آنچه زن مي گويد چاپ
نوشته شده توسط انيسا- د   
پنجشنبه, 30 آذر 1385 11:18
تعداد بازدید :4508

و آنگاه از لطافت و ظرافت خود در روح و جسم زن دمید تا این مخلوق شگرف خود را بیش از پیش در بحبوحۀ رنج زندگی بیازماید و بواسطۀ آن دیگران را نیز آزمایش نماید.

می گویند موجودی ناشناخته است که با ما و درکنار ما زندگی می کند. چون همگان دنیا را می بیند و مثل دیگران سخن می گوید. لیک با چشمی دیگر و زبانی دیگر.

از دیرباز قربانیِ زور بازوی همردیفان خود بوده و تاوان ظرافت هاي طبع و حساسیّت های روح خود را داده است. دربلنداي تاريخ از قلبش هزاران پرستوی امید کوچ کرده و درروحش هزاران ستارۀ عشق متولد شده. او را نشناخته اند که برطنابش می آویزند، از دردِ ناتوانی وفریاد در گلوگاهش خفه می کنند، از رنجِ بردباری.

ناشنیده ها شنیده و نادیده ها دیده و جز ایثارواستقامت صفتي بروزنداده.

واكنون در پر ادعاترین و متمدن ترین عصر تاریخ انساني برسكوي علم وايمان ایستاده است ومی گوید :

چرا در جامعۀ من زن نمی تواند به آزادی مرد راه برود؟ اگر در عصرگاهي زمستانی و شاید شبی پائیزی ، جز راه رفتن و سخن نگفتن با کسي و اندیشیدن در خلوت خیابانی کوتاه و پر خاطره ،گریزی برای تسکین زخم های پردردم نیست، چرا نباید چنین کنم؟ چرا نمی توان از بند این اندیشه های پوسیدۀ جاهلیت آزاد گشت ؟ چرا در این شهر بی در و پیکر و انبوه خیابان های بی سر و تهش، حتی کوچه ای را به قدم های خسته از پیمودن ِ بن بستهای بی شمار من،  اختصاص نداده اند ؟ چرا شهادت مرا از اینکه می بینم مردانی چگونه وقیحانه به دختران معصوم همسایه گستاخی می کنند و کوتاه هم نمي آيند، به هیچ نمی خرند؟ و چرا هنگامی که از این معضل بزرگ اجتماع حرف می زنم، به چشم ناپاک و ناپاکان مرا می نگرند؟ مگر دانایان قوم      نمی دانند که زنان در این اجتماع گسترده و کم عمق، جز به نگاه زیبا اندامان و زیبا چشمان و زیبا سخنان به نگاهی دیگر دیده نمی شوند ؟ محل و مکانی امني هم ندارد- چه ادارۀ محیط زیست، سالن سینمايا مرکز خرید و از همه بدتر گذرگاه پیاده روی خیابان های شلوغ و یا غمناک تر و اسفناک تر از آن، خیابانی خلوت- جائي که هرا نسانی، جدا از زن یا مرد بودنش، آرزو دارد دقایقی چند در آن قدم زندتا از هیاهوی دنیای پر غوغا ، هر چند برای مدتی کوتاه ، آسوده باشد.

آنچه زن را وادار به اعتراض نموده همین است که قدر اندیشه های رسايش را ندانسته اند و گوهر احساسات بلندش را نشناخته اند. که هنوز طرف مقابل و برابر مرد               نمي بينندش و یا باور نکرده اند که آنچه در وجود او نهفته و مستور است آن چیزی نیست که برای دقايق کوتاهِ خوشی و لذت و بی خیالی، از آن سود مي برند. که هر چه در وجود مرد به دست توانای پروردگار نهفته است، در خلقت زن نیزسرشته است. آری ، قبولش سخت دشوار است، ولی باید دید که در این عصر فن آوری و ارتباطات دیگر زور بازو و حرف درشت وخشونت – این یار ناسازگاز روح و جسم زن- خریداری ندارد. اين ها را باید در پستوی خانه، به عنوان شاهکار بی شرمانۀ انسان نادان و مغرور که یادگار عصر جاهلیت و منیّت است، نگه داشت و برای عبرت گرفتن ازآن، به فرزندان نشان داد و دانست و باور کرد که امروز هر آنچه را که مرد قادر به انجام دادن آن است زن نیزبرآن توانااست و چه بسا به یاری ظرافت طبع و حسّاسیّت و دقت نظر،  بهتر و کاملتر نیز آن را به انجام رساند.

جای بسی تأسف است که امروز جامعۀ اطراف ما آنچنان غرق در مادیّت و جسم پرستي شده است که نمی فهمد چطور قدر آنچه را دارد بداند و از صفات متعالی و والای انسانیِ ِهر فرد- چه زن و چه مرد- بهره برد و آن را بستاید. غافل از آنکه پرندۀ تیز پرواز تکامل و پیشرفت بشری جز به دو بال مساوی و پر توانِ زن و مرد نمی تواند بر فراز قلّه های بلند سرنوشت باشکوه خویش پرواز کند. که این پرنده را دو بال است و به ناچار برای پرواز، دوبال نیاز است. برای پریدن هر دو حیاتی است. مرد ، بی زن وجودی خالی است و زن ، بی مرد خانه ای تهی.  

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."