آموزش وپرورش ايران وخلاقيت چاپ
مقالات شما
جمعه, 17 آذر 1385 12:31
تعداد بازدید :5947

امروز، يكي از چا لش برانگيزترين معضلات آموزشي ايران مسئلة خلاقيت است. كم وبيش سخناني مي شنويم مبني بر اينكه نظام آموزشي ايران به دليل بافت خاص قديمي اش [فشردگي مطاللب ، روش دستوري (معلم محوري) وحجم زياد مطالب حفظ كردني ] قواي خلاقيت را در دانش آموزان نابود مي كند . در اينجا مي خواهيم صحت اين ادعا را بر رسي كنيم .

اولين گام براي مقصريامبراشناختن يك نظام آموزشي، مثل تمام مسائل ديگر، ارائه تعريفي دقيق از آن است. آموزش و پرورش يعني ياد دادن دانش هاو مهارتها و رفتارهائي معين به انسان به منظور بهتر انديشيدن در شرايط گوناگون و بهتر زندگي كردن ورفتار و كردار مناسب و مفيد داشتن براي خود و جامعه .اين نظام داراي نظم و برنامه است و چهار ركن دارد: آنچه ياد داده مي شود، آن كه ياد مي گيرد، آن كه ياد مي دهد، روشي كه براي ياد دادن به كارمي رود. اين چهار ركن كه كاملاً به هم وابسته اند نظام آموزش و پرورش را شكل  مي دهند. ما عادت كرده ايم يا بر روش دستوري (كه بيشتر مبتني بر حفظ طوطي وارمطالب مشخص و خشك است، نه پژوهش براي يافتن مطالب مورد علاقه و جذّاب كه به رشد خلّا قيت كمك مي كند)، خرده بگيريم؛ يا معلمان را به خاطر تشويق نكردن دانش آموزان به پژوهش و كشف پاسخ هاي مسائل به صورت مستقل، زير سؤال ببريم و حتّي بر مطالب آموختني بتازيم و آنها را قديمي و بي مصرف بپنداريم . امّا آيا به ركن چهارم، يعني خوددانش آموزان هم فكركرده ايم؟ اگر دانش آموز نخواهد خلاّق باشد، حتّي اگر با كفايت ترين معلّم ، مفيد ترين مطا لب و به بهترين روش هاهم به كارگرفته شود، موفقيتي حاصل نخواهدشد.

 اگر مي خواهيم دانش آموزاني خلاّ ق داشته باشيم ، بايد ازابتدا، خلاّقيت را به عنوان يك مهارت به آن ها آموزش بدهيم؛ بايدحس حقيقت جوئي را درآن ها بيدار كنيم و پژوهش كردن را به آنان بياموزيم. مثلا" در اوقات فراغت مطالب متنوعي در اختيار دانش آموز بگذاريم تا با آزادي واختيار، موضوع مورد علاقة خود را بيابد ودر پي پاسخ دادن به سؤالاتي بر آيد كه در مورد آن موضوع برا يش پيش مي آ يند.

به اين ترتيب معلّم در فرايند حلّ مسئله ، انضباط فكري را به شاگرد مي آ موزد؛ يعني او را ياري مي كند تا خودبه روش علمي، به سؤا لاتش پاسخ گويد . به اين ترتيب فرد هدفمند مي شود و به دنبال احساس نياز به كشف حقيقت، در مسيري گام مي نهد كه او راصاحب ذهني خلاّ ق وكشاف نموده، جامعه رانيز به اهدافش مي رساند .

پس فراموش نكنيم كه نظام آموزشي نظامي است كه از معلّم و شاگرد و روش و مطالب تشكيل شده كه همه آن ها بر هم مؤثروازهم متاثرندو براي ايجاد تغيير مطلوب در جهت رشد خلاّ قيت دانش آموز، بايد هر چهار ركن را در كنار هم و به صورت يك كل در نظر بگيريم كه فرموده اند:

"چو عضوي به درد آورد روزگار      دگر عضو ها را نماند قرار" 

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
ف. ستاينده  - به شكيبا |1385-12-11 10:44:12
دوست عزيز از اين كه مقاله را خوانديد و نظر
داديد ممنونم. در اينكه فرموده ايد مسئله
پيچيده است بسيار با شما موافقم. مسئله پيچيده
تر از آن است كه بتوان در يك مقالهء كوتاه تمام
جنبه هاي آن را بررسي كرد و بنده هم چنين هدفي
نداشتم. با تشكر
شكيبا |1385-10-7 21:29:27
فكر نمي كنم مسأله به همين سادگي باشد. معلمي
كه خودش چنين پرورش نيافته است و كتابهايي كه
از بچه ها جز پاسخ سؤالات را به همان شكلي كه
در متن است نمي‌خواهد چگونه مي‌تواند بچه
هاي خلاق و اهل تحقيق پرورش دهد. بحث نظام
آموزشي خيلي پيچيده است و از ساير خصوصيات يك
ملت جدا نيست. خوشحال ميشوم بحث دقيقتري در
اين باره انجام دهيد.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."