیلکی است اما متآسفانه برخلاف بسیاری دیگر ازایرانیان، مثلاً آذريها، گیلکها ازاینکه با کودکانشان با زبان گیلکی صحبت کنند اکراه دارند. ما گیلانيها درکشورخود مهجور مانده ایم. مقصرکیست؟ جامعه یا خودمان؟ امير - رشت

سالها پیش که در ناحیه برخوار اصفهان علوم تجربی (فیزیک، شیمی و جز آن) درس می دادم متوجه موضوع مهمی شدم که تصور می کنم مفید باشد با شما در میان بگذارم. در این منطقه زبان یا گویشی متفاوت از فارسی رایج است (متأسفانه اطلاع چندانی از ریشه این زبان یا گویش ندارم و چیزی هم در این مورد نخوانده ام تنها حدسم آن است که همطراز زبان اردستانی و گوله آبادی باشد و از شاخه پهلوی جنوب - امیدوارم داننده ای پرتو نوری بر این مسئله بیندازد) باری در امتحان سئوالی گذاشته بودم بدین مضمون: "اینرسی چیست؟" از آن میان شاگردی زحمتکش و درسخوان نوشته بود: "اینرسی گرایش است." خوب طبعاً من هم غلط گرفتم و او اعتراض کرد که در کتاب چنین آمده و کتاب را آورد که بفرما. در کتاب در تعریف اینرسی چیزی شبیه به این مضمون آمده بود: "اشیا گرايش دارند که به حالت قبلی خود بمانند." این شاگرد که هنوز چهره و نامش را بخوبی در یاد دارم، قسم خورد که درس را سه مرتبه خوانده است و البته راست می گفت اما درک آن طبعاً نه. پرسیدم گرایش یعنی چی؟ گفت: اینرسی. و اینرسی؟ پاسخ داد: گرایش. من هم متأسفانه گویش یا زبان او را نمی دانستم که به کمک آن معنا و مفهوم "گرایش" فارسی و "اینرسی" غربی را به او بفهمانم. آزمایشگاه هم نداشتیم که حداقل اینرسی را به تجربه دریابد. باری از فردای آن روز شروع کردم با فرهنگ فارسی سر کلاسهای فیزیک و شیمی رفتن و همزمان از شاگردان کمک گرفتن برای فهرست و مقابله کردن واژه های زبان/گویش آنها. با دانستن زبان آنها بهتر می توانستیم با هم ارتباط برقرار کنیم و مفاهیم علمی و ادبی را بحث و درک کنیم اما همه چیز در همان گامهای نخست ماند که ماند. حاصل کلام آنکه وجود زبانها و گویشهای مختلف را در ایران به فال نیک بگیریم و از توانمنديهای هر کدام از آنها در جهت غنای دیگری بهره ببریم. هر کدام از زبانها و گویشهای ما گنجینه هایی نهفته اند سرشار و مملو از اصطلاحات و ترکیبات و ظرایفی که به غنای زبان رسمی مدد می رساند و برعکس. بده بستان میان آنها را رسمی کنیم. راستی چه خوب است که ادبیات و هنر لری و کردی و ترکی را نیز در دسترس همگان قرار دهیم. برای تجارت هم که خوب است. ما ادبیات و چه و چه فرانسه و انگلیس و امریکا و پاکستان... را می خوانیم، چرا نباید ادبیات آذريها و کردها و بلوچها را هم بخوانیم و قدردانی کنیم؟ از سوی دیگر درک و تجربه عمیق همیشه همراه است با خاطراتی که در زبان شکل می گیرند. هر فرد در زبان مادری خودش نخستین دردها و شادیها را تجربه می کند، چرا باید این حسها و درکها را به زور از او جدا یا سزارین کرد و با ناقص کردن شخصیتش جامعه ای را که می تواند مستقیم و غیرمستقیم از این تجربه و درکها برخوردار شود و غنای علمی و هنری و فرهنگی یابد ناقص گذارد؟ اگر شاگرد من کنار "گرایش" فارسی و "تمایل" عربی واژه بومی خود را می یافت آن روز من به او چیزی آموخته بودم، حیف که نمی دانست و حیف که من ضرورت دانستن زبان او را عمیقاً درک نمی کردم. سعید - کلمبوس اوهايو (آمريکا)

ایرانی و اصلاً اهل آدربایجانم. سؤالات شما بسیار تحریک کننده به نظر می رسد. در بسیاری از کشورهای جهان چند زبان صحبت می شود ولی همگی یک زبان رسمی دارند. فارسی که زبان فرهنگ و شعر وادب است، زبان رسمی ایران است و میان ملل ترک زبان هم سابقه زیادی دارد. اگر تعدادی به علت بی فرهنگی و نادانی دیگران را مسخره و تحقیر می کنند (همانطور که در غرب نسبت به مهاجران رفتار می شود) دلیل بر بد بودن زبان و فرهنگ فارسی نیست. من سالها در غرب بوده ام ولی به عنوان آذری ایرانی از ایرانی بودن یا آذری بودن خود ناراحت نبوده ام. در انگلستان نیز شوخيهای زیادی نسبت به ایرلندیها یا اسکاتلندیها می شود. نظر شما در آن مورد چیست؟ آیا باید آنها هم از انگلستان جدا شوند!؟ مينو - تهران

ساکن تهرانم و دبیر دبیرستان. چون ترکم لهجه دارم اما به سبب تحصیلات بالا و اعتماد به نفس با مشکلی مواجه نشده ام. با همسر و فرزندم با هر دو زبان صحبت می کنم. از اینکه فرزندم ترکی یاد می گیرد خوشحالم تهرانیهایی که ترکها را مسخره می کنند دیده بر عیب خود می بندند و از توانایی ترکها خرده می گیرند، زبان ترکی بسیار زیبا و توانمند است. ناصر - اردبيل

ايران هميشه كشوری با زبانهای مختلف بوده و در طول تاريخ، ساليان متمادی زبان حكومتی ايران تركي زبان علمی آن عربی و زبان ادبی آن فارسی بوده است بايد هميشه ايران را كشوری با زبانهای مختلف بدانيم. هاتف - اردبيل

زبان مادری در سلسله ارزشهای فردی اصالت خاصی دارد و بايد با جان و دل از آن استفاده کرد. کسی که قدر زبان و ارزشهای مادری خود را ندانست، قدر زبان دومی را نيز نخواهد دانست و به همين طور خطای بزرگ فرهنگی مرتکب شده و اين شخص نه به درد خود و نه به درد سايرين می خورد. در فرهنگ شرق، تبعيت از زبان مادری نشانه احترام به مادروپدر، خانواده و ميهن است. شجاع الدين مستقل - کابل

تنوع لهجه و گویش در بسیاری از کشورهای جهان ازجمله همین بریتانیا بسیار زیاد است. به جرأت می توانم بگویم که از هرشهری به شهر دیگر بروید آنقدر لهجه ها عوض می شود که مردم براحتی مکالمات هم را نمی فهمند. در نقاطی از ولز و اسکاتلند مردم با زبان دیگری صحبت می کنند و دولتهای محلی نه تنها یادگیری آن زبانها را تشویق می کنند بلکه تلويزیون برنامه های محلی به آن زبانها پخش می کند. پاسداشت زبان محلی باعث اخلال در امنیت ملی نیست و شرم داشتن از زبان و لهجه فقط نشانه عدم اعتماد به نفس است. سهراب. پ - شفيلد (انگلستان)

جالب است دوستان علاقمند به زبان مادری خود در ایران بدانند که هم اکنون با همکاری نمایندگان ترک و کرد مجلس و آموزش و پرورش طرحی جامع در خصوص اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی مبنی بر آموزش زبانهای غیر فارسی در مدارس ایران در دست مطالعه است. طبق اظهارات آقای علی اصغر شعردوست نماینده تبریز در محل فرهنگسرای بهمن تهران (سيزدهم بهمن) دستور تألیف کتابهای ترکی به هیئت مربوطه داده شده و همینطور دانشگاههای تبریز و ارومیه از سال تحصیلی 1382-1383 برای دوره کارشناسی زبان و ادبیات ترکی دانشجو خواهند پذیرفت. حسين شعردوست - تبريز

آقای آشوری در مقاله "روزجهانی زبان مادری و ايرانيان" گفته اند که: "جنبشهای مقاومت در برابر زبان فارسی تنها محدود به عده خاصی از روشنفکران است و ميان توده های قوميتهای ايرانی ريشه ندارد و موضوع زبان محلی برای قوميتها دارای فوريت و اولويت نيست" دوست دارم از ایشان پرسیده شود جمعیت چندصدهزار نفری ترکها که هر سال تابستان در قلعه بابک تجمع می کنند، توده به حساب نمی آیند؟ طاهره صميمی - نقده

مهناز و رقیه خانم، از خود باوریتان خوشم آمد. نسيم - آستارا

بعد از ورود به دانشگاه و آشنایی با فرهنگ، زبان و ادبیات ملت خود، از ترک بودنم خوشحال بوده ام و به همین اندازه از دیدن کودکان و جوانهای ترک وکرد که از صحبت کردن به زبان مادری خود خجالت می کشند ناراحت. دلم به حال آنها می سوزد که تا آخر عمر به نوعی تصنع زندگی خواهند کرد. سولماز روحی - زنجان

من خودم كردم و همیشه به كرد بودن خود افتخار كرده و می كنم. اگرچه تا سال آخر دبیرستانم را با زبان فارسی خوانده‌ام اما همیشه علاقه بیشماری به یادگیری كامل كردی داشتم و در این راه بدون دریافت هیچ كمكی خیلی موفق بوده‌ام. حالا كه دور از وطن عزیزم كردستانم بیشتر به تلاش در راه یادگیری زبان مادری ام افزوده و بر این باورم كه هر كسی كه از ته دل خواهان یادگیری زبان خود باشد می تواند از راه خواندن كتاب یا هر نوشته ‌ای كه به آن زبان است زبان مادری خود را یاد بگیرد. نوشته‌ مهناز از سنندج را تأیید می كنم چراكه‌ عزیزان سنندجی با وجود داشتن لهجه شیرین سنندجی از به كار بردن آن به چند دلیل پرهیز كرده یا محروم گشته‌ اند. یكی اینكه رژیم جمهوری اسلامی با ساكن كردن فارسی زبانان به بهانه ‌های انجام مأموریت یا به‌ دست گرفتن كارهای اداری كردستان، بویژه سنندج و كرماشان و ارومیه‌ و... مردم كرد را وادار به به كار بردن زبان فارسی نه تنها در محیط ادارات و مدارس بلكه بازار هم كرده‌ است. البته ناگفته نماند كه متأسفانه بیشتر مردم با وجود آشنایی كامل با زبان كردی باز هم در مكالمات روزمره لغات فارسی بیشماری به كار می برند و نكته ‌ای كه خیلی جای تأسف دارد این است كه از دیدگاه آنان این كار نشانه آگاهی و بالابودن سطح سواد است. درست است كه باید به بودن فارسی زبانان توجه داشت و در جایی كه آنها هم حضور دارند در صورت لزوم با فارسی مكالمه كرد اما این نباید موجب شود كه عزیزان كرد، زبان خود را به دست فراموشی بسپارند و به جای به كار بردن لغات شیرین كردی از مشتی لغت فارسی یا عربی یا تركی استفاده كنند. در ضمن نباید فراموش كرد كه در واقع كسانی كه اقلیت جمع را دارند باید زبان بقیه را یاد بگیرند، پس اگر از اصول می پرسید ما كه در شهر خودیم باید با زبان خود بنویسیم و بخوانیم و حرف بزنیم و ترك زبانان، عرب زبانان و فارسی زبانانی هم كه ناخوانده به شهر ما می آیند باید زبان ما را یاد بگیرند. اگر هم می بینید كه زیر عنوان زبان رسمی، مردم را وادار به یادگیری و به كار بردن زبانی غیر از زبان مادری می كنند باید گفت كه این كارشان نتیجه افكار شوینیستی آنهاست. من مشكلی را كه مهناز به آن اشاره كرده زمانی حس كردم كه به عنوان گروه سرود بانه همراه دوستانم و چند مربی به سنندج رفتم و در طول چند روزی كه‌ با عزیزان سنندجی بودیم نتوانستیم با زبان كردی مكالمه كنیم چراكه آنها با همدیگر كردی حرف نمی زدند چه برسد به اینكه با ما كردی حرف بزنند و این كار آنها موجب شد كه ما از داشتن هر گونه برخوردی با آنها دوری كنیم. پس باید بگویم كه خود مردم هم كمابیش مقصرند. اما نكته‌ای كه بین كردها به طور كلی موجود نیست شرم از مكالمه با زبان كردی است یا بهتر است بگویم كه به زبان و كرد بودن خود افتخار كرده و می كنند. به خصوص طی چند سال اخیر مردم غیور سنندج و كرماشان و همه شهرهای كردستان ایران، تركیه و سوریه از راههای گوناگون سعی و تلاش فراوانی برای زنده نگاهداشتن زبان كردی كرده‌اند و با خوشحالی بسیار این نكته نهایی را اضافه میكنم كه حالا كرد هر جای دنیا كه باشد با افتخار میگوید كه كرد است و كردی حرف میزند. پس مهناز جان از این به بعد به معلمهای خود باصراحت بگو كه جواب دادن به دانش آموزی كه به كردی سؤال می كند باید جای افتخار آنها باشد. سهيلا - آدلايد (استراليا)

در گروه بزرگ زبانهای هندو-اروپايی كه تمامی زبانهای اروپايی، هندی و ايرانی را دربرمی گيرد شاخه هايی به نام هندو-ايرانی وجود دارد كه زبانهای ايرانی در اين شاخه قرار می گيرند و بيشتر آنها تفاوتهای اندكی دارند. بنابراين فرقی نمی كند با كدام زبان صحبت می كنم ولی دانستن زبانهای علمی و رو به گسترش مثل انگليسی سودمند است. از ديد بالاتر هم هر زبانی قابل احترام است. رضا دستمردی - تهران

بسیار خوشحالم که می بینم یکی از مشکلات ما اقوام اقلی ایران، یعنی فقدان تکثرگرايی (پلورالیسم) فرهنگی – زبانی در این دیار، مورد توجه سایت بی بی سی قرار گرفته است. باید اذعان کرد که بعد از ظهور رضاخان، اقوام غیرفارس ایران دچار فاجعه شدند. حکومت مرکزی در این مدت همیشه در صدد امحای زبانهای دیگر بوده است. اگر چه تهران به کمک رسانه های گروهی خود تا حدی در پیش بردن این سیاست موفق بوده است ولی گویا از این به بعد به یمن رسانه های فرا ملی مثل اینترنت و ماهواره اقوام خواهند توانست هویت خود را باز شناسند و در این صورت است که ترکها، کردها، عربها، بلوچها، ترکمنها، لرها و.. از صحبت کردن به زبان مادری خود لذت خواهند برد. علی توران - قزوين

هر زبانی در پشت سرش دنیایی از نوعی نگرش به دنیا دارد. نگرشی که حاصل تجربه نسلها و نسلها مردمانی است که به آن زبان حرف زده و زیسته اند.پس آیا درست است که با کارهای نسنجیده باعث شویم دنیای رنگارنگ زبان بشر امروزی به چند رنگ محدود شود و این یعنی اینکه خودمان را از تمدنها و افکار و اندیشه ها و مکاتبی که در دل آن زبانها خلاصه شده اند محروم بکنیم. خودم کرد هستم و هیچگاه در طول زندگی ام تا حال از کردی صحبت کردن بین جمعی غیرهمزبان شرم نداشتم و در نهایت احترام برای زبان فارسی به زبان کردی خودم افتخار می کنم. فرزاد - تهران

زمانی که در ایران به سر می بردم فکر می کردم هیچگاه نخواهم توانست به زبان مادری صحبت کنم و احساس ملیونها انسان پناهنده در سراسر جهان را داشتم که تنها در خواب به زبان مادری حرف می زنند زیرا بعضی وقتها ناخوداگاه به زبان دوم یا سومم فکر می کردم. حرف زدن به زبان مادری یعنی گفتن هر آنچه احساس می کنی در قلبت می شکفد، اصلاً حرف زدن به زبان مادری یعنی گفتن تمام احساسی که در وجودم فوران می کند. هیچگاه نمی توانم آن گونه که به زبان مادری ام می توانم، احساسم را بیان کنم. عزيز فروتن - کابل

من ترك قشقايی در جنوب ايرانم . دوستانی كه باز هم می خواهند بحث مشكل تنوع قومی و زبانی در ايران را با تمسك به توهم توطئه به گردن انگليس بيندازند بايد بدانند كه سخت در اشتباهند. اتفاقاً اصرار بر برتری و ملی بودن زبان فارسی باعث شده است احساسات جدايی طلبانه بويژه ميان تحصيلكردگان غيرفارسی زبان در ايران تقويت شود. من به ترك بودنم افتخار نمی كنم اما زبان مادری ام را دوست دارم و برای ترويج آن تلاش می كنم. هيچ زبانی مايه افتخار يا غرور نيست. فراموش نكنيم كه زبان تنها وسيله ارتباط و تفاهم است. ياشار قليج - گچساران

متأسفانه همواره يکی از بهانه هايی که هميشه در مخالفت با آزادی استفاده از زبان مادری برای مليتهای مختلف کشورمان مطرح می شود مساوی گرفتن آن با تجزيه طلبی است که اين هم يکی از هزاران مورد ناشي از توسعه نيافتگی و عقب افتادگی کشور ماست. به ياد آوريم که نژادپرستی مردم اروپا در شصت سال پيش دو جنگ بزرگ جهانی پديد آورد اما امروز همان ملتها پای در راهي گذاشته اند که نتيجه اش اتحاد قاره سبز است. امروزه حرکت جهانی به سمت اتحاد و برچيدن مرزهای قراردادی بين انسانهاست و سخن از تجزيه طلبی حرکت در خلاف جهت تاريخ است اما اين اتحاد هرگز به معنای به کنار گذاشتن زبان، فرهنگ و هويت ملی انسانها نيست بلکه در شرايط امروز، پاسداری از زبان، فرهنگ و هويت ملی ضرورتی حتمی و اهميت آن بيش از تمام ادوار تاريخ است. پس بياييد پيام زمانه خود را بشنويم و ضمن تلاش در حفظ زبان و فرهنگ تمام مليتهای ايرانی در جهت ايجاد اتحاديه ای منطقه ای با همسايگانمان که از قضا هريک با بخشی از مردم ايران همزبانند حرکت کنيم و اين تحديد را به فرصت طلايی تبديل کنيم. آيدين - اروميه

مادرم کرد و پدرم ترک است و خودم هم ترکی بلدم و هم کردی و با بستگانم هم به اين زبانها صحبت می کنم ولی دليلی هم ندارد که فارسی را زبان مادری ام ندانم. فارسی را جزو افتخارات خودم می دانم؛ زبانی با چندهزار سال ديرينگی و زايندگی و از حرف زدن به فارسی و نوشتن و خواندن فارسی واقعاً لذت می برم. علی - همدان

من افغان ازبکم و به ازبک بودن خویش هم افتخار دارم و هم به افغان بودن خویش، اما یگانه چیزی که مرا رنج می دهد این است که چرا در افغانستان با وجود بودن اندازه کافی نفوس ترک نسل یعنی ازبکها، ترکمنها و قرقیزها چرا لسان ما رسمی نمی شود و چرا دروس ما به لسان مادری ما نيست، آرزو دارم همه دروس ما ترک نسلهای افغانستان به لسان خودمان باشد. احمد نويد - کابل

بدون شک در کشوری که گوناگونی زبانها و اقوام زيادتر است امکان تسلط بر آن کشور نيز برای بيگانگان راحت تر است چون اين گوناگونی اساس و پايه تفرقه است. من خودم کردم ولی هيچوقت در جامعه کردی صحبت نمی کنم، نه برای اينکه خجالت می کشم، بلکه از اين جهت که بيش از آنچه کرد باشم ايرانی ام. علی. ب - تهران

گویش مادری من لارستانی است. در سالهای نخستین دبستان با دشواریهایی روبرو بودم اما امروز پارسی را از خود پارسی زبانان بهتر سخن می گویم. زبان امروزی پارسی چکیده ای از همه گویشهای ایرانی و بهترین آنها برای زبان همگانی مردم ایران است، هرچند هنوز نیاز به پالایش دارد و برای پالایش آن باید از دیگر گویشهای ایرانی کمک بگیریم. هم میهنان آزری (نه آذری) ما در فرهنگ و گزشته (نه گذشته) تاریخی و خون و نژاد به اندازه همه ما ایرانی اند ولی زبانشان زبانی بیگانه است که در گزشته به زور بیگانگان پزیرفته اند و امروز بر این گمانند که ترکی زبان مادری شان است. بهتر است هم میهنان آزری به ریشه خود بنگرند تا از خود بیگانه نشوند. برای مردم آریایی نژاد آزرابادگان زبان آریایی پارسی برازنده تر است تا زبان بیگانه ترکی. از دید من زبان پارسی باید زبان سراسری ایران باشد و گویشهای دیگر ایرانی را هم پاس بداریم تا زبان پارسی با وام گرفتن از آنها به بالندگی خود بکوشد و ما هم با داشتن گویشهای تیره ای خودمان زبانی خواهیم داشت که همه گویشهای ایرانی که براستی یک ریشه دارند در آن نمودار است و این نمادی از همبستگی ایرانیان خواهد بود. سالار - دوبی

الآن كه در مقطع كارشناسی ارشد در دانشگاه تهرانم تلاش می كنم بتوانم كردی را بدرستی بخوانم و بنويسم و حتی اصطلاحات علمی مربوط به رشته تحصيلی خودم را نيز به كردی ياد بگيرم. در خانه نيز به كودكانمان اشعار كودكانه كردی ياد می دهيم. فارسی را بدون لهجه صحبت می كنم و با دستور زبان و نگارش فارسی حتی بيشتر از دوستان فارس زبانم آشنايی دارم، اما در جواب عليرضا از لندن بايد عرض كنم كه اصلاً لزومی ندارد كه كردها برای دفاع از حق خود در پايتخت ايران فارسی را بدون لهجه صحبت كند، بلكه آنچه اهميت دارد آن است كه بتوانند فارسی را درست يا حتی نسبتاً درست حرف بزند، حتی اگر به صورت كتابی هم باشد که با بدون لهجه صحبت كردن فرق می كند. به دبيران كرد مخصوصاً دبيران ادبيات توصيه می كنم كه در كنار تدريس حتماً نگاهی هم به زبان كردی داشته باشند و سعی كنند خواندن و نوشتن كردی را به دانش آموزان خود ياد بدهند، اشعار و متون كردی در سر كلاس بخوانند در مورد تاريخ و جغرافيای كردستان برايشان صحبت كنند. شاعران، نويسندگان، كتب، فرهنگ لغتهای مختلف كردی و در صورت امكان، رهبران، احزاب و گروههای سياسي كرد را به آنان بشناسانند و آن دبير محترم مهناز عزيز از سنندج نيز بايد بداند كه اگر می خواهد دانش آموزانش بتوانند در آينده حقوق خودشان را بستانند بايد آنها را از نظر فرهنگی، اجتماعی، سياسی و... آگاه كند نه آنكه فارسی تهرانی به آنها بياموزد. آگرين - سنندج

پانزده سال در ايران و در اروميه زندگی كردم . اول خيليها كردی صحبت می كردند ولی حالا كردها حتى از اسم كردی و كردستان می ترسند. در حالی كه همه دم از ايرانی بودن و زبان ملی فارسی دم می زنند، پايمال كردن حق و حقوق قومهای ديكر را هدف و افتخار ملی می دانند. واقعاً باعث تأسف است كه ما كردها در عراق، سوريه و تركيه مورد اهانت قرار می گيريم در حالی كه انتظار داريم ايرانيها به داد ما برسند ولی سران ايران حتى بيشتر و با شدت بيشترى ما را سركوب می كنند . اما آيا واقعاً كردها مايه دردسر برای ايران بزرگند؟ نه خير، ايران بزرگ از تاجيكستان تا خليج اسكندرون (در ترکيه) ادامه دارد و می توانيم همه قومها با هم زندگی خوشی داشته باشيم. کاوه - اربيل (کردستان عراق)

امروز که کردهای عراق به دنبال سرنگونی صدام بيش از پيش خودمختاری دارند و بسياری از آنها انديشه کردستان بزرگ و مستقل را در سر می پرورانند و هرروز در آذربايجان شاهد پخش شبنامه های پان ترکيستی با تکيه بر زبان مشترک ملت مشترک از سوی پان ترکيستهای آذربایجان تازه استقلال يافته ايم که با منسوخ شدن معاهده ترکمنچای قانوناً بخشی از ايران است و عربها مدعی سه جزیره ایرانی اند و جنبش جوانان عرب، استقلال خوزستان را به عنوان جمهوری عرب پيگير است، تعجبی ندارد که انگليسيها و خصوصاً مجمومه خبری بی بی سی خليج فارس را خليج عربی بخوانند (بجز بخش فارسی که از حساسيت ايرانيها آگاه است) و نگران لهجه های محلی ايران باشند، از خود مسئولان بخش فارسی که اکثراً ايرانی اند می پرسم آيا اين عمل شما هدفی جز زمينه سازی برای تجزيه ايران می تواند داشته باشد؟ ساسان - تهران

در پاسخ به آقای شريف بهروز از اتاوا بايد بگويم که قياس وضعيت (وضعيت و نه مسئله) چند زبانی- چند گويشی ايران با کانادايی که متشکل از اقوام مهاجر انگليسی و فرانسه زبان با پيشينه تاريخی و فرهنگی مشترک نه چندان طولانی و عميق است، صحيح و منطقی نمی نمايد و شايد بد نباشد اگر در کنار کانادا کشورهايی چون سويس و بلژيک را هم در نظر داشته باشيم؛ تفاوت زبانی لزوماً نبايد منجر به مرزبندی و اعلام استقلال شود. اقوام کرد که نامشان در شاهنامه ياد شده ريشه در تاريخ اين پهنه که امروز ايرانش می ناميم داشته، همچون پارسها در شمار مالکان آنند، نه تنها مالک کردستان که تمام ايران. در برشی از تاريخ معاصر اين جغرافيای وسيع متوجه اين استراتژی بلندمدت می شويم: قراردادن قوميتهای ايرانی تبار در دو سوی مرزهای ترسيم شده و سپس تحت فشار گذاشتن دولت مرکزی از طريق تشويق و تحريک قوميت تفکيک شده در دو سوی مرز به تداوم اين روند تکثير سلولی با تکيه بر اهرم زبان و گويش و.... افقی است که برای فردای اين سرزمين ترسيم شده؛ چرا که رقابت ميان سلولهای کوچکتر، امکان چانه زنی سياسی و شکستن قيمتها را برای صحنه گردانان اين بازی افزايش می دهد. به خاطر داشته باشيم که کليد حل مشکلات حکومت فعلی ايران تغيير حدود جغرافيايی آن و آب ريختن به آسياب خرد کننده کشور نيست. ايران را و نام ايران را در طول ساليان سال نه حکومت، که ايرانيان نگه داشته اند: ايرانيان فارس، ايرانيان آذری، ايرانيان لر، ايرانيان کرد، ايرانيان بلوچ، ايرانيان گيلکی، ايرانيان ديلمی، ايرانيان بندری، ايرانيان دشتستانی و... احسان - ناگويا (ژاپن)

بعضی از انسانها متأسفانه خيلی ضعيف النفس و عقب افتاده اند از اينكه به زبان مادری خود صحبت كنند شرم دارند خودشان را می بازند و هيچوقت دوست ندارد ابراز كنند كه از چه تيره و قبيله ای اند و چه زبانی دارند. اگر انسان در جامعه خودش را قبول نداشته باشد كه از چه تيره و طايفه ای است و از صحبت كردن به زبان مادری خودش شرم داشته باشد و زبان مادری اش را انكار كند مطمئن باشد كه هيچوقت در جامعه پيشرفت ندارد. اگر انسان خودش را قبول نداشته باشد مطمئناً جامعه هم قبولش ندارد و اين آدم، ضعيف، بدبخت، توسری خور و عقده ای مي شود. چه اشكال دارد بجز جلسه های رسمی، آدم با همشهری خودش به زبان مادری اش صحبت كند؟ آدم نبايد كسرشأنش بشود يا انكار كند زبان مادريش را. حالا هرچه می خواهد باشد. راضيه - شيراز

با اينکه فارسی زبانم، ولی همه ترکها و لرها و کردها و ... و در کل، همه ايرانيها را دوست دارم. مجتبی - جهرم

من متولد سال 57 در يکی از روستاهای شهرستان خوی در آذربايجان غربی، فارغ التحصيل کارشناسی ارشد الکترونيک از دانشگاه تهرانم، می خواستم موارد زير را با کمال صداقت به عرض برسانم: 1- من در روستای دور افتاده ای متولد شده و هيچ ارتباط گسترده ای با دنيای بيرون نداشتم در آن روستا زبان من را ترکی می ناميدند، وقتی وارد دانشگاه شدم برای من خيلی جالب بود که زبان من را آذری می ناميدند، در صورتی که من تا آن زمان اين کلمه را نشنيده بودم يا اگر شنيده بوده باشم واقعاً نفهميده بودم که منظور از آذری ما باشيم. 2- قبل از اينکه وارد دانشگاه بشوم بشدت ناسيوناليسم ايرانی داشتم يا به عبارتی ديگر به غير از ايران هيج جا را قبول نداشتم ولی زندگی در دانشگاه و در تهران نظر مرا عوض کرد که شايد برای شما جالب باشد حالا فکر می کنم کسی که در عراق، افغانستان، ترکيه، اروپا يا آمريکا دارای عقايد نزديکتری به من است به من نزديکتر از کسی است که شايد الآن در تهران و در همسايگی من زندگی می کند. ناسيوناليسم و اصرار بر مرزهای بسته مملکت کار درستی نيست. 3- زبان مادری ميراثی است که حتماً با خود فرهنگ پخته هزاران ساله دارد و بايد پاس داشته شود. من حال که در تهران زندگی می کنم حداکثر تلاش خودم را در اين زمينه می کنم و از همه هموطنان ترک، کرد، بلوچ، فارس، لر، عرب و ... می خواهم که پاسدار فرهنگ و زبان خود باشند. يوسف - خوی

يكسانسازی لهجه های زبان فارسی به سمت لهجه تهرانی نيز خطری است. در عين حال كه همه بايد در مكاتبات رسمی و دولتی به زبان فارسی تكلم و مكاتبه كنند اما تكلم به زبان محلی و حتی آموزش آن در دبيرستان و دانشگاه بايد آزاد باشد. اگر فكر كنيم اين آزادی باعث فروپاشی و تجزيه كشور می شود از كوته بينی است. جعفر - تربت جام

مهناز مي گويد: "زبان ملی ما زبان فارسی است ". اگر اين طور است پس بايد آن را خوب بلد باشد اما بعد می گويد: "پرسيدن اين سؤال به فارسی برايم خيلی مشکل بود اما هر طور بود آن را پرسيدم". بهتر نيست ايشان اول "زبان ملی" كشور را ياد بگيرد بعد پيشنهاد مي كرد كه "اما بهتر بود که ما در مدرسه به زبان کردی هم درس می خوانديم که زبان مادريمان است". ا. ه. ا - تهران

ناسيوناليسم شمشير دولبه ای است كه هردو سرش می برد. اگر قبول كنيم كه دانايی زاينده تنها راه برونرفت از جهالت و تعصب است لذا دانستن هرمطلبی نمی تواند مايه خجلت باشد اما اگر به دانايی ايمان داريم پس تنها نادانی است كه مايه خجلت است. فرامرز جعفری نيا - رشت

نشانه تمدن همانا ارج گذاشتن به ارزشهای زبانی و ملی بعدش بين المللی است. بايد هر زبانی در محوطه فرهنگی هنری خودش رشد داده شود و اين پديده هيچگاهی سبب سر افگندگی کسی يا خلقی نخواهد بود. بعضی از نکات هست که بايد با ديده باز فرو گذاشت. انگليسی و ديگر زبانهای اروپايی که شهرت بين المللی کسب کردند همانا واقعيت نگری آنها سبب اين همه فرازها شده است نه تنها و تنها يورشهای نظامی. احمد فيروز - کابل

به عنوان كرد، هميشه دوست دارم كردی صحبت كنم و علاقه من به زبان مادری ام در حد افراط هم پيش رفته به طوری که هم اتاقيهايم در دانشگاه كه فارس زبانند كردی ياد گرفتند و بيشتر اوقات كردی با هم صحبت می كنيم. زبان وسيله مناسبی برای برقراری ارتباط با همنوعان خويش است و دانستن هر زبان ديگری برای فرد ضروری است. دياکو - مهاباد

زبان مادری بنده ترکی است و نزدیک شانزده سال است در تهران زندگی می کنم و متأسفانه شاهد توهینهای زیادی علیه همزبانهای خود بوده و هستم، طوری که حتی از طرف همسر خودم هم همیشه مورد تمسخر و توهین قرار می گیرم. برای من همه زبانها مورد احترامند، ای کاش همه مردم می دانستند که همزبان نبودن عیب نبوده و نیست بلکه همدل نبودن عیب است و باعث متزلزل شدن روابط می شود. داوود - تهران

حضور دوست عزیز"رزگار-سردشت" که گفته اند "نظام حکومتی وادار می کند که بعضی مردم به زبان مادری خود صحبت نکنند." باید عرض کنم که زبان فارسی زبان ملی است که در قانون اساسی آمده و هدف آن هم امکان برقراری تمامی قبایل ایران با یکدیگر، فارغ از تعلقات فرهنگی آنهاست. بنده خودم از منتقدان نظام سیاسی ایرانم ولی از انتقاداتی که پایه فکری و منطقی ندارد گریزانم چراکه اینگونه انتقادات باعث تقویت مخالفان مردمسالاری می شود. این انتقاد شما بنده را به یاد انتقاد روحانیون از تغییر ساعت رسمی یا برنامه های کاهش جمعیت در رژیم گذشته می اندازد. مهدی - تهران

از این دخترها یک سؤال دارم؛ در آینده که شماها به دانشگاه وارد خواهید شد آیا دانستن بهتر فارسی کمکتان خواهد کرد یا خیر؟ درعین حال، دانستن زبان مادری هم بسیار خوب است. ضمناً کسانی که در مورد اروپا روضه می خوانند، ترکیه که زورکی خودش رو می خواد بچپاند توی اروپا، تو اتوبوس دو نفر به کردی حرف بزنند خفه اشان می کنند. در امریکا چطور به اسپانیایی در مدارس تحصیل نمی کنند؟ یا در اسراییل که آن قدر روسی زبان دارد چرا روسی زبان دولتی نیست؟ ايرانپور - اروپا

ماهیت زبان وسیله ای است برای برقراری ارتباط با دیگران و از طرفی هرچه زبان محدودتر باشد بار فرهنگی بیشتری علاوه بر ماهیت وسیله ارتباطی دارد. مثلاً وقتی در جامعه بین الملل صحبت از زبان فارسی می کنیم چون کشورهای محدودی به این زبان صحبت می کنند بار فرهنگی و مفهومی اجتماعی با خود حمل می کند. مثلاً فلانی فارس است پس به احتمال زیاد ایرانی است، پیشینه تاریخی اش این است، در فلان نقطه جهان قرار دارد و غیره. بنابراین کسی که از صحبت کردن به زبان مادری خجالت می کشد می تواند بیانگر این معنی باشد که او از فرهنگ حاکم بر سرزمین مادری اش ناراضی است و به عبارت دیگر دچار نوعی سردرگمی فرهنگی شده است و کتمان زبان مادری را اولین و مؤثرترین گام در جهت کتمان پیشینه تاریخی و فرهنگی خود می داند. مهدی - تهران

دنیای امروزی به سمت زبان واحد و فراگیر حرکت می کند، من دو بچه دارم با اینکه زبان من و همسرم لری است، بچه ها فارسی صحبت می کنند زیرا محیط ایجاب می کند. عابد بهاروند - تهران (اهل خرم آباد)

من ترک ایرانی تبریزی ام. به هر دو زبان فارسی و ترکی شعر می گویم، عربی را تا حدودی بلدم و بر زبان انگلیسی گفتاری و نوشتاری هم مسلطم. زبان وسیله ای است برای ارتباط با دیگران و نه بهانه ای برای افتخار. یادگیری زبانهای دیگر اضافه بر زبان مادری بر دامنه ارتباطات ما می افزاید. محروم کردن افراد از صحبت به زبان مادری شان بر خلاف اعلامیه حقوق بشر است. در استانهای ترک زبان ایران، باید زبان ترکی به موازات زبان فارسی در مدارس یاد داده شود مسلمانان ایران هم به طورانتخابی ممکن است زبان عربی را یاد بگیرند و جوانان ایران علاقه زیادی به یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبانی جهانی و علمی نشان می دهند. آموختن زبان ارمنی در مدارس ارامنه ایران نه فقط باعث تشدید روحیه تجزیه طلبانه میان ارامنه نشده بلکه علاقه ارامنه به ایران را بیشتر کرده است. توسعه زبانهای غیرفارسی ایران نقش مهمی در تقویت وحدت ملی ایرانیان خواهد داشت. اصغر عبدی - بيرمنگام (انگلستان)

در يکی از مناطق کارگری آمريکا زندگی می کنم و به خاطر لهجه فارسی ام تا به حال بارها مسخره شده و مورد آزار و اذيت قرار گرفته ام. به خاطر همين مسائل وقتی انگليسی حرف می زنم ناخودآگاه به آهستگی صحبت می کنم مبادا کسی به لهجه ام پی ببرد. اما همين قضيه باعث شده به زبان مادری بيش از پيش علاقمند شده ام و حالا خيلی بيشتر فارسی می خوانم و می نويسم. علی - واشنگتن

من كرد هستم. دوران تحصيلم در ايران گذشت؛ دورانی پر از تحقير و تمسخر و مشكلات درونی و روانی كه هرگز فراموش نخواهم كرد و تأثيرش تا ابد روی من باقی خواهد ماند. اين سرگذشت برای هر غيرفارس زبانی كه تنها زبان مادری بلد است و پا به محيط آموزش می گذارد كاملاً آشناست. اين تأثيرات چنان در روان و روح انسان كارگر است كه در تمام مراحل زندگي باعث عقب افتادگی انسان می شود. شايد باوركردن اين ادعا برای هر انسان عادی باوركردنی نباشد اما بايد برای روانشناسان كاملاً مفهوم باشد. چرا بايد چنين ظلمی نسبت به ميليونها بچه ايرانی غيرفارس روا داشته شود؟ چرا بايد استعداد اينها از همان سن شش سالگی كشته شود؟ مطمئنم كه مسًولان آموزشی بخوبی از تاًثير منفی اين روش آموزشی آگاهند اما بايد اين مسئولان و آقايان آنها اعم از شاه و شيخ چقدر بيرحم و ناعادل باشند كه اين همه ظلم روا می دارند و گوش شنوايی در مقابل شكايتهای بچه های غيرفارس ندارند. اينها همچنان بر اسب قدرت سوارند و برای رواداشتن اين ظلم خود آيه ها می تراشند و به هر بهانه ای متصل می شوند اما كاملاً روشن است كه اين خواست، خودبزرگ بينی، قدرت طلبی و شووينيستی است كه به آنها اجازه نمی دهد ملتهای ديگر را در كنار خود با حقوق مساوی ببينند. من مسئوليت اين ناعدالتی را بر گردن تك تك فارس زبانان ايران می گذارم و بر اين باورم كه در طول تاريخ، شاه و شيخ با پشتيبانی ملت فارس اين همه ظلم بر ملتهای غيرفارس رواداشته اند و هيچگاه برای سركوبی ملتهای غيرفارس از كشورهای ديگر لشكر سركوبگر نياورده اند. ايكاش ملتهای مختلف ايران شش ماه فرصت تبليغ و سازماندهی می يافتند و آنگاه همه پرسی ای به سرپرستی سازمان ملل انجام می گرفت و از مردم می پرسيدند كه چگونه ايرانی می خواهند. ياسين - اسلو (نروژ)

آموزش و سخن گفتن به زبان مادری حق طبيعی هر انسانی است. باعث تأسف است که به خاطر ملاحظات سياسی اين حق انکار شده يا به تحقير گرفته شود. چه در گذشته و چه در حال حاضر زبان و حتی اسامی بلوچی به اين سرنوشت دچار شده اند. زبان مادری ما بلوچی است و به هيچوجه لهجه يا گويشی از زبان پارسی نيست. حمايت و تشويق زبانهای بلوچی، کردی، ترکمنی، ترکی، عربی و ... در کنار زبان فارسی به غنای فرهنگی سرزمين ايران تدا وم می بخشد. شستونی - سراوان (بلوچستان)

معتقدم به غیر از دو زبان ترکی و عربی بقیه زبانها که ریشه در فارسی دارند آزاد باشند. در مورد زبان ترکی باید توجه شود که این زبان قدیمی مردم آذربایجان نبوده و در اثر سلطه ترکها زبانشان ترکی شده است. حال، آذريها باید سعی کنند زبان فارسی حرف بزنند. در مورد زبان عربی هم به خاطر سوء استفاده عربهای منطقه بهتر است عربها را به سمتی حرکت داد که زبان آنها هم فارسی شود. احمد - تهران

زبان من آذری [ترکی آذربايجانی] است و بدان افتخار می کنم، زبان و ادبيات فارسی هم بی نظير است و حتی براحتی می توان اثبات کرد که ادبيات غرب در برابر حافظ و سعدی و شهريار و مولانا هنوز راه درازی در پيش دارد. اين مقوله جای بحث بسيار دارد و جای آن اينجا نيست. سينا - سان ديگو (کاليفرنيا - آمريکا)

در ايران هيچکس نمی گويد چرا به زبان مادری صحبت می کنی، اگر اين طور بود که مثل ترکيه، کردها را ترک کوهی می گفتند. پس اگر اجحاف هست، چرا الآن همه می توانند به زبان مادری يا پدری صحبت کنند؟ مثل من که مادرم فارس است و پدرم ترک و هر دو زبان را بلدم و کسی ايرادی وارد نمی کند. از ايرانيها خواهش می کنم به دورتر نگاه کنند. اينها که شما از سازمان ملل يا بی بی سی يا ديگران می شنويد بيش از دسيسه ای نيست چون می دانند نبايد بگذارند مردم ايران با هم يکی باشند چون اگر اين اختلاف را نيندازند ديگر نمی توانند رژيمهای ديکتاتور بالای سر ايران بفرستند. از همه هموطنان خودم می خواهم که کمی دورتر را ببينند. من در اتريش زندگی می کنم، اينجا که همه می گويند دموکراسی هست اجازه نمی دهند کسانی که در استان کرنتن زندگی می کنند و مهاجر هم نيستند و از قديم در آنجا بوده اند به زبان اسلوونی صحبت کنند. پس ما ايرانيها بايد از اين دموکراسی که می خواهند برايمان صادر کنند جلوگيری و توجه کنيم که ديگران مشکل ما را بيشتر می کنند نه کمتر. انوشيروان سلطانی - اتريش

هموطنان عزیز بهتر است به جای پرداختن به این مسائل که باعث اختلاف می شود و همان شگرد انگلیسیهاست به این نکته توجه کنیم که زبان قالب درکشورما ترکیبی از کلیه گویشهای رایج در کشور ماست که به غلط فارسی خوانده می شود که صحیح آن پارسی است. لطفاً قبل از هر اظهارنظرتاریخی ابتدا تاریخ ایران را مطالعه کنید. هموطنان عزیز اشتباه مشروطه خواهان راکه در سفارت انگلیس تحصن کردند تکرارنکنید. باربد - اصفهان

در مورد دوست عزيز، آريو که گفته اند آذری هم زبانی است که ريشه پارسی دارد، بايد بگويم که درست است، آذری ريشه پارسی دارد اما زبانی که اکنون در آذربايجان بدان صحبت می کنند، آذری نيست، زبان آذری قرنها پيش از ميان رفته و زبان امروز آذربايجان، ترکی آذربايجانی است که با اينکه واژگان بسيار زيادی از زبان فارسی وام گرفته، کاملاً از ريشه و اساس و در ساختار و دستور زبان با زبانهای هند و اروپايی يا به قول شما هند و ايرانی تفاوت دارد، من معتقدم تمام زبانهايی که در سرزمين ايران رواج دارد بايد پاس داشته شوند، چه ريشه ايرانی داشته باشند و چه نداشته باشند و در عين حال زبان فارسی، زبان ملی و زبان مشترک همه ايرانيان باشد. فاروق شرفکندی - مهاباد

هر كه از زبان مادرى شرم دارد، او عقل ندارد و داشتن شعور هم نزد اين شخص نمی باشد. جاهد - کابل

می خواستم مطلب مهم و ظریفی به اطلاع برسانم و آن اینکه طبق قانون اساسی ایران زبان فارسی زبان رسمی کشور است و نه زبان ملی و در قانون اساسی صحبت از مردم ایران شده است نه ملت ایران. رضا - تبریز

من هم مانند مهناز زبان مادری ام كردی است. بسیاری از مشكلات مهناز را متأسفانه من هم تجربه كردەام. شاید این مهمترین دلیل اوارگی من باشد. مدت ده سال در صفوف پیشمرگها علیه ناعدالتی جنگیدم. من برای همه زبانهای دنیا احترام می گذارم ولی نه تنها از حرف زدن به زبان مادری ام شرم ندارم، بلكه افتخار هم می كنم. بشدت از آن گویندگان رادیو و تلویزیون متنفرم كه همیشه اول برنامه هایشان این جمله را تكرار می كنند: سلام بر پارسی زبانان در سراسر دنیا. ئاگری - هلسينکی (فنلاند)

خيلی جالبه، رفتم سايت بی بی سی انگليسی را نگاه کردم ولی هيچی راجع به اين موضوع پيدا نکردم. چرا تو همين کشور شما انگليس، هنديها و پاکستانيها را به خاطر لهجه شان حتی در تلويزيون مسخره می کنند؟ جالبه تو اين شرايطی که ايران قرار گرفته اول سفر پرنس چارلز به ايران، حالا هم نوبت زبان فارسی است! ما مردم ايران بخصوص نسل جوان عکس کسی را ديگر توی ماه نخواهيم ديد و دشمنان ايران را هم بخوبی شناختيم. هموطنان من در سراسر ايران فقط يک قومند که قوم ايرانی است. حالا اگر بر اساس بعضی مسائل تاريخی از لحاظ زبانمداری از هم فاصله گرفتيم بر اساس اجبار و بخ خاطر حمله قومهای بيگانه به سرزمين ايران بوده. مينا

ترک آذربایجانی ام و در ولز بريتانيا زندگی می کنم. اینجا در قلب بریتانیا مردم با اینکه همه انگلیسی بلدند ولی در مدارس و مکاتبات زبان ولزی آموزش داده می شود. من از زبان ترکی لذت می برم و زبان مثل پدر و مادر است، من در انتخاب آن نقشی نداشته ام همانطور که والدینم را دوست دارم زبان مادری ام را دوست دارم. می خواهم از ترکیه ازدواج کنم فقط برای اینکه زنم زبان ادبی ترکی بلد باشد. امیدوارم در ایران همه آزاد باشند که نه تنها زبان مادری خود را یاد بگیرند بلکه زبانهای دیگر را با اشتیاق نه با زور یاد بگیرند. ابراهيم - سونزی (ولز)

در مدرسه معلمهایمان قلکی آورده بودند هرکه ترکی حرف می زد باید جریمه می پرداخت ! امروز نیز کمابیش این روند هست، جریمه ها نقدی نیست بلکه بدتر از آن، توهین است. حسين - مرند

حتماً باید در مدرسه و محیط اداری با زبان همانجا صحبت کرد ولی در منزل و محلهای عمومی باید با زبان مادری صحبت کنیم. بهرام عبادت - سن خوزه (کاليفرنيا)

پارسی زبانم اما هنگامی که می بینم هم میهنان غیر پارسی زبان ما به زبانی با برد بیشتر چنان نغز چیره اند افسوس می خورم و آرزو می کنم کاش ما هم مانند برخی از تازیان یا آفریقایيها به زبانی با برد بیشتر آموزش دیده بودیم تا می توانستیم روان و درست به انگلیسی یا فرانسه سخن بگوییم یا بنویسیم. برای نمونه هنگامی که بیرون از کشور می آییم تنها افغانستانيها را همزبان خود می یابیم و بس. اما کردها خود را همزبان کردهای ترکیه و عراق هم می بینند و گذشته از آنها، ایرانیان و افغانستانيها را دارند و همیشه دیده ام که از همین رو دوست و آشنای بیشتری دارند و در سرزمین بیگانه راه چاه را بهتر می یابند و بیشتر رشد می کنند. در آلمان فراوانند آذربایجانیهایی که اگر ایرانی نیابند با ترکیه ايها دوست می شوند یا کار می کنند اما ما تنها برادران افغانستانی را داریم و بس. کاش من هم از يکی از بخشهای غیرپارسی زبان ایران، حتی بخشی چند زبانه مانند آستارا یا مهاباد بودم تا چند زبانه بزرگ گشته بودم و از دیگر سوی بر پارسی که زبان همه ایران است و دارای ادبیاتی هزاروصد ساله و گسترده ترین زبان ایرانی می باشد نیز چیره می بودم. چند زبانگی ایران و رسمی بودن پارسی نعمتی است بزرگ. اگر برخی از پارسی زبانها دیگران را به باد خنده می گیرند باید دانست که این از سويی به بی فرهنگی آنان بر می گردد اما از دیگر سوی بسیاری از غیر پارسی زبانها هم از چنین بی فرهنگی برخوردارند اما هنوز فرصت پدیدار سازی آن را به این گونه نیافته اند. هومن - هامبورگ

درهر صورت، فارسی زبان رسمی كشور است. اگر اقليتهای زبانی روی استفاده از زبانهای محلی خيلی متعصب باشند خودشان دچارمشكل خواهند شد برای ارتباط برقرار كردن با ساير مردم. پژمان - تهران

متأسفانه امروز در جامعه ما علاوه بر اینکه فارسی صحبت می کنند همه لهجه شان تهرانی شده، مثل اینکه تهرانی بودن نشانه شخصیت آدمی است. مهدی - شيراز

حق هر كسی است كه به زبان مادريش حرف بزند ولی تا آنجايی كه يكپارچگي ايران باقی بماند. كردی زبانی از زير شاخه های زبانهای هند و ايرانی و بسيار خالصتر از زبان فارسی امروزی ماست . واژه های به كار برده شده در زبان كردی پارسی تر از فارسی ماست . زبان آذری هم همانند كردی ريشه در پارسی دارد اما بی توجهی مسئولان به اين قشر عظيم از ملت باعث گرايش بعضي به پان تركيسم شده كه من به اين دسته كاملاً حق می دهم اما همه توجه كنيم ايران سرزمين ماست، چه كرد، چه لر، چه پارس و چه آذری. آريو

از اين حرفهای شما هيچ متعجب نيستم. آری شما فرشته های انگليسی! بايد به شهرستانيهای ايران بياموزيد كه زبان مادری شان را پاس بدارند. شما حتماً خيلی دلتان برای زبانهای غيرفارسی می سوزد. آن سياستهای کهن انگليسی ديگر جايی ندارد.علی آزاد - تهران

کسانی ازصحبت کردن به زبان مادری شرم می کنند که از فرهنگ خود بیگانه اند. حسين - مشگين شهر

متأسفانه الآن مردم بيشتر می خواهند با بچه هايشان فارسی حرف بزنند، حتی مثلاً لری حرف زدن با بچه در خوزستان، لرستان و ايلام نوعی افت كلاس تصور می شود، در حالی كه والدين خودشان با هم لری حرف می زنند، بهانه شان اين است كه فردا در كلاس و جامعه نمی تواند درست حرف بزند، غافل از اينكه قدرت تلويزيون، كامپيوتر، كودكستانها و وسايل كمك آموزشی بسيار مؤثر و پيشرفته شده است. من مهندس مكانيكم و با پسرم لری صحبت می كنم تا اين زبان در كنار قند پارسی زنده بماند. علی - شوش (خوزستان)

زبان یا لهجه هر منطقه قسمت مهمی از شخصیت و فرهنگ آنجاست. وظیفه پاسداری از فرهنگ بومی هر منطقه نخست به عهده خود مردم آن منطقه است اما متأسفانه شاهدیم که بسیاری از مردم به دلایل گوناگون، ارزش زبان و لهجه را نمی دانند و ترجیح می دهند بزور به زبان رسمی، نه زبان مردم تهران بلکه زبان صدا و سیمای مرکز صحبت کنند. من دوست دانشجوی شیرازی ای داشتم که از اینکه کلمات را با لهجه شیرازی می گفت ناراحت بود و معذرت می خواست! به او یادآوری کردم که او شیرازی است و این مايیم که مرجع زبانمان سعدی و حافظ، شاعران شهر و هم لهجه های او هستند. محسن - گلاسکو (اسکاتلند)

ترك زبانم اما حدود ده سال است ساكن تهرانم. هرگز از صحبت كردن به زبان مادری ام احساس شرم نمی كنم، البته از زمانی كه ارزش زبان و بخصوص زبان مادری را برای هر انسانی درك كردم. من هم اوائل كه تهران آمده بوديم به دليل لهجه ای كه داشتم و لطيفه هايی كه مرتب می شنيدم خجالت می كشيدم تركی حرف بزنم اما كم كم فهميدم كه چقدر در اشتباه بودم. از زمانی كه وارد دانشگاه شدم، از زمانی كه ماهواره داشتيم و برنامه های كانالهای تركی را ديدم به ارزش زبانم پی بردم و اكنون می دانم كه زبان خودم هيچ كم و كسری از زبان رسمی كشورم ندارد و حتي در كل دنيا شناخته شده تر از آن است. اكنون با افتخار به زبان خودم صحبت می كنم و ضمناً به زبان فارسی نيز احترام می گذارم، هرچند زبان مادری خودم مورد بی مهری حاكمان كشور چه در اين زمان و چه زمان پهلوی قرار گرفته است. متأسفانه تبليغات منفی عليه قوميتها و زبانهای غير از زبان فارسی در كشور باعث شده است كه موارد زيادی از آنچه مهناز و رقيه اشاره كرده اند پيش بيايد، اما آنچه مشهود است و به من ثابت شده، چنين مواردی از فرار از زبان مادری در قشرهای فرهنگی بالا، تحصيلكرده و روشنفكر كمتر مشاهده می شود. مريم - اهل مرند از تهران

فارس زبانم وهيچكدام از زبانهای ديگر در ايران را بلد نيستم ولی شخصاً دوست دارم زبانهای ديگری را كه در كشور رايج است، بخصوص زبان تركی رافراگيرم ولی علاقه به لهجه های مختلف فارسی رايج در مناطق گوناگون ايران ندارم وترجيح می دهم به زبان فارسی بدون لهجه صحبت كنم. ايرانی - اصطهبان (فارس)

باید در کردستان، همه چه در مدارس و چه در ادارات و... زبان مادری شان را که کردی است به کار ببرند و کسانی که در کردستان زندگی می کنند باید و درست است که کردی را در کنار زبان مادری شان یاد بگیرند تا بتوانند به روابط اجتماعی شان با کردها ادامه بدهند. این شرایط برای کسی که در آذربایجان زندگی می کند یا میان کردها و فارسها زندگی می کند نيز صادق است. کسی که در کردستان زندگی می کند و به زبان کردی آشنایی ندارد یا شوونیست فارس است و احترامی برای مردم کرد قائل نیست یا اساساً هنوز نتوانسته اهمیت اجتماعی بودن را بفهمد. هیچ کردی مجبور نیست در کردستان با کسی دیگر با زبان دیگری صحبت کند مگر در شرایطی که آن شخص مهمان و گردشگر یا مراجعی عادی و رهگذر باشد و برای حل مشکلش به ارتباطگیری احتیاج داشته باشد. ما کردها و دیگر ملتهای ساکن ایران سالهاست تحت فشار شووینیسم فارس مجبور بوده ایم در کردستان به فارسی صحبت بکنیم و اینهايی که من گفتم حقوق ماست که باید پس گرفته شود و هیچ فارسی نمی تواند ادعای آزاد منشی بکند بدون اینکه حقوق ملیتها را بداند. فاروق - مهاباد

به چهار زبان زنده دنيا يعنی فارسی، انگليسی، عربی و اردو صحبت می کنم اما باز هم عاشق لهجه خوب بندری ام و تا جايی که ممکن باشد بندری صحبت می کنم. محمد - بندرعباس

به عنوان كرد و ایرانی، خوشحالم كه اساسی ‌ترین مسئله ایران چندملیتی، زبان مادری، به صحنه مباحث رسانه های فارسی زبان وارد می شود. با احترام به افتخارات این دو هموطن به زبان ملی شان، از شرم كردن ملتهای ایران از تكلم به زبان ملی شان شك دارم، بخصوص ملت كرد كه از آن آگاهم. بروز جریانات و تشكلهای گوناگون میان این ملتها برای دستیابی به چنین حقی خود گويای این واقعیت است. اما من در نقد بیانات آقای اشوری در مطلب مربوط به این موضوع كه در همین سایت به چاپ رسیده كه يکی از علل اصلی پياده نشدن اصل پانزدهم قانون اساسی را نبود انگيزه کافی در سطح توده های اقليتهای قومی در جهت احيا و گسترش زبانهای محلی می داند و معتقد است اين جنبشها تنها در سطح قشر محدودی از روشنفکران باقی مانده و به لايه های پايينتر قوميتهای ايرانی سرايت نکرده است، چراکه اصولاً چنين خواسته هايی برای اقوام ايرانی فوريت و اولويت ندارد، باید به خدمت ایشان و همه آن هموطنانی كه چنین می اندیشند عرض كنم كه ما همه بدبختیهای جامعه ایران را به دوش رژيم اخیر می‌گذاریم اما بحث كه به پیاده نشدن قسمتی از قانون اساسی این رژیم می ‌رسد روشنفکرانمان در خارج از كشور از آن به عنوان "نبود انگيزه کافی در سطح توده های اقليتهای قومی در جهت احيا و گسترش زبانهای محلی..." یاد می‌كنند یا در مورد دیگر "اگر دولت مدرن در ايران شکل بگيرد و زيرساخت اقتصادی اين کشور تقويت شود، داد و ستد اقتصادی ميان اقوام مختلف تشکيل دهنده جامعه ايرانی به نوعی همبستگی ملی می انجامد و لزوم وجود زبان مشترک باعث کاهش مقاومت در برابر زبان فارسی و رفع خطر تنشهای قومی و جدايی طلبانه می شود"، وجود مشكلات اقتصادی را دال بر بروز چنین تشنجهايی می داند. ولی اگر به كشور پیشرفته و مدرن كانادا نگاه كنیم، كاملاً برعكس ادعاهای آقای آشوری، می بینم كه در مورد ملت فرانسوی ‌زبان كانادا با آن همه پیشرفت و سرمایه گذاری اقتصادی دولت مركزی، باز هم بروز افكار جدایی‌ طلبی و تنشهای قومی به قوت خودش باقی است. پس مسئله تكلم به زبان مادری یا محلی یا ملی، مشكل اقتصادی نیست، نبوده و نخواهد بود. متأسفانه این بهانه‌ ای است كه حكومتهایی سركوبگر پیاپی درایران برای سركوب چنین خواسته‌هايی به فكرش بوده‌ اند و روشنفكرانمان همین راه حل را پیشنهاد می كنند. شريف بهروز - اتاوا (کانادا)

سخن گفتن به زبان مادری هيچ مشکلی برايم ندارد و در خارج از ايران دوست دارم که همه جا به اين زبان صحبت کنم. محمدزکی بشيری - قاهره (مصر)

در شهرها و جاهایی که به زبان فارسی صحبت می کنند اصلاً از صحبت کردن به زبان مادری ام، ترکی دغدغه ندارم زیرا چون به قوت و توانایی زبان مادری ام برده ام و می دانم که در ایران از زمان رضاخان تا به حال سیاستی در ایران جاری است که می خواهند زبانهای دیگر غیر از فارسی را در ایران از بین ببرند و به خیال خود یکسانسازی کنند بنابراین برای مقابله با آن، هرجا که باشم به زبان مادری خود صحبت کرده و مطمئن که طرف مخاطبم در هرجای ایران زبان مرا می فهمد. اصلان اوغلو - قوشاچای (مياندوآب - آذربايجان غربی)

دركمال خرسندی و با افتخار می گويم كه زبان مادری ام را با تمام وجودم دوست دارم ومی خواهم هيچوقت فراموش نشود، در ضمن مي گويم كه جنوبی و اهل جزيره قشم هستم. الا - تهران

به زبان فارسی و مازندرانی خودم افتخار می کنم، شيرين است. بهادر - بابلسر

زبان مادری را همانا زبان رسمی کشور و زبان فارسی می شناسم. هر چند اگر پارسی بود عزیزتر می داشتمش اما به آنچه هویت مرا تشکیل می دهد مانند زبان مادری عشق می ورزم و هرگز فراموش نمی کنم آن بزرگ مرد، سیاوش کسرائی را که از هنگام خروج از وطن تا هنگام مرگ حاضر نشد حتی زبان بیگانه بیاموزد. نه، اشتباه نکنید، تعصبی نیستم اما برای او که آموزگار آیندگانش بود این کار زیبایيهای خاصی از او به جای گذاشت. آرش رزام - تهران

به نظر من باید به زبان معیار سخن گفت و از سخن گفتن به زبانهایی که فرق اساسی با زبان معیار کشور دارد پرهیز کرد زیرا باعث ایجاد مشکلاتی در روابط اجتماعی جامعه می شود و بازدهی را پایین می آورد که اين مشکل در کشورهایی مانند کانادا مشهود است. فرهاد - کبک (کانادا)

قابل توجه مهناز عزیز از سنندج، هموطن عزیزم دلیل اینکه شما در مدرسه فارسی صحبت می کنید اصلاً به خاطر عده معدود فارسی زبان در شهر شما نیست، مثل اینکه در انگلستان چون عده ای ایرانی اینجا زندگی می کنند پس باید در مدارس فارسی صحبت کنند؟! دلیل اصلی و مهم تکلم زبان فارسی در کلیه نقاط ایران آموزش زبان واحد (زبان ملی) به کلیه ایرانیان است، چراکه ایران متشکل است از اقوام مختلف با زبانهای متنوع و تنها در این صورت است که کلیه ایرانیان فارغ از هر قوم و زبانی می توانند تحت چتر زبان ملی با یکدیگر به گفتگو و سازندگی ایران بپردازند. درود می فرستم به آن هموطن کرد که دبیر شما بود و از شما خواسته بود سؤالتان را به فارسی بپرسید چون اگر الآن پرسیدن سؤالی به زبان فارسی برایتان کمی دشوار باشد احیاناً در فردای ایران چگونه خواهید توانست از حقوق همشهریان خود در پایتخت دفاع کنید؟ پس او با این اقدام خود درسی بزرگ بشما داده است. درود بر هموطنان کرد پاینده ایران. عليرضا - لندن

انتخاب اين عنوان برای اين بخش شايسته نيست، بايد توجه داشت كه زبان مادری هر كس، افتخاری برای او و در واقع مهمترين بخش شخصيت ميهنی و بومی اوست. بنابراين، توهين به زبان مادری او توهين به شخصيت اوست. من به عنوان ترك به زبان خودم افتخار می كنم و در عين حال ارادت خاصی به زبان فارسی دارم و از اينكه معنای شعر حافظ را می فهمم به خود می بالم، غبار تن خود را در سروده های فردوسی می شويم و از گفته های سعدی درس انسان بودن می آموزم. براستی كدامين زبان می تواند شهد نوشين معرفت را به حلاوت زبان حافظ برساند؟ آيا زبان انگليسی كه آن قدر جولان می دهد می تواند چنين دلبری کند؟ اخيراً عده ای بی هويت مثلاً به قول خودشان با زبان انگليسی فخر می فروشند كه اگر كمی انديشه کنند هرگز چنين كارهايی نخواهند كرد. شهاب عبدل نژاد ممقانی - تبريز

من یک پسر افغانم که در ایران سال 62 متولد شدم و تابعیت ایران را اختیار کردم. اکنون پس از گذشت 21 سال از عمرم به افغانستان آمده ام و البته خانواده ام هنوز در ایرانند. همیشه از اینکه افغان بودم یا اینکه زبان مادری ام پشتو بوده احساس خوبی نداشتم و هیچوقت پشتو یاد نگرفتم ولی اکنون که اینجا آمدم در طی 5 ماه گذشته تا حدودی پشتو را یاد گرفتم و حالا به راحتی میتوانم به رادیو های پشتو گوش کنم. به نظر من یاد گرفتن زبان بسیار مهم است، یاد گرفتن زبان مادری هم بسیار مهمتر است. ز. د - کابل

يادم می آيد که تهرانی بودنم باعث می شد گوش کردن به حرف زدن کسانی که شهرستانی می ناميديمشان برايم خنده دار باشد اما حالا پس از شش سال زندگی در آمريکا اين منم که لهجه ام خنده دار است. باعث شرمندگی است که هنوز در دنيای متمدن کسانی هستند که فرهنگشان آن قدر بالا نرفته که هر نوع لهجه ای را پذيرا باشند. برای اينکه انگليسی زبانها ناراحت شوند می گويم که به زبان خودم افتخار می کنم. زهرا - آمريکا

ما همگی ايرانی ايم و خيلی جاها مانند آذربايجان قبلاً فارسی زبان بوده و پايداری اين زبان باعث وحدت ملی می شود ولی در عين حال بايد به نظر ديگران احترام گذاشت و تمسخر نکرد. عليرضا - تهران

در تهران حتی در دانشگاه هم به زبان مادری خود با کمال افتخار صحبت می کنم. يحيی - اردبيل

از صحبت کردن به زبان مادری ام (بختیاری) افتخار می کنم. مرتضی شيرانی - اهواز

افتخار می کنم که آذری ام و زبان مادری ام ترکی است. سارا - اردبيل

پدر و مادرمن تبريزی اند و من و برادران و خواهرانم در تهران به دنيا آمده ايم و همه ما ترکی بلديم. هيچوقت هم سعی نکرده ايم از ترکی صحبت کردن پرهيز کنيم و من به ترک بودن خودم افتخار می کنم. من و همسرم در نيويورک در آمريکا زندگی می کنيم و دو بچه داريم که اينجا به دنيا آمده اند؛ دختر نه ساله ام به کلاسهای زبان فارسی می رود تا فارسی نوشتن ياد بگيرد و فارسی هم بلد است و صحبت می کند. پسر سه ساله ام هم فارسی حرف می زند. آنها دلشان می خواهد سرزمين مادری شان، ايران را ببينند. به نظر من دانستن زبانی ديگر نه تنها نوعی دانش است بلکه کمک بزرگی در بسياری از امور زندگی است. شاهرخ - نيويورک

در اينجا (هند) که فارسی زبان ندارد و فقط در دانشگاهها مضامينی به فارسی دارند، زمانی که می گويم فارسی صحبت می کنم بسيار با اشتياق به من نگاه می کنند و درباره زبان شيرين فارسی چيزهای زياد گفتنی دارند. هيچوقت در ميان فرهنگيان و اساتيد هند زبان فارسی را نا آشنا نديدم، حتی بعضی از اساتيد هند بهتر از ما که فارسی زبانيم و در افغانستان به اين زبان شيرين سخن می گوييم به مزايايش پی برده و به اين زبان بزرگان و عشاق عشق می ورزند. صبغت الله احمدی - دهلی (هند)

نظام حکومتی وادار می کند که بعضی مردم به زبان مادری خود صحبت نکنند. رزگار - سردشت

منبع

 

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
رزگار ایلام  - زبان مادری |1390-4-6 10:26:17
متاسفانه بعضی از کرد زبانهای کمبود دار و
دارای عقده خود کمتر بین ایلامی و مخصوصا
کرمانشاهیا با بچه های خود فارسی صحبت می کنند
لهجه هیچ گاه عیب نیست زیرا نشاندهنده ی چند
زبانه بودن است در ضمن خود دستگاههای حکومتی
نمی خواهد فرهنگهای دیگر ایران حفظ شود زیرا
مجوز موسسه های زبان کردی را را به ما درایلام
نداده اند در ضمن بیشتر جوکههایی که برای
فرهنگهای ایرانی از جمله ترک و لر و کرد ساخته
می شود در فرهنگستان تهران ساخته می شود تا
مردم این مناطق به واسطه همین جو کها ازهویت
خود فرار کنند و با با بچه ها فارسی حرف بزنند
من ع...
morteza  - zabaneh madari |1387-8-24 05:18:41
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان...
از نظراتتون استفاده کردیم چون من دلم از این
تبعیضات پره نظر نمیدم.به امید موفقیت روز
افزون
turk  - mən turkam tukudə danişjəm |1386-4-29 09:58:31
mən turkam tukudə danişjəm

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

اعلانات

1-آدرس سایت: http://www.javanim.org 

 

همچنين خود جوانان عزيز بايد در پرورش و اصلاح مفاهيمي كه به نظرشان ناقص يا نادرست است اقدام كنند؛ البته با رعايت ادب و احترام نسبت به نويسنده يا هر فرد يا گروه ديگري؛ تا انشاء الله مطالبي كه مطرح مي شود آموزنده و مفيد باشد

2-ارسال عكس: دوستان عزيز مي توانندعكس هاي مناسب اين سايت را ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

lover.loyal@gmail.com

3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييد.درج يك خواندني از منبعي ديگر در اين سايت به معناي تأييد صحت آن مطلب يا تأييد منبع آن نيست؛ بلكه هدف، صرفاً توجه به مواردي است كه ممكن است وجود داشته باشد و استمداد از افكار و ايده هاي جوانان در جهت رفع مشكلات احتمالي و استفاده از امكانات و موقعيت هاي مثبت اجتماعي

 

4- لطفاً مقالات و مطالب خواندنی خود را که مناسب این سایت می دانید از طریق گزینه ی ارسال مطالب فوق برای ما ارسال دارید تا در سایت منتشر گردد و مورد استفاده ی همه ی کتربران قرار گیرد. 

5-مطالب جوانیم و نظرات و دیدگاه های دوستان را از طریق صفحه ی فیس بوک جوانیم با آدرس زیر دنبال نمایید:

facebook.com/javanim 

oruspu numarasi canli sohbet numaralari sohbet hatlari telefonda sohbet telefonda sex sohbet numaralari arac muayene dava sorgulama trafik ceza sorgulama isimden numara sorgulama bilinmeyen numaralar