آمار سایت

مندرجات : 733
تعداد نمایش مندرجات : 4838714
بازديدکنندگان : 3679767

عضویت در خبرنامه

برقراری ارتباط موثر چاپ پست الكترونيكي
شنبه, 03 شهریور 1386 13:37
تعداد بازدید :6995

عبور از موانع ارتباطي [1] 

ارتباط محور اصلي زندگي ما را تشكيل مي دهد. ما در ارتباطات خود به تبادل افكار، احساسات و تمايلات خود مي پردازيم، به ديگران نشان مي دهيم كه تا چه اندازه آنها را دوست داريم و براي آنها احترام قائليم . ما در ارتباطات خود به بيان شاديها، ترديدها، نارضايتي ها و ناراحتي هاي خود مي پردازيم .  ارتباط با شكل هاي مختلف خود نظير كلامي، نوشتاري، نمادين، غير كلامي ( شامل حركات صورت و دست )، در اكثر كارهاي ما از اهميت بسياري برخوردار است. در حقيقت 50 الي 75 درصد از كارهاي روزانه ي خود را به برقراري ارتباط نوشتاري، رو در رو يا تلفني اختصاص مي دهيم. البته 80 درصد از ارتباطات ما از نوع گفتاري است. در يك ارتباط نوع مطالب و نحوه ي بيان آن نقش بسيار مهمي در موفقيت ما دارد .[2] 

 

 

برقراري ارتباط شباهت بسياري به طي كردن يك مسير پرمانع را دارد. در درون ما موانعي وجود دارد كه صافيهاي ارتباطي ناميده مي شوند و براي غربال كردن اطلاعات، پيامها، محدود كردن دانسته ها و در نتيجه محدود كردن ارتباطات ما بكار مي روند. در محيط خارج موانعي نيز وجود دارند كه ارتباط را مختل مي سازند ( همچون صداهاي مزاحم، حواس پرتي در اثر شرايط محيط مانند گرماي زياد و...). همچنين ما بين دو نفر ناسازگاري هايي وجود دارد كه به راحتي باعث ايجاد سوء تفاهم و حتی تعارض مي گردد. در مقاله ي اول موانع ارتباطي را بر مي شماريم و آن ها را بررسي مي كنيم .

 

 اما اين موانع ارتباطي چگونه به وجود مي آيند .

 حقيقت شماره 1 ): والدين و اطرافيان و به طور كلي تمامي افرادي كه بر ما نفوذ دارند و با ما در تماس هستند به گونه اي با تجارب زندگي ما در آميخته مي شوند تا عقايد، باورها ي ذهني و فكري، الگوها، نمونه ها و ديدگاه هاي خاصي را در ما ايجاد نمايند .

حقيقت شماره 2): مغز سعي دارد به حوادث گوناگون نظم بخشيده و آن ها را پيش بيني كند تا در مواقع ضروري عكس العمل لازم را بروز دهد .

حقيقت شماره 3): مغز در تلاش خود براي ايجاد نظم بطور خودكار تجارب زندگي ما را بر اساس الگوهاي رفتاري تفسير ميكند. پس در جريان زندگي الگوها و باورهاي ذهني ما دائماً تقويت مي شوند .

با توجه به اين سه حقيقت كه برشمرديم مي توانيم بگوييم نياز براي نظم و پيش بيني، تمايل به ديدن آنچه كه انتظارش ديدنش را داريم، چشم پوشي از از اطلاعات ضدو نقيض و قدرت محض تفكرات عادي همه با هم تركيب شده و صافي هاي ارتباطي قوي و محكمي را تشكيل مي دهند. اين صافي هاي ارتباطي در واقع موانع يا معبرهاي فعال مغز ما هستند. از آنجايي كه مغز با سرعت زيادي كار مي كند، اين صافي ها در زمان كوتاهي وارد عمل مي شوند. چون بيشتر اين صافي ها و يا قواعد ذهني بصورت ناخودآگاه عمل مي كنند و خارج از حيطه ي آگاهي ما قرار دارند، ما از وجود آنها بي خبريم و در نتيجه شايد چون تابحال سعي نكرده ايم آنان را ارزيابي كنيم، از واقعي بودن آنان و همچنين فايده و ارزش آنان بي اطلاع مي باشيم  .

  اين موانع ارتباطي بگونه اي جنبه ي دفاعي دارند به اين معنا كه، هنگامي كه با فردي روبرو مي شويم اين صافي هاي ارتباطي ما مي باشند كه مشخص مي كنند با اين فرد چگونه رفتار كنيم. براي مثال به يك فرد مي رسيم كه از لحاظ جسمي ناراحت و خسته و درمانده به نظر مي رسد. در اين موقع يكي از موانع ارتباطي مانند "ارزيابي نابهنگام " پيش مي آيد و در ما اين تصور ايجاد مي شود كه فرد معتاد است پس ما با بي اعتنايي با او رفتار مي كنيم ( ارتباط ناصحيح). اين درحالي است كه ممكن است آن فرد مريض باشد، گرفتار باشد و يا احتياج به همدلي و كمك داشته باشد. نكته ي مهمي كه وجود دارد اين است كه بعضي از صافي هاي ارتباطي ( صافي هاي ارتباطي شامل الگوها، باورها و عقايد، تعصبات، فرضيات و كليشه هاي ذهني ما مي شوند )  موانع ارتباطي ما مي باشند؛ يعني به طور كامل به دور از واقعيت ودر نتيجه ي ارزيابي غلط و ارتباط ضعيف ما را در پي دارند .

 البته بعضي از الگوها و باورها مفيدند و ما را براي تغيير مسير آماده مي سازند. براي مثال عقايدي مانند   " من بايد به تمامي افراد محبت نموده و احترام بگذارم " و " انسان بايد زيرك باشد "   احتمالاً  عقايد مفيدي هستند. ( براي مثال، براي من اولي كاملاً درست و دومي بستگي به معناي زيركي دارد )

گاهي الگوها، عقايد و باورهاي ذهني ما مفيد و ارزشمند نمي باشند. متأسفانه اين باورها به آساني تقويت مي شوند. به عنوان مثال اگر بر اساس طرح ذهني خود بگوييم" من فردي خجالتي هستم و بيشتر مردم مرا دوست ندارند "، فوراً علائم دريافت شده از ديگران را اينگونه تعبير مي كنيم :  " آنها به من و آنچه مي گويم علاقه اي ندارند "،  " آنها مرا دوست ندارند ".  در اينگونه موارد ما به نشانه هاي دوستي و محبت در حرفهاي ديگران و همچنين تمايل ديگران براي شنيدن حرفهايمان توجهي نمي كنيم .

 بنابراين با تقويت چنين باوري فقط نشانه هاي عدم دوستي و علاقه را دريافت و تعبير مي كنيم. بعلاوه بصورت نا آگاهانه مي خواهيم به درستي اين باورهاي غلط خود اطمينان حاصل كنيم. ( مي خواهيم به خود اثبات كنيم كه ديگران ما را دوست ندارند )  [3]

حال تصور كنيد هر يك از افراد داراي صافي هاي ارتباطي گوناگون باشند. براي مثال اين پيرزن و اين جوان را در نظر گيريد (تصویربرای کاهش حجم فایل حذف شده است). در تصوير زير از نظر پيرزن همه ي جوانان افرادي تنبل و شلخته مي باشند. اين فرض او مستقيماً بر نحوه ي ارتباط او با جوانان تأثير مي گذارد .

 فكر كنيد مرد جوان نيز فرضيه ها و قواعد ذهني مخصوص به خود را داشته باشد. براي مثال تصور كنيد كه او تمامي پيرزنها را بدجنس و خبيث پندارد .

حالا ما دو نفر را پيش رو داريم كه بجاي ايجاد ارتباط از طريق درك صحبت هاي يكديگر، با تصوري كه از يكديگر دارند، حرف مي زنند. بيهودگي اين ارتباط را به راحتي مي توان پيش بيني نمود .

 از اينگونه موارد در جامعه ي ما كم نيست. اين ها نوعي كليشه سازي و قالب بندي هايي كه در ذهن اقشار مختلف اجتماعي نسبت به يكديگر وجود دارد. براي مثال قالب ها و كليشه هايي را كه بزرگترها نسبت به جوانان دارند را مطرح مي كنيم . اكثراً شنيده مي شود كه جوانان را اينگونه خطاب مي كنند :

 " اين جوون ها هنوز خام هستن، اينقدر بايد سرشون به سنگ بخوره تا بفهمن چطور زندگي كنند.  هنوز مونده. بايد اينقدر  سرد و گرم روزگار رو بچشند  تا دستشون  بياد. من اگه جاي اين جوون ها بودم از لحظه لحظه ي زندگيم استفاده مي كردم. ما جوون بوديم يه خونواده رو نون مي داديم. اين جوون ها اصلاً تو قيد و بند زندگي نيستند و ... " ( بقيه اش رو خودتون حدث بزنيد )

به تبع، جوانان نيز تصوراتي را از والدين خود و بزرگتر ها دارند. براي مثال:

 " همش فقط بلدند نصيحت كنن،  خودشون رو عقل كل مي دونند و عاري از خطا، فقط حرف مي زنند پاي عمل كه ميرسه هيچكدومشون به اون چيزهايي كه ميگن عمل نمي كنن، همه ي كارها فقط براي ما عيب هست و ... " ( حتماً زير نويس را بخوانيد )[4] 

پيشنهاداتي و نكاتي در اين مورد

 وقتي حس مي كنيد كه بجاي صحبت با يك فرد حقيقي داريد با تصورات خود از آن شخص گفتگو مي كنيد لحظه اي تأمل نماييد. اين نكته را در نظر گيريد كه شما در قبال گفته ي خود مسئوليد ( حتماً زير نويس را بخوانيد )[5]   هنگاميكه  از اين عقايد و تعصبات آگاهي يافتيد، مي توانيد آنها را به نحوي تجديد و تصحيح نماييد و ارتباط بهترو مفيد تري برقرار نماييد.

بعضي از صافيهاي ارتباطي رايج

-ارزيابي نابهنگام: در تلاش براي طبقه بندي افراد و برقراري ارتباط مناسب با آن فرد تصوري زودهنگام از فرد در ذهن خود پديد مي آوريم و با آن تصوير ارتباط برقرار مي كنيم كه ارتباط ما را ضعيف مي كند

 -مشغول بودن ذهن شما به مسائل ديگر : علاوه بر موانع دروني، موانع بيروني نيز وجود دارند در پاراگراف بعد به چگونگي برطرف نمودن اين مشكل سخن مي گوييم

-تمايل به دستيابي ناگهاني به نتايج 

-تعصب ( هر گونه تعصب ) : براي مثال وجود تعصبات در عقيده موجب ديد تحقير گونه يا خشونت آميز نسبت به افراد ديگر مي شود و ارتباط را مختل مي سازد .

-از دست دادن تمركز و توجه

-فرضيات : شامل گفته ها و شنيده هايتان و يا تفسيراتي در مورد فردي كه با آن در ارتباطيد مي شود .

- كليشه سازي : ساختن قالب ها و كليشه ها براي موارد مختلف كه به آن اشاره شد. براي مثال كليشه ي جوانان كه به آن اشاره شد  

-فشار رواني : فشار اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... باعث مي شود كه كنترل خود را بر روي ارتباطمان از دست بدهيم. هميشه عصباني باشيم. انقادهاي ديگران را نپذيريم و گاهاً بهانه بگيريم

- ضعف مهارتهاي شنوايي

-محدود بودن دايره ي حواس

- مشكلات شنوايي

- شنوايي انتخابي ( شنيدن مطالب دلخواه )

- عقايد ثابت

- پيش فرضها

- عقايد قبلي 

و...

موانع ارتباطي را كاهش دهيم و برناسازگاريها غلبه كنيم

در محيط خارج موانعي نظير سر و صدا، عوامل مزاحم، وقوع همزمان چيزهاي مختلف و غيره وجود دارند كه مي توانند تمركز حواس را بر هم زده و موجب گردند آنچه را مي شنويم تنها بخشي از يك پيام و يا پيامي دَرهم و مغشوش باشد. اين موانع مي توانند ما را دچار ناراحتي و عصبانيت نموده و توانايي ما را براي تفكر دقيق و برقراري ارتباطي خوب و مؤثر كاهش دهند.

پيشنهاداتي در اين مورد

تلاش براي رفع سر و صدا و عوامل مزاحم، تمركز بر روي گفته هاي شخص ديگر، روش خوبي براي غلبه بر چنين موانعي است. براي گفتگو، به يك مكان آرامتر يا جايي كه عوامل مزاحم آن كمتر است، برويد و يا قرار ملاقات خود را به زماني مناسبتر موكول كنيد. از ديگران بخواهيد كه مزاحمتان نشوند. با دقيق گوش دادن و خلاصه كردن نكات اصلي در ذهن مي توانيد حواس خود را بر روي آنچه گفته مي شود متمركز نماييد.

گاهي ما از برخي جهات با اشخاص ديگر متفاوت هستيم و نسبت به يكديگر ناسازگاريم. اين تفاوت برقراري ارتباط را براي ما دشوار مي سازد. سن، جنس، تفاوتهاي نژادي، تحصيلات، ويژگي ها، نظامهاي ارزشي و روش هاي زندگي از جمله تفاوت هاي موجود مي باشند. اين ناسازگاريها اغلب مي توانند بدون اينكه ما متوجه آن شويم فيلتر هاي ارتباطي نظير كليشه سازي، تعصب، ارزيابي هاي نا بهنگام و حتی فشار رواني را به وجود آورد. در مواردي كه ما و فرد مخاطب نگرش كاملاً متفاوتي نسبت به جهان داريم داريم حتی صحبت كردن به يك زبان هم، كار دشواري است. گاهي پيامي كه به ما مي رسد نارسا است. اين نارسايي در پيام دلايل مختلفي دارد؛ شايد يكي از ما، مشكل شنوايي داشته باشد و يا اينكه به روشني و وضوح نمي تواند صحبت كند، شايد يكي از ما سعي دارد كه در يك لحظه مطالب زيادي را مطرح كند اما اين  تنها موجب گيج شدن شنونده مي شود.

 پيشنهاداتي و نكاتي در اين مورد

 شناخت چنين موانعي به ما كمك مي كند تا بتوانيم بر آنها غلبه كرده و ارتباط موفقي را با ديگران برقرار كنيم . ما مي توانيم سؤال كنيم، كمي آرامتر يا بلندتر صحبت كنيم و هر آنچه را كه براي درك پيام فرد مقابل لازم است انجام دهيم.

 

توضيحات

1) دوستان عزيزاين نوشته خلاصه اي است از آنچه در كتاب " فهميدن و فهماندن و ارتباط مؤثر " كه نوشته ي كريس كول و وبا ترجمه ي پروانه ي كاراكيا مي باشد. بعضي از جملات عيناً نقل شده است و در عين حال بعضاً تجربيات شخصي نيز با توجه به نياز ضميمه گشته است. از دوست عزيزم " نويد ب " بخاطر معرفي اين كتاب و امانت دادن آن به بنده ي تشكر مي كنم.

2) در قسمت سوم اين مقاله با عنوان چگونه گفتن مهم است به اين موضوع مي پردازيم.

3) اين مورد را بخوبي در نظر گيريد. اين ديدگاه هاي منفي را از خود دور كنيد. همواره به دنبال علائمي از نشان علاقه ي ديگران به خود باشيد. حتماً اين علائم محبت و دوستي را دريافت خواهيد كرد. اين را بدانيد كه شما براي اطرافيانتان اهميت داريد. اگر مي خواهيد در الين عرصه موفق شويد خود پيش قدم شده و به ابراز محبت و دوستي نسبت به اطرافيانتان بپردازيد.

4) چون اين مطلب خارج از بحث مقاله بود در زيرنويس آورده شد. نكته ي مهمي كه در اين گفته ها وجود دارد اين است كه اين صحبت ها اكثراً مي خواهند پيامي را به جوانان بدهند اما بد مطرح مي شوند. براي مثال پيام متن بالا اين بود كه جوانان بايد تلاش خودشان را بيشتر نموده و از تجربيات بزرگترها نيز استفاده كنند. اين پيام را مي توان در جلسات مشورتي با اعضاي خانواده مطرح نمود نه با اين لحن و اينگونه. همچنين جوانان نيز بايد اين را درك كنند كه اگر نصيحت هاي والدين زياد است به اين دليل است كه مشكلات و مسائل بيرون از خانه را مي بينند و طبعاً مي خواهند شما را آگاه سازند. اين مشكل نيز به اين دليل است كه جوانان و والدين كمتر از خصوصيات يكديگر با اطلاع هستند. بهترين گامي كه مي توانيد به عنوان يك جوان برداريد اين است كه به برگزاري جلسات مشورتي در خانواده پردازيد. براي مثال خود من يك بار اين را امتحان كردم. تلوزيون را خاموش كردم، با يكديگر دعا خواندیم و بعد از آن با پدر و مادرم در مورد مشكلاتي كه پيش روي خانواده مان بود مشورت كرديم. البته من از قبل با خواهر و مادرم در اين مورد مشورت كرده بودم و با هم اين مشورت را برگزار كرديم.  

5) چند روز پيش داشتم در سات جوانيم جستجو مي كردم ، با مطلبي با عنوان " اشاره اي ساده " روبرو شدم. در اين مقاله نوشته شده بود كه "   مارك در حال قدم زدن بود كه پسري را ديد كه وسائلش بر روي زمين افتاده. به او كمك كرد تا وسايلش را جمع كند. در راه به صحبت كردن پرداختند و پسرك به او گفت كه به تازگي رابطه اش با يكي از دوستانش به هم خورده. به خانه ي پسرك ( بيل) كه رسيدند بيل مارك را دعوت كرد تا به داخل بيايد و آن دو تا عصر خنديدند و بازي كردن و به صحبت كردن پرداختند. از آن به بعد با هم به مدرسه مي رفتند و دوستيشان ادامه يافت. سه هفته مانده به فارق التحصيلي شان از دبيرستان بيل به مايك گفت: مي داني آنروز قصد داشتم خودكشي كنم، اما وقتي در آن لحظات به بازي و گفتگو و خنديدن با يكديگر پرداختيم، احساس کردم که اگر خودم را می کشتم، آن لحظات پراز شادی و آدمهایی را که بعدها در زندگی شناختم و از مصاحبتشان لذت بردم از دست می دادم. می بینی مارک؟ آن لحظه ای که تو کتابهایم را برداشتی و کمکم کردی، کار عظیمی انجام دادی. تو در واقع زندگی مرا نجات دادی. "حال مي بينيد ما در قبا ل آنچه مي گوييم مسئوليم. آنچه مي گوييم و آنگونه كه با ديگران رفتار مي كنيم ممكن است زندگي فردي را دگرگون كند. " اشاره اي ساده " اثر جان . و . شلاتر مي باشد و منبع مقاله سايت جوانيم  با آدرس اينترنتي :    www.javanim.org      

افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
قطره |1386-6-6 06:13:37
فكر مي‌كنم خواندن اين مقاله براي همه‌ي ما
مي تواند مفيد باشد و ما را در هر چه بهتر
رفتار كردن و زندگي كردن ياري رساند . با تشكر
شما از ايراندوست عزيز

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 

اعلانات

1-آدرس سایت: http://www.javanim.org 

 

همچنين خود جوانان عزيز بايد در پرورش و اصلاح مفاهيمي كه به نظرشان ناقص يا نادرست است اقدام كنند؛ البته با رعايت ادب و احترام نسبت به نويسنده يا هر فرد يا گروه ديگري؛ تا انشاء الله مطالبي كه مطرح مي شود آموزنده و مفيد باشد

2-ارسال عكس: دوستان عزيز مي توانندعكس هاي مناسب اين سايت را ازطريق ايميل زيربراي ما ارسال نمايند.عكس ها توسط خودشما تهيه شده باشد:

lover.loyal@gmail.com

3-مقالات وخواندني هاي مناسب رااز طريق «ارسال نوشته هاي شما» براي ما ارسال نماييد.درج يك خواندني از منبعي ديگر در اين سايت به معناي تأييد صحت آن مطلب يا تأييد منبع آن نيست؛ بلكه هدف، صرفاً توجه به مواردي است كه ممكن است وجود داشته باشد و استمداد از افكار و ايده هاي جوانان در جهت رفع مشكلات احتمالي و استفاده از امكانات و موقعيت هاي مثبت اجتماعي

 

4- لطفاً مقالات و مطالب خواندنی خود را که مناسب این سایت می دانید از طریق گزینه ی ارسال مطالب فوق برای ما ارسال دارید تا در سایت منتشر گردد و مورد استفاده ی همه ی کتربران قرار گیرد. 

5-مطالب جوانیم و نظرات و دیدگاه های دوستان را از طریق صفحه ی فیس بوک جوانیم با آدرس زیر دنبال نمایید:

facebook.com/javanim 

oruspu numarasi canli sohbet numaralari sohbet hatlari telefonda sohbet telefonda sex sohbet numaralari arac muayene dava sorgulama trafik ceza sorgulama isimden numara sorgulama bilinmeyen numaralar