راز خنده چاپ
شنبه, 26 آبان 1386 20:10
تعداد بازدید :5668

ز چه رو میخندی؟

دوستی پرسید از من به عتاب:

تو که سقفی به سرت نیست

از زر و زیور و تفریح و تجمل خبرت نیست

به چه دل می بندی؟

راز کارت در چیست که چنین خرسندی؟

گفتم این گنبد نیلی بلند سقف من است

ثروتم دوستی مردم صاحبدل و اهل سخن است

زیورم حلقه یاران وفادار،یکرنگ و شفیق

خانه ام سایه سرو و سمن و بسترخاک وطن است

زان سبب میخندم

که امیدم بر اوست

که سرآغاز سرور وغایت زیستن است

باکم از غم نبود تا که اوضاع چنین و

ریشه ام در دل این خاک شریف کهن است
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
آمیکو |1386-9-6 07:10:15
عالی بود
نارون  - بسيار زيبا بود |1386-6-29 03:12:49
افكار زيبائي را در قالب ابياتي بسيار دلنشين
بيان نموديد . مويد باشيد

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."