محبت نور است چاپ
مقالات شما
نوشته شده توسط پرنيان-ا   
چهارشنبه, 08 مهر 1388 09:42
تعداد بازدید :8384

محبت نور است در هر خانه بتابد و عداوت ظلمت است در هر كاشانه لانه نمايد.

 

 

اين دنيا به مثابه يك بيمار مي ماند. بيماري كه سلامتي و شادابي خود را از دست داده است و در رنج و عذاب غوطه ور شده است. بيماري كه عاجزانه از هر كس و ناكسي طلب ياري و كمك مي كند؛ اما هيچ كس حاضر به ياري او نيست.

ما انسان ها همان كساني هستيم كه چند روزي را برسر بالين اين بيمار زندگي مي كنيم و خيلي بي تفاوت از كنار او مي گذريم. دست او را كه هر لحظه براي طلب ياري و كمك به سوي ما دراز مي شود، كنار مي زنيم و با كارهاي خود لحظه به لحظه حال او را وخيم تر مي كنيم و اگر به همين منوال پيش رويم اين بيمار هرگز به سلامتي –كه آرزويي محال براي اوست- دست پيدا ني كند؛ بلكه روزي خواهد رسيد كه توسط همين جنگ ها و بي مهري هاي ما انسان ها نسبت به او و حتی نسبت به يكديگر از بين خواهد رفت.

امّا اگر هر كس ذرّه اي مهر و محبّت در وجودش باشد، از به وقوع پيوستن اين اتّفاق جلوگيري مي كند. شايد بپرسيد چگونه؟ جواب سؤال شما اين است كه:

ما انسان ها اگر ياد بگيريم كه چگونه به يكديگرمهر بورزيم و اين آيين گران قدر را به يكديگر نيز بياموزيم، اگر ياد بگيريم كه چگونه نغمه هاي عاشقانه ي دوستي و محبت را در گوش يگديگر زمزمه كنيم و نگذاريم كه لحظه اي در فراق يكديگر باشيم و اگر محبت را به يكديگر نثار كنيم نه معامله؛ مي توانيم به آساني اين بيمار در حال مرگ را نجات دهيم و او را لحظه به لحظه به سوي سلامتي هدايت كنيم.

ما انسان ها بايد به يكديگرمهر بورزيم. تا پاي جان به يكديگر محبّت كنيم و از هيچ كاري براي همديگر دريغ ننماييم و آنچه براي خود مي پسنديم براي ديگران هم بپسنديم و آنچه براي خود نمي پسنديم براي ديگران هم نپسنديم. بايد اين را بدانيم كه عشق ورزيدن به دوست چندان هنر نيست؛ بلكه عشق ورزيدن به دشمن هنر است. عشق ورزيدن به دشمني كه در صدد نابودي ما برآمده است با ارزش است.

به قول شاعر گران قدر فريدون مشيري:

نمي خواهم بميرم تا محبت را به انسان ها بياموزم

بمانم تا عدالت را بيفروزم، برافروزم،

خرد را، مهر را، تا جاودان بر تخت بنشانم

به پيش پاي فرداهاي بهتر گل برافشانم

چه فردايي!!! چه دنيايي!!!

جهان،، سرشار از عشق و گل و موسيقي ونور است.

امّا با اين وجود شايد مهرورزيدن به ديگران براي ما كار دشوار و سختي باشد. كاري كه به آساني نمي توانيم از عهده اش برآييم. شايد بعضي از ما حتی دوست داشتن و ابراز كردن آن را نيز نياموخته باشيم. اما... اما باز هم مي توانيم بي حساب مهر بورزيم. ما اگر خلق را به خاطر حق دوست بداريم يعني اينكه ديگران را به خاطر خداي بي همتا دوست بداريم و به خاطر او از عيب و نقص آن ها در گذريم و به نوعي ديگر، ديده ي خطاپوش داشته باشيم، به راحتي مي توانيم به اين فضيلت دست پيدا كنيم.

 پس...

پس به اميد روزي كه تك تك ما انسان ها مهرورزي به يكديگر را در حدّ كمال بياموزيم

و با رفتار خود نسبت به يكديگر، حال اين بيمار در حال مرگ را بهبود بخشيم.

 

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
پرنيان |1388-7-12 16:32:26
اگه هر كدوم از ما سعي كنه اين طرز فكرو در
درونش ايجاد كنه دنيا به صلح و دوستي ميرسه
سامي |1388-7-11 01:46:21
صدهزار افسوس كه افرادي كه مانند شما فكر
مي كنند اندكند. اگر اين طرز فكر گسترش يابد،
دنيا روي آسايش خواهد ديد.بالاخره اهل عالم
هيچ راهي ندارند مگر اينكه بپذيرند با وجود
تفاوت هاي بسيار، بايد در كنار يكديگر در صلح
و دوستي و آرامش زندگي كنند

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."