فقدان روابط عاطفي بين نسل ها چاپ
پنجشنبه, 05 آبان 1384 20:23
تعداد بازدید :3424

خيلي وقت بود كه چيزي ننوشته بودم، شايد به خاطر اينكه حتمأ بايد يه چيزي رو از ما بخوان تا دست به كار بشيم؛ وگرنه با ميل خودمون دوست نداريم كاري انجام بديم؛ البته من خيلي سعي مي كنم كه اينجوري نباشم، اما موفقيتم هنوز به صد در صد نرسيده. يه روز كه يكي از دوستانم چند موضوع رو برا نوشتن به من پيشنهاد داد خيلي خوشحال شدم  و سريع شروع كردم به نوشتن اون موضوع ها . راستش موضوع اول رو كه ديدم ، خيلي توجهم رو جلب كرد؛ نميدونم چرا ! شايد به خاطر اينكه الان تو جامعه اين مسئله خيلي رواج داره. به هر حال اين موضوع رو انتخاب كردم تا اگه يه روز يكي اومد و مشكلش رو با من مطرح كرد، بدونم چي بايد بهش بگم؛ بايد در مورد چه مسائلي باهاش صحبت كنم؟ اين بود كه تصميم گرفتم مقالمو در رابطه با اين موضوع بنويسم.

«ارتباط»

اول ببينم اصلأ رابطه يعني چه ؟ ارتباط به چه معني است و بالاخره اينكه ارتباط صحيح چه ارتباطيه ؟ اگه نگاهي به فرهنگ لغت بيندازيم،  مي بينيم اين معاني برا رابطه به چشم مي خوره : علاقه ، پيوند ، علاقه بين دو تن يا دو چيز ،آنچه كه دو تن يا دو چيز را به هم پيوستگي دهد .

بله، دقيقأ همين طوره . ارتباط يك جريان دو طرفس. يعني براايجادش حداقل بايد « دويي » وجود داشته باشه. ارتباط هم مثل خيلي كارهاي ديگه يك سري قوانيني داره كه هر كدوم از طرفين بايد به اونا احترام بذارن و اونارو اجرا كنن و ارتباط صحيح اينه كه هر كس بدونه چه مسوليتي داره واونو به نحو احسن انجام بده و توقع و انتظار بي جا هم از طرف مقابل نداشته باشه .

از دسته اين روابط ، روابط والدين و فرزندانه كه اين روابط در هر مقطعي از سن فرزندان به شكل خاصي نمودار مي شه . ولي مطلب مورد بحث ما ،رابطه والدين و جووناس. جواني كه «ج» اون، جنبش و تلاشه ؛«و» اون ،وجودوهويته؛«الف»اون، استقلاله و «نون» اون، نو انديشي و يه دنيا شور و هيجانه كه جوون در سر داره؛ همون جووني كه تاريخ نشون داده، مي تونه عالمي رو به حركت در بياره. حالا بايد ببينيم يك چنين جووني چه جور رابطه اي بايد با پدر و مادرش داشته باشه؛ يا بهتر بگم چه تفكراتي در مورداونا بايد تو سرش باشه. 

«وضع كنوني جوانان و والدين آنها »

جامعه فعلي مشكلات زيادي رو بين جوونها و والدينشون احساس مي كنه . به دليل اينكه روز به روز فاصله اونا از دين و احكام خدا بيشتر مي شه، جوونا احترام به پدر و مادر رو فراموش كردن . اگه بخوايم به طور كلي قضيه رو مطرح كنيم بايد بگيم ارتباط بين جوونا و والدينشون به سه دسته تقسيم مي شه :

    الف) والديني كه اصلأ كاري به جووناشون ندارن و كاملأ اونها رو آزاد مي گذارن و عينأ فرزندان هم به اونا كاري ندارن و فقط در كنار هم زندگي مي كنن و فقط اسم خانواده رويدك مي كشن .

     ب) والديني كه در شرايط سني پايين تري هستن و اختلاف سني اونا با جووناشون كمتره و به طور منطقي وآگاهانه با اون برخورد مي كنن؛  موقعيت اونا رو درك مي كنن و در سختي ها و مشكلات اونا رو ياري مي دن. اين دسته از والدين زياد در كار جووناشون دخالت   نمي كنن؛ بلكه به اونا فرصت مي دن تا خودشون مشكلاتشون رو حل كنن . البته در اين راه اونا رو تنها نمي گذارن و با پند و اندرز و پيشنهاد اونا رو راهنمايي مي كنن و به قول معروف به اونا  خط مي دن؛ اما در كارهاشون دخالت نمي كنن؛ يعني اين خود جوونه كه مشكلاتشو رو حل مي كنه .

     ج)اما گروه سوم كه بيشتر مشكلات توي اين گروهه، والديني هستند كه با طرز فكري قديمي در مقابل فرزندانشون مي ايستن و جوونا هم با لجبازي و غرور، در مقابل اونا مي ايستن . اينجاست كه مشكل به وجود مي ياد و دعوا و جنجال به پا مي شه كه خدايي نكرده ممكنه به بي احترامي هم ختم بشه . اين جوونا فكر مي كنن والدينشون اونا رو نمي فهمن؛ فكرشون قديميه و به درد الآن نمي خوره ؛ حوصله شنيدن پند و اندرزهاشونو ندارن ؛ چون فكر مي كنن وقت تلف كردنه ! والدين هم فكر مي كنن جوونا نادونن ! اوني رو كه جوون تو آيينه مي بينه ، اونا تو خشت خام مي بينن و اينكه فكر مي كنن ديگه احترام و روابط متقابلي كه قبلأ بين اعضا خونواده بود ، وجود نداره . حالا واقعأ كدوم يك از اينا درست فكر مي كنن؟قضاوت خيلي سخته؛ به خصوص واسه مني كه خودم هم يه جوونم . اگه بخوام طرف جوونا رو بگيرم، پدرا و مادرها مي گن داري پشتيباني مي كني . اگه هم بر عكس از پدر و مادرها طرفداري كنم، جوونا مي گن تو هم فكرت قديميه و مثل مادربزرگها مي موني ! پس تكليف چيه ؟ 

«راه كار »

   حالا بيايم يه مقدار اين مسئله رو باز و ريشه يابي كنيم. عده اي از والدين با گذشت زمان اصطلاحا هنوز به روز نشدن و قديمي فكر مي كنن؛ اين واقعيت جامعه ماست. اونا بايد منطقي تر و عميق تر به مسائل نگاه كنن و اين رو در نظر داشته باشن كه حداقل بيست سال از جوونشون بزرگترن و توقع ميره فكر پخته تري رو داشته باشن . اما در مقابل، جوونا هم بايد يه مقدار غرورشون رو بشكنن و با صبر و تحمل و ملايمت و از همه مهمتر با احترام و به طور منطقي با والدين خودشون صحبت كنن تا بتونن با هم راه حلي برا مشكل موجود، پيدا كنن .يكي ديگه از مشكلاتي كه ممكنه پيش بياد، اينه كه والدين نسبت به هر موضوعي كه از قبل روي اون تجربه تلخي داشتن ويرخوردبااون  براشون گرون تموم شده، با جوون خود مخالفت مي كنن واون رو به صلاح اونا نمي دوننن. البته من منكر ارزش تجربه نمي شم، نه ! ولي مي خوام بگم هميشه استثناء هم وجود داره و جوون دوست داره خيلي وقتها خودش مسائل رو تجربه كنه و شايدهم مي خواد ثابت كنه كه برا حل يه مسئله فقط يه راه وجود نداره . 

«نتيجه»

   در نهايت ياد آوري مي كنم كه ما نبايد يه اصل مهم رو فراموش كنيم و اون اصل تعادله؛ هموني كه هر امري از حدش تجاوز كنه نتيجه اش چيزي جز ضرر و زيان نيست .

   چيزي كه مهمه اينه كه افكار و علم جوونا تؤام با تجربه بزرگتر ها، مي تونه خيلي كار ساز باشه. بايد هر كدوم از اين عوامل سهم يكساني رو در روابط داشته باشن. تأكيد مي كنم، هر دوي اينها برا ايجاد يه رابطه صميمي و منطقي لازمه .

   مسئله ديگه اي كه خيلي مهمه اينه كه هر دو طرف بايد حامي و پشتيبان هم باشن و نيازهاي همديگه رو درك كنن و در رفع اونا بكوشن .

به اميد روزي كه هيچ جووني با والدينش مشكل نداشته باشه و بتونه صميمانه با اونا زندگي كنه و از بودن با اونا لذت ببره .

                       

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."