آمار سایت

مندرجات : 733
تعداد نمایش مندرجات : 4832546
بازديدکنندگان : 3674799

عضویت در خبرنامه

موارد متفرقه
فقروتنگدستي چاپ پست الكترونيكي
خواندنیها
يكشنبه, 24 دی 1385 10:37

  خاطرم هست چند روز پيش پشت چراغ قرمز در يكي از چهار راه هاي شهر ايستاده بودم . بي خيال از همه جا و همه كس،  ناگهان كودكي توجهم را به خود جلب نمود . لباسي بسيار كهنه و كثيف به تن داشت با صورتي كه از كثيفي به سياهي مي زد.در اين حين دانه هاي برنج را در دستانش ديدم كه با اشتياق مشغول خوردن آنها بود.اين صخنه مرا بسيار متاثر نمود و دوباره به من ياد آوري كرد كه فاصله طبقاتي در جهان بيداد  مي كند. از يك سو نو جوانان مرفهي را مي بينيم كه بدليل فزوني امكانات اقدام به خود كشي مي نمايند و از سوي ديگر همتايان فقيرشان را مي بينيم كه از گرسنگي جان  مي دهند. عزيزان بيائيداندكي تامل نماييم . چرا در اين جهان پهناور كه حتي در طبيعتش هم تعادل بر قرار است ، در جامعه انساني - كه به قولي اشرف مخلوقات خوانده مي شود - اينچنين صحنه هايي را شاهديم كه همه حاكي از عدم وجود تعادل است ؟ درمان اين درد چيست ؟ شايد اگر ثروتمنداني كه بخاطر زيادت ثروت مورد سوء قصد قرار مي گيرند ، قدري از ثروتشان را در راه خير مصرف مي كردند،  اينچنين نمي شد ؛ شايد اگر افراد به قدر زحمتي كه مي كشند مزد دريافت مي نمودند،  اينچنين نمي شد ؛ شايد اگر وجدان كاري نا ديده انگاشته نمي شد، اينچنين نمي شد و هزاران شايد ديگر ...

ادامه مطلب ...
 
مرغ دریایی برای تو شادی می آورد چاپ پست الكترونيكي
مقالات شما
پنجشنبه, 14 دی 1385 19:12

سالها قبل یکی از همسایگانم خاطره ای را که در یک تابستان در یکی از سواحل ایالت واشنگتن برایش پیش آمده بود، برایم تعریف کرد . آن ماجرا در ذهن من حک شد و آن را نوشتم . بعدها در کنفرانس نویسندگان نوبت به من رسید که صحبت کنم و احساس کردم دلم می خواهد این خاطره را بخوانم . اینک آن خاطره را که حالا هم درست به اندازه زمانی که آن را شنیدم برایم تکان دهنده است، برای شماهم تعریف می کنم.

ادامه مطلب ...
 
از تنبيه تا تغيير ... چاپ پست الكترونيكي
مقالات شما
پنجشنبه, 14 دی 1385 15:23

 امروز به پريا زنگ زدم. دو هفته اي بود كه تنها كاري كه مي تونستم براش انجام بدم دعا خوندن بود و گهگاهي هم دلداري دادن. دعا مي خوندم تا هم خودش بعد از اون حادثه مقداري آروم بشه و هم اون خانم بهتر بشه. بالاخره بعد از اون ماجراها امروز كه باهاش صحبت كردم نسبت به روز هاي قبل وضعيت روحيش بهتر بود . شايد لازم باشه بيشتر از پريا بگم. اون حدودا هم سن و سال منه ( 18‘ 19 سالشه ) توي يه خانواده ي با فرهنگ و با وضع مالي مناسب بزرگ شده. من وپريا خيلي وقته با هم دوستيم؛ از وقتي هم محلي شديم و توي يه سوپر ماركت به طور خيلي اتفاقي با هم آشنا شديم. الآن هم خيلي با هم صميمي هستيم. پريا از زماني كه كوچيك بود خيلي رانندگي رو دوست داشت. از حدود 15-16 سالگي هم باباش اونو مي برد پيست رالي تا اونجا هم رانندگي كنه و به قول خودش به وصال عشق سرعت فائز بشه و هم صدمه به كسي نزنه. ولي وقتي گواهينامه گرفت متا سفانه براش جا نيفتاد كه سرعت بالا فقط مال پيست راليه . البته راستش رو بخواين دست فرمونش خوب بود. منم تو ماشينش خيلي بهم خوش مي گذشت. كيه كه از سرعت بدش بياد . به خاطر همين منم اصولا بهش نمي گفتم آهسته تر بره؛ به جز زماني كه خودم مي ترسيدم و وقتي بهش مي گفتم آرومتر، اون مي گفت دست فرمونم كه عاليه . ترمزمم كه معركس، غصت چيه ؟ حالا همه اينها به كنار؛ چندين بار كه چه عرض كنم، چندين هزار بار هم به خاطر سرعت غير مجاز جريمه شده بود؛ ولي خوب، باباش داره و بي خيال جريمه ها .

ادامه مطلب ...
 
زکجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ چاپ پست الكترونيكي
مقالات شما
پنجشنبه, 14 دی 1385 15:18

آیدا :

امروز وقتی بعد از یک هفته گذرم به سمت آینه افتاد خودمو نشناختم .هیچ علاقه ای هم برای توجه به این موجود جدید نداشتم . چشمهای پف کرده ، موهای تو هم گره خورده ، صورت بی رنگ و رو ... به خودم حق دادم؛ منی که حتی تصور از دست دادن اون، دنیا رو برام بی رنگ می کرد حالا واقعاً از دستش داده بودم ...منو ترک کرده بود و من هنوز زنده بودم ...از خودم تعجب کردم که چطور تو این یک هفته دووم آوردم . حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو ندارم . آهنگ اصفهانی می زارم ( تو نباشی چه امیدی به دل خستۀ من ...) بازم گریه ام می گیره ...دلم می خواد بمیرم ..از این دنیای مسخره خسته شدم ..هیچ چیزش برام جالب نیست . اصلاً چرا باید تو این دنیا زندگی کنم ؟  نه بدنیا اومدنم دست خودم بوده و نه مردنم . وقتی هم که دارم زندگی می کنم انگارهمۀ مشکلات برای منه ...

ادامه مطلب ...
 
دو روي سكه چاپ پست الكترونيكي
مقالات شما
پنجشنبه, 14 دی 1385 15:09

 تلويزيون را روشن كردم. برنامه اي از حيات وحش پخش مي شد. ديدن حيوانات زيبا و مناظر دلربا بسيار دلنشين بود. اما چندي نگذشت كه طبيعت چهرهء ديگرش را نيز نشان داد. شكار خرگوش ها در چنگال عقاب و هجوم ببرها بر سر آهوان تيز پا. ديدن اين تصاوير برايم چندان خوشايند نبود. با خود گفتم چقدر خوب بود اگر زندگي اين حيوانات، بدون حضور دشمنانشان در آرامش سپري مي شد.

ادامه مطلب ...
 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 بعدي > پايان >>

صفحه 6 از 8

اعلانات

1-آدرس سایت: http://www.javanim.org 

 

همچنين خود جوانان عزيز بايد در پرورش و اصلاح مفاهيمي كه به نظرشان ناقص يا نادرست است اقدام كنند؛ البته با رعايت ادب و احترام نسبت به نويسنده يا هر فرد يا گروه ديگري؛ تا انشاء الله مطالبي كه مطرح مي شود آموزنده و مفيد باشد

2-ارسال عكس: دوستان عزيز مي توانندعكس هاي مناسب اين سايت را ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

lover.loyal@gmail.com

3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييد.درج يك خواندني از منبعي ديگر در اين سايت به معناي تأييد صحت آن مطلب يا تأييد منبع آن نيست؛ بلكه هدف، صرفاً توجه به مواردي است كه ممكن است وجود داشته باشد و استمداد از افكار و ايده هاي جوانان در جهت رفع مشكلات احتمالي و استفاده از امكانات و موقعيت هاي مثبت اجتماعي

 

4- لطفاً مقالات و مطالب خواندنی خود را که مناسب این سایت می دانید از طریق گزینه ی ارسال مطالب فوق برای ما ارسال دارید تا در سایت منتشر گردد و مورد استفاده ی همه ی کتربران قرار گیرد. 

5-مطالب جوانیم و نظرات و دیدگاه های دوستان را از طریق صفحه ی فیس بوک جوانیم با آدرس زیر دنبال نمایید:

facebook.com/javanim 

oruspu numarasi canli sohbet numaralari sohbet hatlari telefonda sohbet telefonda sex sohbet numaralari arac muayene dava sorgulama trafik ceza sorgulama isimden numara sorgulama bilinmeyen numaralar