روابط والدين و جوانان چاپ
پنجشنبه, 19 آبان 1384 20:30
تعداد بازدید :3648

فرزند: اه، هي گيرهاي بي خودي،  انگار جز گير دادن و ايراد گرفتن كاري بلد نيستن.

والدين: اين چه لبا سيه پوشيدي؟ ببين فلاني چي  مي پوشه.  اين از وضع لباس پوشيدنت اون  هم از وضع درس خوندنت .

 من به عنوان يك نوجوان احساس مي كنم نمي تونم روابط صميمي با والدينم برقرار كنم،  چون من با فكر خودم و همسالان خودم حرف مي زنم و پدر و مادرم با فكر قديمي خودشون  صحبت مي كنن و با توجه به چيزهايي كه در اين دوره وارد جامعه شده. از لباس، حرف زدن و ... .،  من نمي توانم به اون راحتي كه حرفام رو با دوستانم مي زنم،  با پدر و مادرم بزنم. من از دوستانم هيچ ترسي ندارم ولي از گفتن حقايق در پيش پدر و مادرم واهمه دارم. ترس از طرد شدن از خانواده، ازاون تنهايي كه پدر و مادرت مثل هميشه نگاهت نكنن و يا با تو ديگه حرف نزنن؛  چون وقتي يه كار بدي كردي و  مي خواهي به اونا بگي كه متأسفي،  هيچ كس به اين تأسف توجهي  نمي كنه و... .و ديگه اينكه با هر كسي كه دوست مي شي  مي گن : ما كه اين فرد رو نمي شناسيم باهاش دوست نشو. حالا ما هر چي دليل بياوريم،  حرف حرف خودشونه. آخه بابا جون مامان جون،  شما لااقل يه دو كلوم با اين آدم حرف بزنين بعد بگين نه، بازم مي گن نه! از ديگر مشكلاتي كه يك جوان دارده  مقايسه است كه اكثرأ والدين به اون عادت دارن. اونا  فرزندان خودشون رو با ديگران مقايسه مي كنن و  مي گن:  ببين اين چه جوري درس مي خونه؛  مگه تو چه فرقي  با اون داري ؟؛ رفتاري كه باعث سر خوردگي هر فردي ميشه  و تقريبأ رقابت هاي ناسا لم به وجود مياره و يا خراب كردن اون فرد رو در بر داره و دوستي هم سالي رو هم از بين مي بره . حالا  به سراغ يه مشكل ديگه مي رم و اون اينه كه جوانان و نوجوانان به فكر پول و درآمد هستند ومرتب به فكر اينن كه:  چيكار كنم كه پول دارتر بشم. اونا به درس و مشق هيچ توجهي  ندارن  و پدر و مادرها هم با بي توجهي به آن و به تمسخر گرفتن آن،  موجب بي علاقگي بيشتر فرد به تحصيل و زده شدن فرد از درس ميشن.  فكر و ذكر جوان فقط به اين است كه كار كند و پول دار شود.

 مشكل ديگه تعيين و انتخاب رشته و شغل آينده جوان و كلأ علايق جوان است كه والدين در اين زمينه هر چيزي رو كه خودشون علاقه دارن و يا قبلا علاقه داشتن و به  اون نرسيدن مي خوان به جوان تحميل كنن، كه اين عدم توجه به علايق جوان است. اونا  فقط مي خوان فرزندشون در بالاترين درجه باشه كه البته درست هم هست؛  ولي بايدخواستشون در حد فرزند شون باشه. يعني وقتي مثلا يك فرد در درس علوم و حفظ كردني ها مهارت داره،  ولي در رياضي نداره؛  به خا طربالاتر بودن ارزش رياضي،  به زور نگن كه تو بايد به رشته رياضي فيزيك بري. و حال وقتي به خاطر دوست نداشتن آن رشته و ميل پدر و مادرش كه به آن رشته علاقه دارن وخودشون به اون  رفتن  ولي موفق نشدن؛ اون فرزند در درس موفق نميشه ودر نتيجه اونا با دادن عناويني مثل : بي عرضه اي ديگه،  و يا تو اصلأ لياقتش رو نداري؛  فرزند شون رو از هر چي درسه متنفر مي كنن .

  و از ديگر مشكلاتي  كه مي تونم بگم  عدم اطمينان به فرزندان و يا قبول نداشتن اون هاست؛ حسي كه بعضي والدين نسبت به فرزندان خود دارن و هر نسل به نسل بعد از خودش هم انتقال مي ده. مثلا  فرزندي دبيرستاني به پدر و مادرش مي گه:  اجازه بديد خودم به كلاس هام برم؛  ولي اونا مي گن:  نه هنوز زوده؛  و يا مي گن:  زوده كه مثلا  دسته كليد رو به توبديم .

 حال به سراغ ديگر مشكل مي روم و آن اهميت ندادن به نظريات نوجوانه؛  چه در خانواده و چه در جمع هاي ديگه.  مثلأ مي گن:  باز تو نظر دادي؟ دراين وضعيته كه نوجوان فكر مي كنه واقعأ بي ربط گفته ويادمي گيره كه در صحبت با دوستاش هم همين برخورد رو  داشته باشه.

 و از ديگر مشكلات كه لازم مي دونم  بيان كنم  ارزش ندادن به نظرهاي جوانانه . براي مثال جواني براي رفتن به تفريح مي بايست با مادر و پدرش برود؛ اما وقتي به  آن ها پيش نهاد مي ده،  به خاطر اينكه حالش رو ندارن؛ توجهي نمي كنن  و جوان هم براي رفع  نيازهاي خود به راههاي ديگه مي ره و با افراد ديگه تماس برقرارمي كنه و به تفريح مي پردازه.

حالا مي خوام در مورد مشكلات والدين با جوانان نيز بنويسم . نكته اي كه اغلب پدر و مادرها در گفتگوها شون به كار مي برن عدم احترام به جوان هاست؛ تا حدي حق هم دارن ؛ چون در اين دوروزمونه جوانان احترام زيادي براي افراد مسن قائل نيستن و به راحتي و بدون هيچ  توجه واحترامي از كناراونا رد مي شن و اين باعث ناراحتي اونا ميشه و مشكل ديگه اي كه در اين دوره مرسوم شده كمبود نجابت در بين جوانانه كه به خاطردادن آزادي بيش از حد به اون ها ست.  روابط صميمي يك دختر و پسر در بعضي محافل و مجالس از حد معقول تجاوزمي كنه، همچنين شوخي هايي كه آينده ي جوانان رو به خطر  ميا ندازه. خانواده ها با ديدن اين صحنه ها تأسف  مي خورن ؛ ولي جوانان فكر مي كنن با هر كسي دلشون بخواد مي تونن  شوخي بكنن واين كارعيبي نداره .

 مشكل  ديگه  مشورت نكردن جوانان با والدينه،  كه تقريبأ همه ي خانواده ها از اين مسأله رنج مي برن واعتراض دارن كه چرا فرزندان و جوانان ما بدون مشورت با  كسي،  تصميم مي گيرن.  بعضي جوانان اين كاررو اصلأ لازم نمي دونن و فكر مي كنن خودشون از پس تمامي مشكلات بر ميان .

 و حالا با اجازه همگان راه حل هايي رو كه به نظرم مي رسه ارائه  ميدم . در مورد مشكل اول كه مربوط به نظريات جديد و قديمه،  بهتره هر فرد با كنار گذاشتن بعضي مسائل كوچك و پيش پا افتاده  و كمي گذشت، كاري كنه كه به نتايج عالي برسه ودر مورد مشكل دوم، بايد آن قدر روابط هر دو طرف يعني والدين و جوان رو صميمي كنيم كه جوان وقتي خواسته  يا نا خواسته كار خلافي از او سر زد؛  به راحتي با پدر و مادرش مطرح كنه واونا با خودداري از عصبانيت و توضيح خواستن،  تمام مسائل را حل كنن و به جوان خود كمك كنن  مشكلاتش بيشتر نشود. امادر مورد مشكل سوم:  وقتي فرزند ما با كسي دوست   ميشه ، بهتره  با برقرار كردن روابط با خانواده و خود اون فرد،  صلاحيت دوستي اونو با فرزند خودبررسي كنيم و اگه مسائلي رو ديديم؛  با مهرباني وبطور منطقي،  بيان نماييم.ومشكل چهارم:  سعي كنيم با گفتن واژه هاي اميد وار كننده،  مثل:  تو سعي خودت روكردي و انشاءالله سال ديگه مي توني نمره بهتري بياري ؛ كمكش كنيم رقابت سالمي رو با همسالان خودش برقرار كنه . مشكل پنجم:   خانواده ها در مورد مسائلي كه ذهن جوان رو مشغول  مي كنه؛  با صحبت هاي دوستانه به اودررفع  مشغله هاي فكري اش كمك كنن. مشكل ششم:  در مورد اين مشكل سعي كنيم با توجه به سليقه و علاقه فرزند خود و اينكه اگه در كدوم مرحله قرار بگيره، موفق ميشه و  با ارائه دلايل منطقي،  جوان رو راهنمايي نماييم. مشكل هفتم: سعي نماييم اعتماد به نفس رو در جوان خود تقويت نماييم. مشكل هشتم:  با تشويق جوان به نظر دادن قدرت سخنوري رو در او تقويت نموده ،  با تكان دادن سر و تأييد حرف هاي درست او،  جوان روبه دادن نظرياتش در مجالس ترغيب نماييم. مشكل نهم:  همراهي كردن با جوان در اكثر مراحل تفريحي،  بخصوص وقتي خودش از ما مي خواد، راه حل اين مشكله. والدين عزيز، خودتون  سعي كنيد  همراه و هم صحبت جوان بشيد و  درد دل هاش رو به گوش جان بشنويد.  مشكل دهم:  در اين مورد والدين بايدسعي كنن در جشن ها و اعياد به ديدار افراد مسن برن و با رفتار خود و با كمك به اونا ،  نحوه ي احترام گذاشتن رو نشون بدن واين كاررو برا نوجوان ها  بسيار مهم جلوه بدن.  مشكل يازدهم:  به جوان كمك كنيم  خودش اين روش شوخي كردن رواصلاح كنه . ولي شوخي هايي هست كه شايد بي منظور انجام ميشه ؛ اما  منظور دار گرفته ميشه . در اين حالت اين شنوندس كه بايد با جنبه مثبت شوخي برخورد كنه. لازم است با توجيه تمامي زوايا ، اين مسأله رو برا جوان خود حل نماييم. وسرانجام مشكل دوازدهم:   با مثال هائي از مشورت نكردن و شكست هايي كه به دنبال داره؛  ديگران و يا خود والدين اين مسأله رو برا جوانشون روشن وواضح كننن و اين حقيقت رو كه مشورت موجب بالاتر رفتن شخصيت آدمه ، نه پايين آمدن اون؛ در وجوداو بارورسازن.

فرزند: از راهنمايي ها و توجيه هاي با محبت و منطقي شما پدرومادرعزيزم ونيز ياري خداوندمهربانم در پيدا كردن راه درست زندگي،  ممنونم.

والدين: از خداوند متعال متشكريم كه راه درست برخورد كردن با فرزندمان را به ما نشان داد تا بتوانيم ازامانت او به درستي حفاظت كنيم.

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
irza |1386-8-28 10:28:50
عالی بود

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."