آمار سایت

مندرجات : 733
تعداد نمایش مندرجات : 5395159
بازديدکنندگان : 4090548

عضویت در خبرنامه

پيش از ازدواج(قسمت دوم) چاپ پست الكترونيكي
مقالات شما
نوشته شده توسط ترجمه:ع-ت   
دوشنبه, 11 آبان 1388 05:26
تعداد بازدید :3647

                                              

                                           بازاندیشی ازدواج

 

مقدار زیادی آشفتگی بر ازدواج سایه افکنده. بعضی معتقدند که آن رسمی کهنه است، بعضی دیگر آنرا ارضاء کننده نیافته قرارهای دیگری را امتحان می کنند ـ امّا بسیاری نیز با آرزوهای بزرگ دست به انجامش می زنند.

 

در این بخش ما مسائلی را که برای موفّقیّت ازدواج اساسی هستند مورد بحث قرار می دهیم ـ و نصائحی درباره چگونگی معامله با آنها در اختیار می گذاریم. به مسائلی مانند رسوم متغیّر اجتماعی و فرهنگی، مطالبات زندگی امروزی، و وفق دادن مواضع ظاهراً متضادّ پرداخته می شود. به بازاندیشی ازدواج تأکید می کنیم ـ تا آن را جوابگوی نیازهای زوج بسازیم. همه جنبه های زندگی به تندی در حال تغییرند، و ازدواج نباید در برابر این جریان همگانی مقاومت کند. او می تواند و باید از تغییر استقبال کرده و ادامه دهد به برآوردن نیازهای جفتی که برای پیوندی مادام العمر با هم متّحد شده اند.  

 

                                                   ۱

                                               فصل

 

                                   افکار قدیمی و جدید

 

زوج سالخورده ای دست در دست هم گوشه مرتعی، طلائی از نور غروب، قدم می زدند.  با شیفتگی به جفتی پرنده می نگریستند که در میان  آسمان آبی بیکران چرخیده، فرود آمده و می گشتند. در همه مواقع، هر پرنده مستقل بود و در عین حال دقیقاً آگاه از دیگری. در حالی که فضای کافی برای پرواز امن به بالهای خود می دادند، آنها هرگز نمی گذاشتند که فاصله خیلی زیادی بینشان بیفتد.

خیلی پائین تر، زن دست مرد را فشرده و گفت: « این ما هستیم، عزیزم. این آنجوریست که ما بوده ایم ـ همیشه نزدیک به هم، بدون اینکه همدیگر را تحت فشار قرار دهیم.» مرد با مهربانی پاسخ داد: « آره، یک عمر رفاقت نصیب ما بوده. پیوندی عاطفی، عقلی و جسمی. ما یک روح در دو بدن بوده ایم.» چشمانشان به هم لبخند زد با عشقی که در سراسر زندگیشان دوام داشته و تا ابد ادامه خواهد یافت.

 

صحنه بالا واقعاً اتّفاق افتاد. و با تلاش و خردمندی کافی می تواند برای شما هم اتّفاق بیفتد. همزمان که شما این صفحات را می خوانید اشکال دیگری از همین مضمون در همه جای دنیا در حال اجرا هستند. ازدواج می تواند عالی ترین نوع از روابط انسانی باشد و این تحقّق پذیر است که ازدواج شما نیز یکی از بسیاری پیوندهای همیشه موفّق بشود.

 

گفته شده که افکار دارای عواقب هستند. افکار ما زندگی ما را شکل می دهند و زندگی ما افکار ما را می سازند. مهمّ است که این رابطه ذهن ـ عمل را نسبت به تغییرات مفید پذیرا نگه داریم. ما نباید بر شیوه های کهنه ای که دیگر کارساز نیستند پا فشاری کنیم. پس بازاندیشی و اصلاح اعمالمان بر طبق آن، برای پیشرفت انسان در همه حوزه های حیات عواملی اصلی به حساب مي آیند. و ازدواج نیز از این مستثنی نیست؛ این بازاندیشی ازدواج باید در همان ابتدا انجام شود. یعنی زوج باید ازدواجشان را بر پایه محکم تفکّر امروزی بنا کنند. سپس آنها باید انعطاف پذیر بمانند ـ با پروردن توانائی تطبیق دادن و ایجاد تغییرات لازم ـ زیرا که زندگی همبسته شان با نیازها، فرصتها و شرایط جدید مواجه خواهد شد.

 

نقشهای جنسیّتی و آداب و رسوم

 

همانطور که ما به عنوان یک گونه زیستی مایل به بازاندیشی مسائل و تغییر روشهایمان هستیم برای ثبات نیز ارزش قائل می شویم. بنابراین ما بسیاری چیزها را به دقّت بررسی کرده، به نتیجه رضایت بخش رسیده و قوانین و مقرّراتی برای رفتار اجتماعی مان وضع می کنیم. وقتی ما این مقرّرات را می سازیم معمولاً در برابر تغییرشان مقاومت نشان می دهیم. بدین ترتیب مقرّراتی که ما خودمان ساخته ایم شروع به حکمرانی بر ما می کنند. بعضی مقرّرات رسمی هستند در حالی که بعضی دیگر به طور غیر رسمی پدیدار می شوند. ازدواج، که اقدامی اجتماعیست، به شدّت، هم به وسیله قوانین و هم آداب و رسوم کنترل می شود. آداب و رسوم به تدریج شکل می گیرند و تنها با اکراه به تغییر تن در می دهند. هر از گاهی، فشار برای تغییر افزایش می يابد و تغییر سازمان عمده ای را در روشهای ارجمند جامعه به زور ایجاد می کند ـ زمانی که سنن یا عادات فرهنگی رایج از در بر گرفتن عقائد و عادات نو ناتوان می شوند. وقتی این در علم رخ می دهد از آن به عنوان " تغییر الگو" یاد می شود.

 

ما معتقدیم که فرهنگ انسانی هم اکنون در حال تجربه یک تغییر الگوست ـ بسیاری از قواعد و رسوم قدیمی غیر قابل استفاده شده اند و برای برطرف کردن نیازهای زمان لازم است یک بازاندیشی گسترده انجام شود. کهنگی عقائد قدیمی به طور واضحی در حوزه نقش جنسیّتی و ازدواج نمایان است. قرنها جوامع از قوائد جنسی پیروی کرده، وظائف و توقّعات مختلف برای دو جنس تعیین کرده بودند. امّا زمانه عوض شده است.

 

دهه ها قبل مردم شناس مشهور مارگارت مید این حقیقت را به اثبات رساند که نقشهای جنسی بوسیله جامعه معیّن شده، ارتباطی با جنسیّت ندارند. همه جوامع انسانی نقشهای جنسی را پذیرفته و ترویج داده اند ـ بعضی ها سختگیرانه تر از دیگران. این الگوی قدیمی است ( نگاه کنید به فهرست ). درکنه آن، فرض برتری و تسلّط مردانه بوده است ـ شاید در نتیجه ارزشی که روی قدرت جسمانی قرار داده شده بود. این نقشهای جنسی خیلی زود در ذهن کودکان فرو داده می شوند و در طول زندگی به طور جدّی اعمال می شوند و آن پسران و دختران خودرأیی که سعی بکنند نقشهای تعیین شده شان را ردّ کنند معمولاً مورد فشار بیرحمانه ای قرار می گیرند تا هم رنگ جماعت شوند.

 

فهرست یک. لیست ناتمامی از نقشهای جنسیّتی و پندارهای قالبی درباره مردان و زنان، تحت الگوی قدیمی.

 

                  مردان                                                 زنان

                  عاقل                                                  عاطفی

                  خشن                                                  لطیف و مهربان

                  مسلّط                                                  تسلّط پذیر

                  قوی                                                   ضعیف

                  ستیزه جو                                            مطیع و سربه راه

                  رقابت طلب                                         همکاری طلب

                  شجاع                                                 ترسو

                  متفکّر، تودار                                       پرحرف

                  موفّقیّت جو                                         قانع

                  عادل                                                 دل رحم

                  جسور                                               خجول

                  صبور                                               تابع امیال آنی

                  خردمند                                             نابالغ

                  نان آور                                             خانه دار

                فعّال، قاطع                                        غیرفعّال، دوست داشتنی

                ریاضی                                             ادبی

                رابطه فیزیکی                                    غیرفیزیکی

                شکارکردن                                        آشپزی، دوخت و دوز

 

فروید هنگام اشاره اش به نقشهای متفاوت مردان و زنان، دراشتباه بود وقتی که اظهار داشت بدن، تقدیر را تعیین می کند. او داشت ذهنیّت رایج الگوی قدیمی را با صراحت بیان می کرد. تفاوت کالبدی مردان و زنان نسبت به وجوه مشترک بسیاری که دو جنس با هم دارند بی اهمّیت است ـ شناخت، عاطفه، روحانیّت، خلّاقیّت و تمامی طیف سرشت انسانی.

 

بسیاری از آنچه ما درباره ازدواج و چگونگی مردان و زنان می دانیم بدون برنامه آموخته ایم. ما عقائدمان را با مشاهده والدین، پدر و مادربزرگها یا دوستان شکل می دهیم؛ از تلویزیون، فیلمها و آنچه می خوانیم؛ و از تخیّل خودمان. مثلاَ رسانه ها اغلب نقش زنان را راضی کردن مردان و بچّه به دنیا آوردن تصویر می کنند. زنان ایستاده در اطراف، در حال تماشای مردان که کارها را انجام می دهند نشان داده می شوند ـ اغلب با تحسین فراوان و حتّی با بهت؛ آنها به ندرت دارای اهدافی از خودشان نشان داده می شوند.

 

الگوی جدید، در تضادّ با قدیمی،  نه تنها مساوات طلب است بلکه عاری از نگرش کلیشه ایست. پویاست و پذیرای تغییر در شرایط منحصر به فرد یک زوج خاصّ. از قلم موئی وسیع برای تصویر کردن مردم بر مبنای جنس استفاده نمی کند. اجازه ندهید ازدواجتان در تار ترسناک سنّتهای کهنه گرفتار شود. شما دو نفر، برای برنامه زندگی مشترکتان تصمیم بگیرید، با نگاهی به آنچه هر کدام از شما می خواهد انجام دهد به جای آنچه دیگران می خواهند شما انجام دهید. نصیحت ما اینست که اعتقاد به نقشهای جنسی را به کلّی دور بریزید.

 

در گذشته، قدرت سنّت، زنان و مردان را در امتداد مسیرهای متفاوت هدایت می کرد ـ دختران در مسیر خانگی بُرده می شدند، در حالیکه پسران در مسیر خارجی راهنمائی می شدند.

 

زنان و مسیر خانگی. مسیر خانگی دستور جلسه خاصّ خود را دارد. دختران عروسک دارند، در بازی نقش خانه داری دارند، از بچّه ها مراقبت می کنند، ظرفها را می شویند، تمیزمی کنند، نظافت می کنند، وصله می کنند و آشپزی می کنند. هدف مسیر خانگی رسیدن به زنانگی بود، آنگونه که با همسربودن و مادربودن تعریف می شد. اساساً، برای اکثر زنان این علامت آخر خطّ بود ـ همسر و مادری بودن منتها درجه امیدهایشان بود. تنها تعداد کمی از زنان قادر بودند که فراتر از این حدّ رفته به درجه ای از انسان بودن برسند ـ حیطه دستیابی و موفّقیّت فراتراز زندگی خانوادگی.

 

مردان و مسیر خارجی. مسیر خارجی، که پسران به درونش سوق داده می شدند،  نیز برنامه خودش را دارد. پسران بازیهای جنگی می کنند، ژست جنگجویان، شوالیه ها و رهبران جامعه را به خود می گیرند. شکارچیان، دلاوران و فرماندهان هستند. پسران نیزبه سمت مردانگی، که همسربودن و پدربودن را شامل می شد، فرستاده می شدند امّا پسران می توانستند فراتر از مردانگی به سوی انسان بودن بروند، بدون اینکه مجبور به اجرای نقش شوهر یا پدر باشند.

 

این رسوم منسوخ فرهنگی که افراد را به مسیرهای خاصّی محدود می کنند هیچ جائی در الگوی جدید ندارند. جنسیّت نباید تنها مبنای محدودیّتها یا فرصتها قرار بگیرد. سنّتها عادات گروهی هستند و مثل عادات شخصی به سختی از بین می روند. بسیاری از مردم هنوز سرسختانه به سنّتهای قدیمی چسبیده اند و دیگران، از قدیمی و جدید هر طور که باب میلشان است دستچین کرده و انتخاب می کنند. امّا یک گسستگی عمیق از گذشته ضرورت الگوی جدید اجتماعیست.

 

به طور سنّتی، زنان معمولاً «بالا شوهرکرده اند» و مردان «پائین زن گرفته اند»؛ یعنی زنان دوست داشته اند شوهرانی انتخاب کنند که نه تنها مسن تر از خودشان بوده اند بلکه از لحاظ اجتماعی، اقتصادی و تحصیلی نیز بر آنها برتری داشته اند. برتری مردان در گذشته تا حدّی در نتیجه توافقی تبعیض آمیز بود که به موجبش زنان، که همیشه برد فکری یکسانی با مردان داشته اند، اجازه نمي یافتند استعدادشان را پرورش دهند و زیردست مردان قرار می گرفتند. امروزه زنان به طور فزاینده فرصتهای تحصیلی و کاری یکسانی با مردان دریافت می کنند و این شراکت زناشوئی برابرتری را باعث خواهد شد.

 

« به نظر می رسد زندگی کردن با توقّعات نقش گرایانه همیشه در تضاد با ازدواجیست که راه به جائی می برد، که در حرکت است. ... بنابراین، در آن ازدواجهائی که پربار و ارضاء کننده به نظر می آیند نقشها سهم کم و کمتری دارند.»

 

 

الگوی جدید ازدواج

 

ازدواج، به شکلهای مختلف، با عمری تقریباً به درازاي عمر خود بشریّت ، در اطراف و اکناف حضور داشته است. با انعطاف پذیری چشمگیری، رسم ازدواج خود را برای برآوردن نیازهای زمانها و مکانهای مختلف سازگار کرده است. به عقیده ما، در حال حاضر ما شاهد تغییر عمده ای در مقرّرات و روال ازدواج هستیم و طرح جدیدی از ازدواج دارد جانشین تصوّرات کهنه می شود.

 

ساختار مدرن ازدواج، بر این درک بنا شده که تغییرات اخیر در همه ابعاد روابط انسانی، مجموعه جدیدی ازمقرّرات و دستورالعملها ـ یک تغییر الگو ـ را برای کارآمد ساختن ازدواج ایجاب می کنند. الگوی مدرن ازدواج بر مبنای شراکتی برابر بین زن و شوهر می باشد. عاری از قالبهای جنسیّتی است و در آن هر دو شریک به طور یکسان کار و نیز ثمرات تلاشهایشان را تقسیم می کنند. ما با برتراند راسل موافقیم که گفت: « فکر می کنم هرگز هیچ دلیلی برای اعتقاد به هیچگونه برتری ذاتی مرد به جز قدرت عضلانی بيشترش وجود نداشته است». در زیر برخی ویژگیهای متفاوت الگوهای قدیمی و جدید تشریح شده اند.

 

● زندگی مدرن با دستگاهای کاراندوزش زن را از محدودیّتهائی که به طور سنّتی کارهای خانه به او تحمیل می کردنند آزاد کرده است. همزمان، شوهرِ تنها نان آور به سرعت در حال ناپدید شدن است. الگوی جدید ازدواج، یک سرمایه گذاری مشترک دو شریک متفاوت ولی برابر است.

 

● مدّتها این فرض اشتباه وجود داشته که بین مردان و زنان تفاوتهای زیستی بنیادی وجود دارند. اکنون علم به ما می گوید که از۱۰۰۰۰۰ ژنی که در ساختن یک مرد یا یک زن دست دارند فقط یک ژن، روی کروموزم شماره ۴ مسؤول تعیین جنسیّت است. در همه بقیه آنها ما به عنوان موجودات انسانی مشترک هستیم. حتّی تفاوتهای روانی و رفتاری بین دو جنس، عمدتاً محصول عادات فرهنگی هستند.

 

● تحت الگوی قدیمی، زنان مورد پرستش بوده، پاک، بی گناه، کودک وار، نیازمند محافظت، احساساتی و مانند آن تصوّر می شدند. در الگوی جدید هیچ جائی برای اینچنین مفروضات ناموجّهی نیست. چرا زنان باید فقط به خاطر جنسیّتشان مورد ستایش باشند؟ انسانها ـ مردان و زنان به یک نحو ـ در معرض همه ضعفها، ناتوانائیها و اشتباهات بشری هستند. به انسانها علی رغم این نقصها عشق ورزیده می شود، نه برای اینکه کامل هستند.

 

● در الگوی قدیمی، شوهر نقشی مسلّط می گرفت ـ خود را به عنوان قانون، حرف آخر، برتر تثبیت می کرد. شوهران رفتاری پدروار نسبت به همسرانشان اتّخاذ می کردند که اغلب جوانتر، دارای سطح تحصیلی پائینتر، تنزّل داده شده به نقشهای فرعی و از لحاظ مالی وابسته بودند. در الگوی جدید، دختران و پسران فرصتهای یکسان برای پرورش دادن قابلیّتهای طبیعی شان دارند، واپس رانی اجتماعی زنان شدّت کمتری دارد و هر شریک دارائیهای مسلّمی را به ازدواج می آورد.

 

● در الگوی قدیمی، مردان قانون گذاربوده و زنان به عنوان مهر و محبّت رساننده در نظر گرفته شده بودند. زنان اغلب برای شوهرانشان ’مادری می کردند‘ ـ به دلیل نابالغی مردان، نیاز زنان برای بر آوردن نقش مادرانه یا به عنوان روشی غیر مستقیم برای تسلّط بر شوهر. در الگوی امروزی هیچگونه مادری کردن یا پدری کردن برای همس، قابل قبول نیست. در عوض، آنچه وجود دارد پرورش یکدیگر است به عنوان دو فرد بالغ که قابلیّتهایشان را به سود هر دو قسمت می کنند. رابطه بر مبنای اصل برد– برد استوار شده ـ یعنی زن و شوهر هر دو همیشه برنده بیرون مي آیند ـ و نه شیوه برنده –  بازنده که در آن منفعت یک شخص همیشه به زیان دیگری است. وقتی هر دو بهره مند می شوند، ازدواج بهره مند می شود؛ و وقتی که ازدواج بهره مند می شود، بشریّت سودمند می شود. هنری فورد جزء اوّلین کسانی بود که ارزش رابطه برد –  برد را درک کردند. او با بالا بردن سطح دستمزد یک کارگر به ٥ دلار در ساعت که در آنزمان رقمی نجومی بود کارخانه داران معاصرش را شوکه کرد. او درست استدلال می کرد که کارگران پردرآمدتر سخت کوش تر هستند، از شغلشان راضی تر هستند، احتمال ماندنشان در شرکت بیشتر است و استطاعت خرید اتومبیل را خواهند داشت. این شیوه کار، به نوبه خود، بهره وری کارگران، فروش و سود را افزایش می داد.

 

● در الگوی قدیمی، نبرد برای تسلّط جزء مهمّی از بسیاری ازدواجها بود. در اکثر موارد، زن، اگر هم به خود جرأ ت راه انداختن نبردی را داده بود، خیلی زود شکست می خورد. باخت زنان عملاً حتمی بود چرا که مردان بیشتر قدرت را در دست داشتند. در بعضی موارد، دعوا سرقفلی دائمی ازدواج شده منجر به سالیان طولانی نزاع می گردید.

 

● تحت الگوی جدید، زنان بدون فشارهای سنّتی اجتماعی و مالی ازدواج می کنند. برای آنها این تصمیمی کاملاً اختیاری است. از این رو، در وهله اوّل فشار برای تن به ازدواج دادن و نیز ماندن به هر قیمتی در ازدواجی بد، دیگر مثل قبل بسیار فراگیر نیست و مردان باید ازدواج را برای زنان جذّابتر کنند تا بتوانند آنها را به خود جلب کرده و نگه شان دارند.

 

● درالگوی جدید، معیار، تساوی، دوستی و احترام است. زوجین نه تنها از هر عملی که دیگری را سرکوب می کند دوری می کنند بلکه همه آنچه را که می توانند انجام می دهند تا دیگری را بال و پر دهند. در الگوی جدید، رابطه صاف، سالم و با ثبات است ـ دو شریک دوش به دوش هم بوده با هم در یک جهت پارو می زنند.

 

● یک اصل الگوی جدید، میل روشن بینانه به منفعت شخصی است. برای مثال، وقتی که حامی همسرتان هستید، وقتی کار خوشایندی انجام داده باعث می شوید حسّ خوبی به او دست دهد، شما به سود شخص خودتان کار کرده اید زیرا همه اعمال خوب شما منافع دو چندان ایجاد می کنند که دیر یا زود به خودتان بر می گردد. همچنین، آنچه که انجامش از طرف شما به همسرتان آسیب برساند ـ حتّی اگر ظاهراً هدفهای فوری و کوتاه مدّت شما را تأمین می کند ـ درنهایت به ضرر خودتان هم هست.

 

● الگوی جدید نه تنها تحمّل تفاوتهای شخصی را لازم می داند بلکه محترم شمردن و حتّی تشویق تفاوتهای بین زوجین را خواهان است. تفاوتها، و حتّی تضادّها، ذاتاً بد یا مخرّب نیستند. آنها می توانند منبعی از هیجان و غنا باشند. الگوی جدید درباره توافق و درک متقابل است، درباره آموختن چگونگی خلق وحدت در کثرت.

 

● در بازاندیشی جدید، این فهم وجود دارد که تقسیم قدرت، به دست آوردن قدرت است نه از دست دادن آن. وقتی مردان كلان قدرت سنّتی شان ـ قدرت اتّخاذ تصمیمات مهم در مسیر خارجی  ـ را تقسیم می کنند خود به خود با آن بخشی از مسئولیّتهایشان را واگذار می کنند. زنان آن قدرت را به سود پیوند زناشوئی به کار می گیرند. به همین شکل، وقتی زنان بخشی از خُرد قدرتشان ـ قدرتی که مربوط به مسیرداخلی است ـ را واگذار می کنند، آنها نیز به شوهرانشان اختیار داده خودشان را از داشتن همه مسئولیّت خانه رها می کنند. رضایتمندی از ازدواج در بین زوجهائی که قدرت را تقسیم می کنند بالاست.

 

● در الگوی جدید، احترام متقابل و هماهنگی هست ـ ارکان هر ارتباط موفّقی.

 

زندگی مشترک بدون ازدواج

 

ناتوانی در باز اندیشی ازدواج و جوابگوی نیازهای زمانه ساختنش بعضی را به سوی تجربه قرارهای دیگر کشانده است. "زندگی با هم بدون ازدواج" یک نمونه از آنها است. مسیری که این پدیده طی کرده از مایه بدنامی در دهه بیست، مبتذل در دهه های سی و چهل تا عادّی از دهه هفتاد به بعد گذر کرده است. ما نظر مساعدی نسبت به این نوع زندگی مشترک نداریم.  و عدم تأییدمان صرفاً بر مبنای مسائل اخلاقی نیست. در زیر بعضی از دلائلی که نشان می دهند این قرار ومدار ایده خوبی نیست آورده شده اند.

 

تردید و بی قیدی. رفتن و با کسی زندگی کردن بدون ازدواج با او نشان دهنده روشی بی قیدانه و تردید در قبول تعهّدی دائمی به رابطه می باشد. این به نوعی شبیه است به خرید یک وسیله با شرط امتحانش در خانه و فاقد عنصر حیاتی  خواستن طرف مقابل برای همه عمر، انجام صحیح کار و همیشگی فرض کردنش است.

 

رابطه موقّت. اکثر این قرارها هرگز به ازدواج منتهی نمی شوند. فقط نوزده درصد از مردان با زنانی که با آنها زندگی می کنند ازدواج می کنند.  کسانی که می خواهند ازدواج کنند نباید فکر کنند که از طریق این نوع زندگی مشترک می توانند به آن برسند.

 

میزان بالای طلاق. خیلی از افراد وارد این نوع زندگی مشترک می شوند تا ببینند که آیا واقعاً می خواهند آنرا مبدّل به ارتباطی دائمی کنند یا نه. تا در نتیجه، وقتی ازدواج می کنند ازدواجشان دوام داشته باشد. اینطورها هم نیست. میزان طلاق در بین افرادی که قبل از ازدواج با هم زندگی کرده بوده اند ۸۰ درصد بیشتر از آنهائی است که با هم زندگی نکرده بوده اند.

 

تفاوت در انگیزه. هدف مردان در این نوع زندگی مشترک معمولاً رابطه جنسی است، در حالیکه هدف زنان تعهّد و ارتباطی عاطفی است. این تفاوت اساسی در انگیزه ویژگی ارضاناکنندگی این زندگیها را به حدّ زیادی افزایش می دهد. این نوع رابطه، قراری سنجیده، متعادل و دارای ارضاکنندگی متقابل نیست.

 

زن آزاری. تعدادی از مطالعات نشان داده اند که این قرارها از بسیاری جهات بیشتر به نفع مردان هستند. در این روابط مردان خیلی بیشتر از زنان بی بندوبار بوده و، به عنوان مثال، معشوقه هایشان را در معرض بیماریهای آمیزشی که خود به آنها مبتلا شده اند، قرار می دهند. همچنین، احتمال اینکه مردان سهم مساوی از کار خانه را انجام دهند، کمتر است. از این گذشته، آنها معمولاً به سادگی به سمت معشوقه دیگری رفته و نیز کم ملاحظه تر از شوهرها هستند. خشونت با زن یک ویژگی غم انگیز ازدواجی بد است، امّا میزان وقوع کتک خوردگی زنان در این زندگیها حتّی بیشتر از بین زن و شوهرهاست.

 

درد جدائی. مطالعات نشان می دهند که جداشدن در این زندگیها به اندازه طلاق تلخ است. در این زندگیها هیچ چیز، واقعاً موقّتی یا با بی غمی نیست. تنها ویژگی که جایش خالی است همان است که بسیار ضروریست و روابط را موفّق می سازد ـ تعهّد به عشق ورزیدن به آن فرد بسیار خاصّ برای همیشه. هنگامی که جدائی رخ می دهد اندوه، کشمکش قضائی و تقریباً همه ویژگیهای طلاق حضور دارند.

 

کم رضایتی. در این زندگیها، افراد پائین ترین نمرات عشق و رضایت را نسبت به سایر انواع روابط دارند.

 

 

 

ازدواج به عنوان پیمانی اجتماعی

 

ازدواج تنها یک قرار برای راحت بودن نیست ـ راهی برای دو نفر که از مواهب یکدیگر برخوردار باشند تا زمانی که باب میلشان است و تا موقعی که چیز بهتری پیدا نشده است. افراد با این انتظار با هم دوست می شوند که رابطه ای رضایت بخش برقرار کنند.  این فقط یک انتظار، یک امید است. اگر خوب از کار درآمد، فبها. اگر بهتر هم بشود، بسیار عالی. اگر خوب از کار در نیامد، طرفین راه خودشان را خواهند رفت بدون اینکه ضرر بزرگی وارد شده باشد. معمولاً هیچگونه تعهّد قبلی از سوی طرفین مبنی بر اینکه دوستی که آنها امیدوارند ایجاد کنند تا ابد دوام خواهد داشت، وجود ندارد.

 

از طرف دیگر، در ازدواج، از ابتدا این اعتقاد راسخ و تعهّد باید وجود داشته باشد که رابطه مطلوب است، که بهتر هم خواهد شد و همیشگی است. نگرش امتحان و تجربه هیچ جائی در ازدواج ندارد. زیرا به خودی خود، تصمیم و تعهّد به ساختن بهترین و ماندگارترین رابطه ممکن را تضعیف خواهد کرد. ازدواج نباید با این فکر آغاز شود که با هم هستیم تا طلاق جدایمان کند.

 

این از جمله دلائلی است که نشان می دهند زندگی مشترک بدون ازدواج، ازدواجهای امتحانی و دیگر انواع رابطه نزدیک پیش از ازدواج از همان شروع، طرحهای خوبی نیستند. در آنها عنصری بزرگ از تردید، نگرانی و باقی گذاشتن دریچه ای برای فرار وجود دارد. ازدواج یک تعهّد کامل است وتنها به این روش است که موفّق خواهد بود. تنها افکاری که می توانند در ازدواج وجود داشته باشند این دوهستند: یا موفّق خواهد شد و یا موفّق خواهد شد! این تعهّد و نیز تمایل به انجام کار و تلاش در فضائی از برابری، احترام وعشق یک ازدواج را موفّق می سازند.

 

 

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
ناصر |1388-9-4 13:57:53
بسيار جالب و جديد بود
سمير |1388-8-21 03:22:16
مقاله ي جالبي است، دور از افكار كليشه اي و
تكراري با مفاهيمي امروزي .متشكرم
ناشناس |1388-8-18 18:45:23
thank you

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

اعلانات

1-آدرس سایت: http://www.javanim.org 

 

همچنين خود جوانان عزيز بايد در پرورش و اصلاح مفاهيمي كه به نظرشان ناقص يا نادرست است اقدام كنند؛ البته با رعايت ادب و احترام نسبت به نويسنده يا هر فرد يا گروه ديگري؛ تا انشاء الله مطالبي كه مطرح مي شود آموزنده و مفيد باشد

2-ارسال عكس: دوستان عزيز مي توانندعكس هاي مناسب اين سايت را ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

lover.loyal@gmail.com

3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييد.درج يك خواندني از منبعي ديگر در اين سايت به معناي تأييد صحت آن مطلب يا تأييد منبع آن نيست؛ بلكه هدف، صرفاً توجه به مواردي است كه ممكن است وجود داشته باشد و استمداد از افكار و ايده هاي جوانان در جهت رفع مشكلات احتمالي و استفاده از امكانات و موقعيت هاي مثبت اجتماعي

 

4- لطفاً مقالات و مطالب خواندنی خود را که مناسب این سایت می دانید از طریق گزینه ی ارسال مطالب فوق برای ما ارسال دارید تا در سایت منتشر گردد و مورد استفاده ی همه ی کتربران قرار گیرد. 

5-مطالب جوانیم و نظرات و دیدگاه های دوستان را از طریق صفحه ی فیس بوک جوانیم با آدرس زیر دنبال نمایید:

facebook.com/javanim 

oruspu numarasi canli sohbet numaralari sohbet hatlari telefonda sohbet telefonda sex sohbet numaralari arac muayene dava sorgulama trafik ceza sorgulama isimden numara sorgulama bilinmeyen numaralar